PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گلبولهای قرمز



casper
28/11/2010, 21:03
Red Blood Cell : RBC


گلبولهای قرمز سلولهای بسیار مهمی هستند که بواسطة دارا بودن مولکول هموگلوبین، وظیفة اکسیژن رسانی به بافتهای مختلف را عهده دار می باشند. در بسیاری از مهره داران مانند خزندگان، پرندگان، ماهیها و...، گلبولهای قرمز هسته دار بوده، حاوی میتوکندری و ریبوزوم نیز می باشند. یعنی این سلولها در تمام طول عمر خود به ساختن هموگلوبین مشغولند. در انسان گلبولهای قرمز موجود در گردش خون فقط در طی دوران زندگی جنینی بصورت هسته دار هستند و گلبولهای قرمز بالغ در انسان فاقد هسته، ریبوزوم و میتوکندری بوده، لذا قادر به ساختن هموگلوبین نمی باشند و هموگلوبین موجود در آنها طی مراحل اولیة تکامل سلولی در مغزاستخوان ساخته شده و در سیتوپلاسم ذخیره می گردد. از آنجاییکه گلبولهای قرمز موجود در خون را نمی توان جدا از پیشسازهای آنها در مغزاستخوان دانست، مجموع گلبولهای قرمز و سلولهای سازندة آنها را بصورت بافت واحدی در نظر گرفته و به آن Erythron می گویند و به مجموعة گلبولهای قرمز خون محیطی Red Cell Mass اطلاق می شود.

مراحل تولید گلبولِ قرمز: به روند تکثیر و تمایز سلولهای ردة قرمز از مرحلة بلاستیک تا تشکیل گلبول قرمز بالغ اریتروپوئز اطلاق می گردد. بطور کلی اریتروپوئیز به ترتیب ذیل می گیرد:

پرونورموبلاست ← بازوفیلیک نورموبلاست ← پلی کروماتوفیلیک نورموبلاست ← اورتوکروماتوفیلیک نورموبلاست ← رتیکولوسیت ← اریتروسیت

در روند اریتروپوئز بتدریج اندازة سلولها کوچکتر، اندازة هسته کوچکتر، هسته متمایل به کنارة سلول، نسبت N/C کمتر و کروماتین هسته فشرده تر و پررنگ تر می شود.
بطور کلی در سیر تکامل اریتروسیتها، از زمانیکه یک پرونورموبلاست شروع به تکثیر توأم با تمایز می کند تا به RBC بالغ تبدیل شود، حدود6-4روز وقت لازم است که 3 روز آن تکثیر توأم با تمایز در مغزاستخوان است و این سه روز تحت تأثیر اریتروپوئیتین کوتاه نمی شود. در مدت این سه روز ابتدا یک پرونورموبلاست تکثیر همراه با تمایز انجام می دهد و به دو عدد بازوفیلیک نورموبلاست تبدیل می شود. این سلولها به ترتیب و به نوبة خود تکثیر همراه با تمایز انجام داده، ابتدا 4 پلی کروماتوفیلیک نورموبلاست و سپس 8 اورتوکروماتوفیلیک نورموبلاست بوجود می آید. در سلول اخیر تکثیر صورت نمی گیرد و فقط تمایز دارد و لذا 8 اورتوکروماتوفیلیک نورموبلاست به 8 رتیکولوسیت تبدیل می شوند. بنابراین از ابتدا تا تبدیل به رتیکولوسیت، 3 روز طول خواهد کشید.
اریتروپوئیتین روی CFU-E اثر گذاشته و تکثیر آنرا زیاد می کند، اما این مدت را کم نمی کند. 3 روز بعد عمر رتیکولوسیت است. رتیکولوسیت دو روز از عمر خود را در حالت طبیعی در مغزاستخوان می گذراند و یک روز را در خون محیطی. این مدت تحت تأثیر اریتروپوئیتین است. یعنی اریتروپوئیتین از عمر رتیکولوسیت در داخل مغزاستخوان کم کرده و بر مدت زمان عمر آن در خون محیطی می افزاید. بنابراین کل این رویداد، 6 روز طول می کشد؛ اما بسته به میزان اریتروپوئیتین ممکن است 6-4 روز طول بکشد تا محصولات پرونورموبلاست وارد خون محیطی شود که یا بصورت RBC بالغ است و یا بصورت رتیکولوسیت.

* طول عمرRBC بالغ نیز به طور متوسط120 روز است.
* در حالت طبیعی حدود10% از کل گلبولهای قرمز ایجاد شده در مغزاستخوان قبل از ورود به خون محیطی منهدم می شوند. به این امر خونسازی غیر موثر گفته می شود که در بعضی از بیماریها مانند آنمی مگالوبلاستیک افزایش می یابد.

casper
28/11/2010, 21:07
مرفولوژی سلولهای ردة اریتروئیدی

پرونورموبلاست یا پرواریتروبلاست
اولین سلول قابل شناسایی ردة اریتروئید است که تمام خصوصیات سلولهای بالغ را دارا می باشد:
1- بزرگترین سلول ردة اریتروئید می باشد (20μ) 2- هستة سلول گرد و مرکزی بوده و کروماتین آن باز (غیر فشرده) می باشد. 3- دارای یک یا چند هستک کمرنگ می باشد. در بین رده های اریتروسیتی، هستک تنها در پرونورموبلاست دیده می شود و از این مرحله به بعد هستک دیده نمی شود. 4- سیتوپلاسم این سلول بصورت حاشیة باریک و آبی رنگی در اطراف هسته دیده می شود که دارای ریبوزوم و میتوکندری است.
در میکروسکوپ نوری، پرونورموبلاست شباهت زیادی به میلوبلاست دارد ولی کروماتین میلوبلاست بازتر و پراکنده تر از پرونورموبلاست است و کروماتین پرونورموبلاست ضخیمتر و متراکم تر است. همچنین سیتوپلاسم پرونورموبلاست بازوفیلی تر است و به طور کلی در مقایسه با بلاستهای رده های مختلف بازوفیلترین سیتوپلاسم را پرونورموبلاست دارد.

