PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سلسله قاجاريه



HAMED
16/06/2010, 21:28
قاجار نام دودمانی است که از ۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ بر ایران فرمان راند.قاجارها قبیلهای از ترکمانهای منطقه استرآباد (گرگان) بودند.ایشان تبار خود را به کسی به نام قاجار نویان میرساندند که از سرداران چنگیز بود. نام این قبیله ریشه در عبارت آقاجر به معنای جنگجوی جنگل دارد. پس از حمله مغول به ایران و میانرودان،قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام کوچیدند.هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و سرانجام آنها را به خانقاه صفوی در آذرآبادگان بخشید. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند.
در زمان آقا محمد خان قاجار این طایفه به دو قبیله اشاقه باش و یوخاری باش (به معنای ساکن ناحیه بالا - رودخانه- و ساکن ناحیه پایین - رودخانه) تقسیم شده بود و آقا محمد خان موفق گردید این دو قبیله را با هم متحد کرده و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد. برای آگاهی بیشتر به زندگی نامه آغا محمدخان قاجار نگاه کنید.
بنا بر بعضی منابع تاریخی مادربزرگ آقا محمد خان بیوه شاه سلطان حسین صفوی بود که در هنگام حمله محمود افغان به اصفهان از وی باردار بود و بدلیل علاقه زیاد شاه سلطان حسین به وی، برای جلوگیری از اسارت او بدست افغانها، توسط سران قزلباش فراری داده شد و بعد از قتل شاه سلطان حسین به زوجیت پدر بزرگ آقا محمد خان درآمد. بنا به این روایت پدر آقا محمد خان، محمد حسن خان قاجار، در اصل فرزند شاه سلطان حسین صفوی بودهاست و به همین دلیل ارتباط نزدیک و پایداری بین بازماندگان سلسله صفوی و شاهان دوره قاجاریه وجود داشتهاست.
ایران در زمان این سلسله با دنیای غرب آَشنا گردید. اولین کارخانههای تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راهسازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعدا به سالن تعذیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن(از جمله دارلفنون که به همت امیر کبیر تأسیس گردید)، و اعزام اولین گروهها از دانشجویان ایرانی به اروپا جهت تحصیل در شاخههای طب و مهندسی در زمان این سلسله صورت پذیرفت.
بازسازی ارتش ایران با روش مشق و تجهیز آنها به سلاحهای مدرن اروپایی نیز از زمان فتحعلی شاه قاجار - در قرار داد نظامی اش با ناپلیون امپراتور فرانسه - آغاز شد.
در زمان این سلسه و بعد کشمکش بسیار بین شاهان قاجار و آزادی خواهان، سرانجام ایران دارای مجلس (پارلمان) شد و بخشی از قدرت شاه به مجلس واگذار گردید.
در زمان این سلسله حکومتهای معتدد استانی بر مناطق مختلف سرزمین ایران با جنگ یا مصالحه از میان رفتند و جای خود را به سیستمی فدرالی با تبعیت از دولت مرکزی دادند و «کشور» ایران دوباره زیر یک پرچم شکل گرفت. رنگها و ترتیب آنها در پرچم کنونی ایران از زمان این سلسله بیادگار ماندهاست.
این سلسله سرانجام با کودتای نظامی رضاخان (رضا شاه) در سال ۱۹۲۱ قدرت را از دست داد بدون خونریزی قدرت را به حاکم جدید سپرد. رضا شاه پس از به سلطنت رسیدن بسیاری از وزرا و سفرای دولت قاجاریه را که غالبا از وابستگان خاندان قاجار بودند به استخدام درآورد که این ارتباط حرفهای تا پایان سلطنت محمد رضا شاه (فرزند رضا شاه) نیز ادامه یافت.
شاهان قاجار

آغا محمدخان قاجار
فتحعلی شاه
محمد شاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه
احمد شاه

تبار و اطلاعات شخصی آغا محمد خان

آغامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار و او نیز فرزند فتحعلی خان فرزند شاهقلی خان فرزند جهانسوزخان بود. مازندران و بارفروش (بابل امروزی) مرکز حکمرانی محمدحسن خان بود و فتحعلی خان حاکم گرگان و در استرآباد حکومت میکرد. اینان شیعه مذهب بودند. ندرقلی خان پس از کشتن فتح علی خان رقیب سرسخت خویش در خواجه ربیع طوس و با سعی و تلاش خویش به مقام شاهنشاهی رسید.

ریشههای قدرتیابی دودمان قاجار

نوشتار اصلی: دودمان قاجار
قدرت یافتن دودمان قاجار به عهد صفوی و شاه عباس کبیر برمیگردد؛ ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان بدلیل کمکهای بزرگی که به دربار صفوی مینمودند، قدرت بیشتری یافتند و سپس دستهای از آنان در غرب استرآباد و در دشت گرگان سکنی گزیدند. نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمد حسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاریباشا که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منسوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و اختلاف میان طوایف قاجار نگران ناآرامیهای داخلی نگردد و اشاقهباشها زیر نظر حکومت ایشان گردند.