بازوفیلیک نورموبلاست یا نورموبلاست اولیه یا prorobricyte
دومین سلول ردة اریتروئید است که:
1- اندازة آن کوچکتر و حدود μ15 است. 2- هستة آن فشرده تر است. 3- فاقد هستک است . 4- سیتوپلاسم آن حتی از پرونورموبلاست آبی تر است. که بعلت وجود ریبوزومهای فراوان است و در واقع بیشترین تعداد ریبوزومها را در این سلول می بینیم.
وظیفة اصلی بازوفیلیک نورموبلاست ساختن زنجیره های گلوبین طبق الگویی است که توسط mRNA از هستة سلول آورده شده است. بنابراین اولین علایم سنتز مولکولهای هموگلوبین در این مرحله شروع می شود ولی هنوز مولکول هموگلوبین در این سلول وجود ندارد.


پلی کروماتوفیلیک نورموبلاست یاIntermediate یا Ribricyte
سومین سلول ردة اریتروئیدی است که:
1- اندازة آن کوچکتر و حدود μ12 است. 2- هستة سلول متراکم تر و کوچکتر است. 3- فاقد هستک است. 4- درون سیتوپلاسم آن زمینة بازوفیلی و مناطق تغییر رنگ از آبی به قرمز دیده می شود. این امر نشانة ساخته شدن هموگلوبین است.
پلی کروماتوفیلیک نورموبلاست اولین سلول ردة اریتروئید است که مولکولهای هموگلوبین در آن به طورکامل ایجاد می شود. بیشترین مقدار میتوکندری در این سلول دیده می شود زیرا میتوکندری محل ساخته شدن Heme می باشد.


اورتوکروماتوفیلیک نورموبلاست یا اسیدوفیلیک نورموبلاست یا Late یا Metarobricyte
این سلول: 1- کوچکترین سلول هسته دار ردة اریتروئید است که قطر آن حدودμ10 است. 2- هستة این سلولها بقدری متراکم و فشرده است که به شکل جسم کوچک سیاهرنگ و معمولاً کناری دیده می شود. نسبت هسته به سیتوپلاسم2/1 یا3/1 می باشد. یعنی در اینجا میزان سیتوپلاسم بیشتر از میزان هسته شده است. به مچاله شدن و متراکم شدن هسته در این مرحله pyknosis گفته می شود. 3- فاقد هستک است. 4- سیتوپلاسم به رنگ قرمز (اسیدوفیل) دیده می شود که بعلت وجود مقادیر بسیار زیاد هموگلوبین در سیتوپلاسم سلول است. انتخاب واژة اورتوکروماتیک به این معنی است که سیتوپلاسم این سلول رنگ پذیری نزدیک به RBC رسیده دارد.
هستة پیکنوزة اورتوکروماتوفیلیک نورموبلاست تدریجاً از سلول خارج می شود که به سلول حاصله رتیکولوسیت می گویند. یعنی اورتوکروماتوفیلیک نورموبلاست تکثیر پیدا نمی کند و تنها تمایز پیدا کرده و به رتیکولوسیت تبدیل می شود.

casper
28/11/2010, 21:16
رتیکولوسیت یا سلول Shift یا Stress cell
1- دارای قطر μ10-8 بوده و کمی بزرگتر از RBC های بالغ هستند. 2- این سلولها فاقد هسته و هستک می باشند. 3- سیتوپلاسم آنها کمی آبی تر ازRBC های رسیده است و این پدیده به این دلیل است که ریبوزوم و بقایای ریبوزوم وRNA هنوز داخل سلول وجود دارد. در رنگ آمیزی حیاتی نیز رنگ موجب رسوب ریبو نوکلئو پروتئین به شکل شبکه می شود . به همین دلیل به این سلول رتیکولوسیت یعنی سلول شبکه ای می گویند.
تفاوتهای رتیکولوسیت باRBC بالغ آن است که: 1- اندازة آن کمی بزرگتر و سیتوپلاسم آن آبی تر است. 2- رتیکولوسیت دارای ریبوزوم و میتوکندری بوده و هنوز قادر است هموگلوبین بسازد و از متابولیسم اکسیداتیو (سیکل کربس) جهت تأمین انرژی استفاده کند. 3- از آنجاییکه رتیکولوسیتها عمل هموگلوبین سازی انجام می دهند، داری گیرندة ترانسفرین (حمل کنندة آهن) هستند ولیRBC ها گیرندة ترانسفرین ندارند.
رتیکولوسیتها بعد از اینکه دو روز را در مغزاستخوان به سر بردند، توسط عمل دیاپدز از طریق منافذ کوچکی که در دیوارة سینوزوئیدهای مغزاستخوان وجود دارد به داخل خون می ریزند و حدود یک روز در خون محیطی باقی مانده و سپس با از دست دادن ریبوزومها و میتوکندریها تبدیل به RBC بالغ می شوند. از آنجاییکه در حالت طبیعی حدود 1% از کل گلبولهای قرمز را رتیکولوسیتها تشکیل می دهند و طول عمر آنها در خون محیطی یک روز است، می توان نتیجه گرفت که مغزاستخوان در شرایط عادی روزانه حدود 1% کل گویچه های سرخ موجود در خون، اریتروسیت سازی می کند؛ تقریباً به همین مقدار نیز روزانه از گردش خون خارج می شود. لذا مقدار رتیکولوسیتهای خون محیطی نشانة خوبی از میزان فعالیت اریتروپوئیتیک مغزاستخوان است و تولید روزانة RBC را نشان میدهد. در مواقعی که اریتروپوئز شدیداً تحریک می شود، تعداد رتیکولوسیتهای خون محیطی نیز افزایش می یابد و افزایش رتیکولوسیتها بهنگام درمانِ کم خونی ها نشانه پاسخ به درمان می باشد.


گلبول قرمز بالغ
اریتروسیت یا Discocyte یا Hemocyte آخرین سلول بالغ ردة اریتروئید است که دارای مشخصات زیر می باشد:
1) کوچکترین سلول ردة اریتروئید است با قطرμ8-7، عرض μ7/1و fl96-80=MCV و سطح آن حدودμm²140 می باشد.
2) فاقد هسته، ریبوزوم و میتوکندری می باشد، لذا توانایی هموگلوبین سازی و استفاده از متابولیسم اکسیداتیو را ندارد و فاقد گیرندة ترانسفرین است.
3) سیتوپلاسم آن اسیدوفیل است که بدلیل وجود هموگلوبین می باشد.
4) گلبولهای قرمز همانند دیسکهای مقعرالطرفین می باشند. این ویژگی موجب می شود که گلبول قرمز با حجم کم سطح زیادی داشته باشد و بتواند تبادلات گازی را بخوبی انجام دهد.
5) در لامهای رنگ شدة خون محیطی، بخش مرکزی گلبولهای قرمز طبیعی کمرنگ تر و اطراف آنها پررنگ تر به نظر می رسد. این رنگ پریدگی (Central pallor) در گلبولهای طبیعی نباید از یک سوم قطر گلبول قرمز بیشتر باشد.
6) گلبولهای قرمز سالم و طبیعی بعلت ساختمان ویژه ای که دارند ، دارای قابلیت انعطاف پذیری زیادی بوده و می توانند بدون آسیب دیدگی مانند یک واشر لاستیکی در جهات مختلف خم شوند. این خاصیت به آنها اجازه می دهد که بتوانند از منافذی با قطر بسیار کمتر از خودشان (تا4میکرون) سلامت عبور کنند.
7) گلبولهای قرمز را نباید صرفاً بدلیل نداشتن هسته، ریبوزوم و میتوکندری، یک سلول غیر فعال پنداشت. این سلولها مانند سایر سلولهای بدن زنده و فعال بوده و دارای مسیرهای مخصوص برای متابولیسم و تولید انرژی هستند.
8) یکی از جالب ترین ویژگی های گلبول قرمز، قدرت ترمیم سیتوپلاسم بدنبال آسیب به غشاء سلول است.

غشاء گلبول قرمز
از لحاظ ترکیب، غشاء گلبول قرمز شامل50% پروتئین، 40% لیپید و10% کربوهیدرات می باشد و از لحاظ ساختمانی شامل دو لایة فسفولیپیدی است که در لابه لای آن مولکولهای پروتئین و کلسترول قرار گرفته اند:
1) مولکولهای فسفولیپید دارای یک سر آب گریز (هیدروفوب) و یک سر آبدوست (هیدروفیل) هستند و دو لایة فسفولیپید طوری قرار می گیرند که سرهای هیدروفوب آنها بر روی همدیگر واقع می شوند و سرهای هیدروفیل به سمت خارج و داخل سلول قرار می گیرند و به این ترتیب به صورت دو ورقة چسبیده بهم در می آیند.
2) لابه لای مولکولهای فسفولیپید مولکولهای کلسترول قرار دارند که در ورقة خارجی غشاء تراکم آنها بیشتر است. این مولکولها در ایجاد قابلیت انعطاف پذیری غشاء نقش مهمی ایفا می کنند.
3) نوع دیگری از مولکولهای چربی در غشاء RBC یافت می شوند که متصل به مولکولهای قندی بوده و گلیکولیپید نامیده می شوند. همچنین مولکولهای دیگری بنام گلیکوفورین وجود دارند که ترکیب پروتئین و قند هستند. گلیکولیپیدها و گلیکوفورینها خاصیت آنتی ژنیک داشته و در واقع آنتی ژنهای گروه های خونی را تشکیل می دهند.
4) پروتئینهای غشاءRBC را می توان به دو گروه تقسیم نمود:
· پروتئینهایIntegral : پروتئینهایی هستند که تماماً در ضخامت غشاء سیتوپلاسمی قرار گرفته اند یعنی یک سر این پروتئینها در داخل سلول و یک سر آنها در خارج سلول قرار می گیرد. مهمترین پروتئین این دسته عبارت است از پروتئین موسوم به پروتئین باند3. این پروتئین کانال عبور آنیونها مانند کلر و بیکربنات می باشد.
· پروتئینهای ساختمانی(Structural) : پروتئینهایی هستند که در سمت داخل غشاء سیتوپلاسمی قرار دارند و اسکلت و داربست اصلی ساختمان RBC را تشکیل می دهند. مهمترین پروتئین ساختمانی اسپکترین است که بصورت زنجیره های دوتایی در هم پیچیده، بلافاصله در زیر غشاء قرار می گیرد. طبیعی بودن ساختمان مولکولی اسپکترین جهت حفظ شکلِ طبیعی RBC ها ضروری است. برای مثال در بیماری اسفروسیتوز ارثی که نوعی کم خونی همولیتیک است، اِشکال اصلی در زنجیره های اسپکترین می باشد.
5) بر سطح گلبولهای قرمز نوعی مولکول قندی خاصی بنام اسیدسیالیک وجود دارد که دارای بار منفی می باشد. وجود همین بار منفی موجب می شود که RBC ها در حالت نرمال فاصله ای حدود 25نانومتر با هم داشته باشند و همچنین مانع از چسبیدن RBC ها به جدار رگهای خونی می گردد.