آقامحمد در آغاز نوجوانی

در همان ۶ سالگی برای اولین بار وارد میدان جنگ گردید؛ آن موقع برابر زمانی بود که نادر و فرزندانش به قتل رسیده بودند و شاهرخ علی رغم میل باطنی اش برای به دست گرفتن قدرت تلاش میکرد. در آن جنگ مقابل قبیله یوخاری باشها بسیار مردانه جنگید و همین باعث گردید تا فرماندهی بخشی از قشون با وی باشد. پس از آن شاهرخ طرح دوستی با محمدحسن خان بست. با همکاری حاکم طبس ابراهیم خان را برکنار شدو شاهرخ به سلطنت رسید هرچند اندکی پس از ان شاهرخ شاه به دست دشمنانش نابینا گشت .آغا محمد خان در سن یازده سالگی بدلیل اینکه چهره جذابی داشت توسط خواجگان حرمسرای عادلشاه حاکم مشهد در حال معاشقه با دختر و یکی از همسران وی دیده شد و بدستور عادلشاه که از بستگان نادر شاه بود (بروایتی برادرزاده نادر شاه بود) اخته گردید.

کریمخان و دودمان قاجار

چندی بعد محمد حسن خان سپاهی مجهز و بانظم ترتیب داد و به جنگ با کریم خان زند پرداخت. در جنگهای اولیه پیروزی با قجریها گشت. اما در اثر اختلافات داخلی میان آنان محمدحسن خان شکست خورد و در حال عقب نشینی توسط برخی سرداران خود کشته شد. پس از آن خواهرانش را به شیراز فرستادند و یکی از آنان به عقد کریم خان درآمد.

پسران محمد حسنخان اسیر میشوند

آقا محمد خان با همیاری حسینقلی خان پس از درگذشت پدرشان دست به جنگهای پارتیزانی زدند ولی اینها برای کریمخان چندان ویژه نبود تا آن که خراج آن سال استرآباد بدستور آقامحمدخان مورد سرقت واقع گشت. همین امر سبب جنگ میان فرستادگان کریمخانزند و او شد که در نهایت دستگیر گشت و به تهران بردند و کریم خان همینکه فهمید او دیگر خواجه است و بر اساس فرهنگ آن زمان هیچ ** برای یک خواجه ارزشی قایل تمی باشد امر کرد تا به تحصیل ذخیره آخرت بپردازد و از جاه طلبی دست بردارد.
پس از آن به شیراز منتقل شد و در اسارت به سر میبرد. هرچند که به گفته بسیاری از مورخین (از جمله عضدالدوله برادرزاده آقامحمدخان)کریمخان با وی با احترام و محبت رفتار میکرد و او را پیران ویسه خطاب مینمود و در کارها با وی مشورت میکرد.
در همین زمان برادرآقامحمد خان حسینقلی خان جهانسوز در شمال ایران دست به یاغی گری زد. آقامحمدخان که میدانست از سوی کریمخان مواخذه خواهد شد از بیم جان خویش در حرم حضرت شاهچراغ بست نشست ولی کریم خان بوساطت اطرافیان خود او را مورد عفو قرار داد

HAMED
16/06/2010, 21:28
بنیان نهادن حکومت قاجاریه

آقا محمد خان در ۱۳ صفر سال ۱۱۹۳ هجری قمری (روز درگذشت کریم خان)، هنگامی که در باغهای اطراف شیراز به شکار مشغول بود، همینکه عمهاش او را از مرگ شاه زند آگاه ساخت، فرار کرد و به شتاب خود را به تهران رسانید و در ورامین مدعی سلطنت بر ایران گشت. سپس به ساری و استرآباد رفت و با کمک سران اشاقهباش، براندازی زندیه و رسیدن به قدرت را طراحی نمود و ولایات گرگان و مازندران و گیلان را تحت حکمرانی خویش قرار داد. وی در این زمان برای مطیع کردن برادران خود به جنگ با آنان پرداخت و حتی یکبار تا پای مرگ رفت ولی سرانجام در بندپی نجات یافت و به ساری آمد و تاج سلطنتی را که توسط زرگران ساری ساخته گشت را بر سر نهاد و پایتخت خود را ساری نهاد و جشن نوروز را به دستور وی با تشریفات برگذار نمودند. پس از تسخیر شمال ایران بر آذربایجان و کرمانشاهان نیز دست یافت. سپاه قاجار در کرمانشاه از تجاوز به ناموس مردم نیز خودداری نکردند. در آذربایجان نیز به قول نویسنده کتاب مآثر سلطانیه (عبدالرزاق دنبلی) شهر سراب را به یک حمله در آتش سوزانید. این در حالی بود که ابوالفتح خان پسر کریم خان مایل به حکومت نبود و سرانجام عمویش بر مدعیان چیره گشت ولی عمر حکمرانی زکی خان زند نیز کوناه بود و حکومت زندیه در جنگ و ستیز مبان شاهزادگان زند قرار گرفت ولی سرانجام لطف علی خان زند با همیاری حاج ایراهیم خان کلانتر شیرازی بر تخت سلطنت نشست. آقا محمد خان که هیچگاه خاطرات تلخی را که از کریم خان بهمراه داشت، از یاد نمیبرد، از آن زمان به مدت ۱۵ سال با لطفعلی خان زند - که جوان بود و شجاع اما بیتجربه - به جنگ و تعقیب و گریز پرداخت. مهمترین این نبردها، جنگ باباخان برادرزاده آقا محمدخان در سمیرم و محاصره شیراز و پس از آن محاصره طولانی کرمان در سال ۱۲۰۸ هجری قمری است در این جنگها لطفعلی خان مقاومت زیادی از خود نشان داد اما وزیر وی حاج ابراهیم خان کلانتر بوی خیانت نمود و باعث پیروزی آقامحمدخان شد..