casper
28/11/2010, 21:21
گلبولهای قرمز و مقاومت در برابر اکسیداسیون
اکسیژنی که توسط گلبول قرمز حمل می شود و همچنین مواد اکسید کننده ای که انسان همه روزه با آنها سر و کار دارد ( مانند باقلا، آسپرین، سولفونامیدها و داروهای ضد مالاریا)، می توانند به RBC آسیب بزنند. این آسیب بدلیل ایجاد مشتقات پرانرژی اکسیژن مانند H2O2 و رادیکالهای آزاد اکسیژن مانند یون سوپراکسید (O2¯) و یون OH و اثر آنها بر RBC می باشد. حساسترین مناطق آسیب پذیر RBC در برابر اکسیداسیون عبارتند از: آهن دوظرفیتی موجود در هموگلوبین، پروتئینهای غشاء و آنزیمهای دارای گوگرد. اما گلبول قرمز طبیعی دارای سیستمهایی است که از ایجاد این آسیب ممانعت می کنند یا آنرا به حالت اول برمی گردانند:
1- چنانچه Fe²+ به Fe³+ تبدیل شود، آنزیم Cytochrome-b5-reductase ، آهن فریک را احیاء کرده و به حالت اول یعنی فرو برمی گرداند. کوآنزیم این آنزیم NADH است که از مسیرِ گلیکولیز تأمین می شود.
2- سیستم دیگری موسوم به گلوتاتیون کاربرد موثری در این رابطه دارد.

گلوتاتیون یک تری پپتید است که از سه اسید آمینة گلیسین، سیستئین و گلوتامیک اسید تشکیل شده است و گوگرد موجود در سیستئین آن بصورت گروه سولفیدریل (-SH) می باشد. در زمان برخورد با مواد اکسید کننده، دو مولکول گلوتاتیون به کمک هم وارد عمل شده و از محل گروه سولفیدریل شان، اکسید شده و به هم متصل می شوند. به این ترتیب گلوتاتیون که در حالت احیاء شده (G-SH) بود، با مادة اکسید کننده واکنش داده و بصورت گلوتاتیون اکسید شده (G-S-S-G) درآمده و در نتیجه مادة اکسید کننده را خنثی می سازد.

گلوتاتیون اکسید شده مجدداً توسط آنزیم گلوتاتیون ردوکتاز و کوآنزیم NADPH2 احیاء شده و جهت مقابله با مواد اکسید کننده بکار می رود. NADPH2 از مسیری موسوم به پنتوزفسفات یا هگزوزمنوفسفات یا مسیر آلترناتیو تأمین می شود. در این مسیر آنزیمِ G6PD، روی گلوکز6فسفات اثر کده و موجب تولید NADPH2 می گردد. در کمبود آنزیم G6PD بعلت عدم تولید NADPH2 و در نتیجه عدم تولید گلوتاتیون احیاء، RBC نسبت به عوامل اکسید کننده حساس شده و زنجیره های پروتئینی گلوبین دناتوره می گردند و در مجاورت غشاء سلول رسوب کرده و منجر به آسیب غشاء و همولیز می شوند. اگر این گلبولهای قرمز را با رنگهای حیاتی مانند کرزیل بلو رنگ کنیم، ذرات هموگلوبین دناتوره بصورت اجسام متراکم متصل به غشاء موسوم به اجسام هاینز مشاهده می شوند.

الکترولیتهای گلبول قرمز
مانند همة سلولهای بدن، غلظت پتاسیم داخل RBC بسیار بیشتر غلظت پتاسیم مایع خارج سلولی می باشد و مقدار سدیم آن بسیار کمتر از غلظت سدیم خارج سلولی است. وجود اختلاف غلظتهای فوق برای بقای RBC ضروری است. لذا در هر RBC حدود 300 عدد پمپ Na-K وجود دارد که بطور فعال و با مصرف انرژی، سدیم را از سلول خارج کرده و پتاسیم را به آن وارد می کند ( یعنی بر خلاف شیب غلظت عمل می کنند). غلظت یون کلسیم داخل سلولی نیز بسیار کمتر از کلسیم خارج سلولی است (مانند سدیم) و RBC مجهز به پمپهایی است که بطور فعال و با مصرفATP کلسیم را از داخل به خارج می راند.

متابولیسم انرژی در گلبول قرمز
گلوکز از طریق کانالهای پروتئینی مخصوصی که در غشاء RBC وجود دارد، بدون صرف انرژی و از طریق انتقال تسهیل شدة غیرفعال(Faciliated passive diffusion) ، وارد RBC می شود. این عمل در مورد ِRBC همانند سلولهای مغزی و کبدی بدون دخالت هورمون انسولین صورت می گیرد. از آنجاییکه RBC فاقد میتوکندری است، توانایی اکسیداسیون هوازی را ندارد و انرژی مورد نیاز خود را از طریق اکسیداسیون بیهوازی گلوکز یا مسیر گلیکولیز تهیه می نماید. بطور کلی سه مسیر جهت متابولیسم گلوکز درRBC وجود دارد:
Á گلیکولیز یا مسیر Embden-Mayerhof : حدود90% گلوکز مصرفی RBC از این راه متابولیزه می شود و این مسیر تنها راهی است که در آن انرژی بصورتATP تولید می شود.
Á مسیر فرعی هگزوز منوفسفات یا پنتوز فسفات: این مسیر از گلوکز6فسفات شروع می شود و منجر به تولید NADPH2 می گردد، که برای ایجاد گلوتاتیون احیاء ضروری است.
Á مسیر فرعی Rapaport Lubring : در این مسیر 2-3-DPG تولید می شود. این ماده با زنجیره های بتای گلوبین ترکیب شده و بعلت تغییرات فضایی ویژه ای که در ساختار مولکول هموگلوبین می دهد، میل ترکیبی آنرا با اکسیژن کم کرده و موجب انحراف منحنی اشباع هموگلوبین به سمت راست می گردد. بنابراین افزایش 2-3-DPG باعث تسهیل جداسازی اکسیژن از هموگلوبین در بافتها می شود. این موضوع مکانیسم جبرانی مهمی را جهت مقابله با هیپوکسی در آنمی ها تشکیل می دهد.
** مسیر امبدن میرهوف در همة سلولهای بدن وجود دارد ولی مسیر راپاپورت لوبرینگ فقط درRBC وجود دارد.

مورفولوژی گلبولهای قرمز
به طور کلی به هنگام بررسی مورفولوژیک گلبولهای قرمز در زیر میکروسکوپ، چهار نکته در نظر گرفته می شود:
1- تغییر در اندازة گلبول قرمز 2- تغییر در رنگ پذیری گلبول قرمز 3- تغییر در شکل گلبول قرمز 4- وجود اجسام غیرطبیعی در گلبول قرمز
پدید آمدن تغییر در اندازه، شکل، رنگ پذیری و دیگر تغییراتی که بر اثر اشکال در نمونه گیری و تهیة لام و رنگ آمیزی بوجود میآیند، بطورکلی آرتیفکت (Artifact) خوانده می شوند. در موارد مشکوک به آرتیفکت بهتر است نمونه گیری از بیمار تکرار شده و یا یک قطره خون تازة بیمار را مستقیماً و بدون رنگ آمیزی زیر میکروسکوپ بررسی می کنیم.

تغییر در اندازة گلبول قرمز
1) Normocyte : نورموسیت به معنی RBC با اندازة طبیعی است که قطر آن8-7میکرون وMCV آن96-80 فمتولیتر باشد.
2) Microcyte : میکروسیت به معنی RBC کوچکتر از اندازة طبیعی است که در آن قطر متوسط گلبولها از 6 میکرون وMCV از 76 فمتولیتر کمتر باشد. کمخونی فقرآهن مهمترین علت میکروسیتوز است و چون معمولاً با کاهش هموگلوبین سلولی همراه است، ضخامت RBC نیز کاهش یافته و در نتیجه پس از رنگ آمیزی مشاهده می شود که بخش کمرنگ مرکزی گلبول قرمز بزرگتر شده است. در میکروسیت معمولاً MCV ،MCH وMCHC کاهش نشان می دهند.
3) Macrocyte : ماکروسیت به معنی گلبول قرمز بزرگتر از حد طبیعی که در آن قطر متوسط گلبولها از 8 میکرون بیشتر و از20 میکرون کمتر و MCV بیش از 96 فمتولیتر باشد. ماکروسیت در کمبود ویتامین B12 و همچنین در رتیکولوسیتوز در خون مشاهده می شود.
4) Gigantocyte : ژیگانتوسیت به RBC هایی اطلاق می شود که قطر آنها بیش از 10 میکرون باشد. این امر معمولاً بر اثر عدم تقسیم میتوز ایجاد می شود و تنها تمایز ردة اریتروئیدی صورت گرفته است.

5) Megalocyte : سلولی است که قطر آن به طور متوسط 2/9-1/9 میکرون بوده و علاوه بر آن ضخامت RBC نیز زیاد شده است، بطوریکه منطقة کمرنگ مرکزی در آنها دیده نمی شود. در این حالت RBC ها حالت مقعرالطرفین ندارند. مگالوسیت بر اثر کمبود ویتامین B12 و اسید فولیک ایجاد می شود.

Anisocytosis (6 : آنیزوسیتوز یعنی وجود گلبولهای سرخ به اندازه های مختلف خارج از محدودة نرمال. این حالت در بسیاری از آنمی ها بوجود میآید و یک حالت غیر اختصاصی است. گاهی اوقات بدنبال تزریق خون به یک فرد بیمار در لام خون محیطی دو نوع RBC به اندازه های مختلف دیده می شود که یکی از آنها مربوط به فرد بیمار و دیگری مربوط به RBC تزریق شده است. به این حالت Dimorphism اطلاق می شود که نباید آنرا با آنیزوسیتوز اشتباه گرفت

casper
28/11/2010, 21:30
تغییر در رنگ پذیری گلیول قرمز
1) Normochromia : حالتی است که گلبولهای قرمز از لحاظ رنگ پذیری طبیعی باشند و در واقع حالتی است که در آن یک ناحیة کمرنگ مرکزی (Central Pallor) به قطر حدود یک سوم گلبول دیده می شود.
2) Hypochromia : اگر ضخامت گلبول قرمز کاهش یابد یا غلظت هموگلوبین آن کم شود، وسعت ناحیة کمرنگ مرکزی افزایش یافته و بزرگتر بنظر می رسد. به این حالت هیپوکروم اطلاق می شود که بهترین مثال آن کمخونی فقرآهن است. در این کمخونی هم حجم سلول کاهش دارد، هم ضخامت آن کم شده و هم غلظت هموگلوبین سلول کاهش می یابد. به عبارتی دیگر هر سه اندکس گلبولی (MCV,MCH,MCHC) پایین می باشند.
3) Anulocyte : نهایت هیپوکرومی می باشد که در آن هموگلوبین فقط در جدار RBC وجود دارد.
4) Hyperchromia : افزایش ضخامت RBC باعث خواهد شد که در لام خون محیطی وسعت ناحیة کمرنگ مرکزیِ RBC کمتر شده و سلول را پررنگ تر ببینیم، که به آن هیپرکرومیا می گویند. با اینکه از نظر تئوری می توان تصور کرد که اگر غلظت هموگلوبین در RBC زیاد شود ایجاد هیپرکرومی خواهد نمود، اما عملاً چنین حالتی وجود ندارد یا بسیار نادر است. مهمترین علت هیپرکرومی، کمبود ویتامین B12 یا کمبود اسید فولیک است.
5) Anisochromia : به حالتی گفته میشود که در لام خون محیطی تعدادی از سلولها نورموکروم و تعدادی هیپوکروم باشند.
6) (Polychromatophilia) Polychromasia : به حالتی گفته می شود که در رنگ آمیزی معمولی (رومانوفسکی) بعضی از RBC ها کمی حالت بازوفیلی نشان بدهند، یعنی رنگهای قلیایی را بیشتر جذب کرده و رنگ آنها آبی شود. این وضعیت معمولاً براثر افزایش رتیکولوسیتها دیده می شود زیرا رتیکولوسیتها در سیتوپلاسم خود دارای اسیدهای نوکلئیک هستند که موجب جذب رنگهای قلیایی می شوند.



تغییر در شکل گلبولهای قرمز

Spherocyte :sphereبه معنی کُره است، بنابراین اسفروسیت یعنی سلول کروی. در این حالت گلبول قرمز کروی، کوچک، باقطرμ4 و توپُر می باشد. در اسفروسیت نسبتS/V در مقایسه با سلولهای طبیعی کاهش می یابد، در نتیجه اسفروسیتها بصورت سلولهای کوچکتر و پررنگتر از حالت طبیعی دیده می شوند که رنگ پریدگی مرکز آنها یا از بین رفته یا بسیار کوچک شده است. تفاوت گلبول میکروسیت با اسفروسیت آن است که در میکروسیت قطر کاهش یافته ولی ضخامت معمولاً تغییر نمی کند، در حالیکه در گلبول اسفروسیت قطر کاهش یافته و ضخامت افزایش می یابد.
مهمترین علل اسفروسیتوز عبارتند از: اسفروسیتوز ارثی، ناسازگاری سیستم ABO بین مادر و جنین، DIC .

Elliptocyte یا Ovalocyte : در این حالتRBC بجای اینکه دایره ای شکل باشد، بیضی شکل است. در افراد نرمال کمتر از 1% گلبولها الیپتوسیت هستند و بیشترین مقدار آن در الیپتوسیتوز ارثی مشاهده می شود که قطر آنها90-70% گلبولهای قرمز می باشد.

Stomatocyte : در این حالت بخش کمرنگ مرکزی به دایره ای بصورت شکاف مستطیلی شکل شبیه شیار گندم و یا دهان ماهی در میآید. نیمرخ این سلولها در حالتی که هنوز فیکس نشده باشند تقریباً شکل کاسه یا فنجان است. یکی از مواردیکه در آن استوماتوسیتوز دیده می شود، Rh Null می باشد. Rh Null حالتی است که درآن گلبولهای قرمز، فاقد کلیة آنتی ژنهای سیستم Rh می باشند و از آنجاییکه این آنتی ژنها جزئی از ساختمان غشاء RBC هستند، فقدانشان موجب ایجاد استوماتوسیت می گردد. این نوع گلبول بعلت مقاومت گلبولی بسیار پایین، خود به خود لیز می شود.

Tear Drop یاDacrocyte : در این حالت گلبولها شبیه قطرة اشک یا گلابی شکل می باشند. این سلولها معمولاً بعلت تغییر شکل ساختمانی که در منافذ موجود در سینوزوئیدهای مغز استخوانی بوجود آمده، حین عبور و ورود به داخل خون محیطی دچار این تغییر شکل می شود. این حالت در میلوفیبروز دیده می شود.

Leptocyte : لپتوسیت گلبول قرمز با غشاء نازک می باشد، که حلقة نازکی از هموگلوبین در اطرافِ آن وجود دارد و قسمتِ مرکزی آن بیرنگ است. در این حالت برعکس اسفروسیت، قطر افزایش و ضخامت سلول کاهش یافته است، در حالیکه در گلبول ماکروسیت قطر افزایش و ضخامت تغییری نمیکند. در لپتوسیت نسبت S/V در مقایسه با سلولهای طبیعی افزایش می یابد. لپتوسیتها در تالاسمی، بیماریهای کبدی و اختلالات متابولیسم لیپیدها دیده می شوند.

Target cell : سلول هدف که به آن کلاه مکزیکی و Codocyte نیز میگویند، نوعی لپتوسیت است که در آن گلبول قرمز با مرکز و اطرافِ تیره و حلقة روشن بین مرکز و اطراف مشاهده می شود. در تارگت هم ضخامت و هم حجم سلول کمتر از سلول معمولی بوده و در عوض سطح آن بیشتر است. بیماریهایی که در آنها این سلول دیده می شود عبارتند از: تالاسمی مینور، هموگلوبینوپاتیهای E, C, D, S, SDو بعد از طحال برداری.
هنگامیکه در غشاء RBC نسبت چربیها بهم بخورد، تارگت سل دیده می شود. برای مثال در کمبود آنزیم LCAT ، تارگت سل در خون محیطی دیده می شود. در این حالت، لسیتین و کلسترول غیر استریفیه افزایش و کلسترول استریفیه و لیزولسیتین کاهش دارند.

Echinocyte : اکینوسیت نوعی گلبول قرمز کنگره دار (Crenated cell) می باشد، یعنی در این حالت گلبولهای قرمز به شکل گِرد یا دراز و دارای حاشیة مضرّس می باشند، بطوریکه 30-10 عدد خار درشت و کوتاه به اندازه های مساوی و در فواصل منظم تمام سطح خارجی سلول را پوشانده است. لبة این برجستگی ها گِرد بوده و بطور یکنواخت در سطح سلول پراکنده اند. مواردیکه در آنها اکینوسیت دیده می شود عبارتند از: خون محیطی نوزادان طبیعی، نارسایی مزمن کلیه یا اورمی، زخم معده و کم شدن ATP داخل RBC مثلاً بعلت کمبود پیرووات کیناز.
مشاهدة اکینوسیت در لام خون محیطی رنگ شده فاقد ارزش است و باید پیگیری شود، به این معنا که ابتدا خون تازه از مریض گرفته، با سرم فیزیولوژی رقیق کرده، با لام و لامل پلاستیکی پوشانده و مشاهده میکنیم (زیرا شیشه بدلیل قلیایی بودن اثر اکینوسایتوژنیک دارد) و اگر اکینوسیت مشاهده شد گزارش میکنیم.

Acanthocyte : آکانتو به معنی خار است و آکانتوسیت نیز نوعی گلبول قرمز کنگره دار است که در سطح خود دارای برجستگی های خار مانند است. این حالت غیرقابل برگشت بوده و نشانة خرابی کامل سلول است. فرق آکانتوسیت با اکینوسیت آن است که : 1- تعداد برجستگی های آکانتو کمتر است (10-5 عدد) 2- خارهای آکانتو تیز، بلند، دارای انحناء، نامنظم و غیرهم اندازه می باشند.
مواردیکه در آن آکانتوسیت دیده می شود عبارتند از: آبتالیپوپروتئینمی، بیماری مزمن کبدی (الکلیسم) و کمبود پیرووات کیناز.
آبتالیپوپروتئینمی یک بیماری ارثی است که در آن اختلال در جذب چربی و تنظیم چربیهای خون وجود دارد. این بیماری همراه با استئاتوره، اختلالات شبکیة چشم و کاهش غلظت کلسترول خون می باشد. علت تغییر شکل RBC در این حالت بهم خوردنِ نسبت کلسترول غیراستریفیه به فسفولیپید در بعضی نقاط غشاء می باشد.

Schistocyte یا Schizocyte : گاهی اوقات گلبول قرمز بدلیل صدمات مکانیکی که به آن وارد میآید شکسته و قطعه قطعه می شود. این قطعات نامنظم که دارای هموگلوبین می باشند،Pyknocyte نیز نامیده می شوند. این سلولهای شکسته گاهی شبیه کلاه خود (Helmet cell) ، گاهی شبیه مثلث (Triangle cell) و گاهی شبیه شاخ (Keratocyte) دیده می شوند. مهمترین علل ایجاد شیستوسیت عبارتند از:
1) کمخونی همولیتیک میکروآنژیوپاتیک: هرگاه الیاف فیبرین در جریان خون تشکیل شود (مانندDIC)، گلبولهای سرخ بعلت برخورد با این موانع شکسته می شوند و ایجاد شیستوسیت میکنند.
2) کمخونی همولیتیک ماکروآنژیوپاتیک: در بیمارانی که دریچة قلب مصنوعی دارند، RBC ها بعلت برخورد با دریچه شکسته می شوند.

Bur cell و Spur cell : بورسل یک کراتواکینوسیت است و اسپورسل یک شیزوآکانتوسیت می باشد. بورسل در اورمی و کمبود پیرووات کیناز دیده می شود.

Sikle cell یاDrepanocyte : پلیمریزه شدن و رسوب انواع غیرطبیعی هموگلوبین باعث تولید RBC های داسی شکل می شود. این سلولها علاوه بر حالت داسی شکل ممکن است به اشکال هلالی، بیضوی یا شبیه دانة جو (Oat shape cell) دیده شوند. بیشترین حالتی که باعث ایجاد این سلولها می شود، کمخونی داسی شکل می باشد. اما در سایر انواع هموگلوبینوپاتیهای غیر طبیعی نیز مانند Hb-C وHb-E ممکن است در خون محیطی دیده شوند. حالت داسی شدن سلولها برگشت پذیر می باشد زیرا اگر این گلبولها در معرض اکسیژن قرار بگیرند، تغییر شکل داده و به حالت نرمال تبدیل می شوند.

Selenoid body : در این حالت گلبول قرمز شبیه داس می باشد ولی علت آن غیر طبیعی بودن زنجیرة هموگلوبین نیست، بلکه بعلت تغییر در مقادیر لیپوپروتئینهای پلاسما و اختلال در غشاء سلول بوجود میآید.

Blister cell : در این نوع سلول بعلت فقدان هموگلوبین در بخشی از آن، قسمتی از RBC کاملاً سفید و خالی بنظر می رسد و شبیه به تاول می شود. بنابراین این سلول حاوی یک یا چند واکوئل می باشد. بلیسترسل در واقع نهایت فشردگی گلبول و هموگلوبین درون آن است. موارد مهمی که بلیسترسل در آنها مشاهده می شود عبارتند از: آنمی همولیتیک میکروآنژیوپاتیک (بعلت ضربه بهRBC) و بیماری فاویسم بعلت کمبود آنزیم G6PD و رسوب هموگلوبین در بخشی از گلبول قرمز.

Knizocyte : گلبولهای قرمزی هستند که شبیه قسمت تنگ بطری بوده یا گلدانی شکل می باشند و در آنمی همولیتیک اسفروسیتوزارثی دیده می شوند.

Poikilocytosis : به حالتی گفته می شود که RBC ها دارای اشکال متفاوت هستند و معمولاً با آنیزوسیتوز و تغییر رنگ و Hb، RBC ها می باشد.

casper
28/11/2010, 21:35
اجسام غیر طبیعی داخل گلبول قرمز

گلبول قرمز هسته دار(NRBC) : RBC های بالغ انسان برخلافِ مهره داران رده های پایین، فاقد هسته بوده و پیشسازهای هسته دار آنها در حالت طبیعی فقط در مغزاستخوان یافت می شوند. حضور گلبول قرمز هسته دار در خون محیطی به معنی پرکاری مغزاستخوان، خونسازی اکسترامدولار و یا جایگزینی مغزاستخوان می باشد. حالتهایی که در خون NRBC دیده می شود عبارتند از:
Á نوزادان طبیعی ظرف 4-3روز اول تولد.
Á نیاز شدید به گلبولهای قرمز که معمولاً بدنبالِ خونریزی یا همولیز و همراه با پرکاری شدید مغزاستخوان بروز می کند. از جمله می توان بیماری همولیتیک نوزادان (اریتروبلاستوزفتالیس) و تالاسمی ماژور را نام برد.
Á جایگزینی مغزاستخوان توسط بافتهای غیرطبیعی و خونسازی خارج مغزاستخوانی.
NRBCی که در خون دیده می شود، معمولاً از نوع ارتوکروماتیک نورموبلاست و پلی کروماتوفیلیک نورموبلاست و ندرتاً از نوع بازوفیلیک نورموبلاست می باشد.
معمولاً همراه با NRBC ، اشکال نارسِ گرانولوسیتها نیز در خون محیطی مشاهده می شود که به این حالت واکنش لوکواریتروبلاستیک می گویند.

Howell-Joly body : این اجسام عبارتند از قطعات کوچکی به اندازة 2-1میکرون که باقیماندة هستة سلول بوده و از جنس DNA می باشند. بنابراین در رنگ آمیزی فولگن رنگ میگیرند و در رنگ آمیزی معمولی (رومانوفسکی) نیز به صورت یک یا چند نقطة گِرد و بنفش یا سیاهرنگ درون سیتوپلاسمِ RBC دیده می شوند. در حالت طبیعی طحال قادر است به کمک ماکروفاژهای خود، این اجسام را از داخل RBC بیرون بکشد (عملِpitting). ولی در کم کاری طحال یا آتروفی طحال یا طحال برداری و یا در مواردیکه تولید این اجسام زیاد شده باشد، آنها را به تعداد زیاد درونِ RBC های خون محیطی می بینیم. در آنمی مگالوبلاستیک این اجسام به تعداد زیاد درون گلبولهای قرمز دیده می شوند.
Pitting یکی از اعمالِ طحال است که طی آن بدونِ آسیب دیدگی یا کشته شدنِ RBC ، ماکروفاژهای طحال، اجسام غیرطبیعی مانند هاول ژولی و هاینز را با گاز گرفتن، از سلول اصلی خارج می سازند و لذا گاهی اوقاتRBC به شکلِ سلول گازگرفته شده یا Bite cell در خون محیطی دیده می شود.

Papen Heimer body : این اجسام ذراتی از جنس آهن یا فریتین می باشند که با رنگ آمیزی آبی پروس به صورت یک یا چند ذرة کوچک آبی روشن دیده می شوند و با رنگ آمیزی رایت گیمسا نیز شاید به رنگ آبی کمرنگ دیده شوند. به گلبولهای قرمز فاقد هسته که دارای این گرانولها باشند، سیدروسیت (Siderocyte) و به سلولهای ردة اریتروئید که دارای هسته بوده و در سیتوپلاسمشان نیز دارای این گرانولها هستند سیدروبلاست می گویند. در مغزاستخوان افراد طبیعی، حدود50-30% نورموبلاستها، سیدروبلاست هستند و دارای 3-1 عدد گرانول آهن می باشند. در آنمی سیدروبلاستیک بیش از60% اریتروبلاستها، سیدروبلاست هستند و بیش از 3 گرانول آهن دارند و آهن بصورت حلقه یاring دور هسته را فرا گرفته و پراکنده نمی باشد.

Basophilic Stippling : گاهی اوقات درونِ RBC ها، در رنگ آمیزی معمولی ذرات بسیار زیاد و بسیار کوچک غبار مانندی به رنگ آبی مایل به خاکستری دیده می شود که اندازة این ذرات با هم برابر بوده و بطور یکنواخت در تمام سیتوپلاسمِ RBC پخش شده اند. این ذرات از جنس RNA می باشند و چون به شکل نقطه نقطه هستند، Basophilic stippling نام دارند. پس از خروج هسته از RBC در حال بلوغ، RNA موجود در سلول و ریبوزومها توانایی خروج از سلول را نداشته، بلکه باید توسط آنزیم 5´-Nucleotidase به مولکولهای کوچک شکسته شده و سپس به طریقة انتشار از سلول خارج شوند. بنابراین در کمبود مادرزادی این آنزیم و یا در مسمومیت با سرب که این آنزیم مهار می شود، بازوفیلی منقوط مشاهده می شود. همچنین در رتیکولوسیتوز شدید (مانند کمخونی های همولیتیک)، ذرات RNA داخل رتیکولوسیتها بصورت بازوفیلی منقوط دیده می شوند.

Heinz body : اکسیده شدن هموگلوبین یا گلوبین موجب تخریب و رسوب آن برروی جدار داخلی گلبولهای قرمز می شود. این گلبولهای قرمز در رنگ آمیزیهای معمولی (رومانوفسکی) هیچ تغییری را نشان نمی دهند و مانند سایر گلبولهای طبیعی دیده می شوند؛ ولی اگر رنگ آمیزی supravital مانند کریستال ویوله، متیل ویوله و برلیانت کرزیل بلو انجام دهیم، هموگلوبینهای دناتوره رسوب کرده، بصورت نقاط نسبتاً درشت آبی رنگ متصل به غشاء دیده می شوند که آنها را اجسام هاینز می نامند. طحال با مکانیسم pitting ، اجسام هاینز را از گلبولها خارج می کند. موارد مهمی که در آنها اجسام هاینز مشاهده می شود عبارتند از: 1- کمبودهای آنزیمی بویژه کمبود آنزیم G6PD که موجب مستعد شدن هموگلوبین به اکسیداسیون می گردد. 2- برخی از بیماریهایی که در آنها هموگلوبینهای ناپایدار برای اکسیداسیون تولید می شود، مانند تالاسمی، هموگلوبینهای زوریخ، کلن و..
** بیشترین مقدار اجسام هاینز در بیماری Hb-C دیده می شود.

Cabot Ring : خطوط ظریف قرمز رنگ دایره ای یا حلقه ای شکل یا ¥ شکل درونِ RBC را که بقایای میکروتوبولهای دوکِ تقسیم می باشند و در رنگ آمیزی معمولی دیده می شوند را حلقة کابوت می گویند. وجود این حلقه معمولاً بعنوان اختلال در عمل اریتروپوئز ( مانند آنمی پرنیسیوز و مسمومیت با سرب) تلقی می شود.

**Rouleax Formation : این حالت عبارتست از صف کشیدن RBC ها بررویِ یکدیگر درست مانند سکه هایی که رویهم قرار گرفته باشند. فیبرینوژن پلاسما یا گلوبولینها باعث تشکیل رولو می شوند که در نتیجه، تشکیل رولو همراه با افزایشِ ESR خواهد بود. موارد مهمی که با تشکیل رولو همراه هستند عبارتند از: مالتیپل میلوما، ماکروگلوبولینمی والدن اشتروم، تشکیل آگلوتینین سرد، حاملگی و خونِ بند ناف.