فاجعه تاریخی کرمان

در اواخر تابستان همان سال قشون آقا محمد خان به کرمان نزدیک گشت. همه مردم کرمان بر آن عقیده بودند که قشون شاه قاجار در سرمای زمستان کرمان دوام نخواهد آورد و سرانجام مجبور به ترک آن دیار خواهند شد و برای همین هر شب بر بالای ابروج کرمان مردم شعر میخواندند و فحشهای رکیکی نسبت به شاه قجر خطاب میدادند و او را مورد تمسخر قرار میدادند این فحشها خان قاجار را خشمگین تر کرد. وی روزها از ببرون دروازه شهر مردم را تهدید میکرد که در صورتی که به این کار ادامه دهند، حمله سختی به آن شهر خواهد کرد و دیگر مثل بار قبل نخواهد بود. آقا محمد خان چنان به خشم آمد که پس از نفوذ به شهر که بر اثر خیانت تعدادی از نگهبانان روی داد، دستور داد که کوهی بلند از چشمان مردم کرمان پیش روی وی بسازند. بدستور وی تمام مردان شهر کور شدند و بیست هزار جفت چشم بوسیله سپاه قاجار تقدیم خان شد.(سر پرسی سایکس این تعداد را هفتادهزار جفت میخواند)همچنین آغامحمدخان سربازان خود را در تجاوز به زنان شهر آزاد گذاشت و جنایتی عظیم را رقم زد. اموال مردم به تاراج برده شد و حتی کودکان نیز به اسارت گرفته شدند.
اما لطفعلی خان زند به بم فرار کرد و قصد عزیمت به سیستان و بلوچستان را داشت ولی با خیانت حاکم بم دستگیر شد و در راین به فرستادگان آقامحمدخان تحویل داده شد و شاه قاجار او را به بدترین شکنجهها عذاب داد. تا بدانجا که پاهای لطفعلی خان را به یک سر طناب و سر دیگر را به اسبی بست و تا بخشی از مسیر کرمان به شیراز آن را بروی مسیر بیابانی و ماسههای داغ کشاند و پس از آن در تهران به زندگی لطفعلی خان خاتمه داد و وعده خود به لطفعلی خان را عملی ساخت و سرانجام وی را در امامزاده زید تهران دفن کردند.

انتقال مرکز حکومت به تهران

او پس از قتح کامل جنوب ایران در واقع مقر حکم رانی خویش را در تهران نهاد در حالیکه پایتخت وی هنوز ساری بود؛ او برای آبادانی تهران بسیار کوشید و مهاجرین بسیاری را در آن شهر اسکان نهاد و به امر وی کلیمیان مقیم تهران اجازه ساخت کنشه و ارامنه نیز توانستند با آسودگی خاطر نسبت به تجدید بنای کلیساهای خود اقدام نمایند همچنین موبدکده و آتشکده برای زرتشتیان . پایگاه نظامی قوی در سواحل رود کن احداث نمود و دروازههای تهران خصوصا دروازه دولاب را مرمت کرد
سپس با سپاهی گسترده عازم قفقاز گشت تا حاکمان آنجا را مطیع خویش سازد در آنجا با مقاومت سرسختانه ابراهیم خلیل خان جوانشیر حاکم شوشی مواجه شد و سرانجام دست از محاصره این شهر برداشت و به تفلیس رفت. هراکلیوس حاکم تفلیس شهر را رها کرده و گریخت آغامحمدخان دستور ویران کردن قسمتی از شهر و قتل عام مردم داد و باردیگر سربازان وی در این شهر بدستور او به تجاوز به ناموس مردم دست زدند. تمام کلیساهای شهر ویران شد و روحانیون مسیحی دست بسته به رود ارس انداخته شدند. در نهایت آغا محمد خان با پانزده هزار تن از دختران و حتی پسران شهر که آنان را به اسارت گرفته بود به تهران بازگشت. اینان برای سواستفاده جنسی و نیز برای بردگی به ثروتمندان فروخته شدند .

رویکرد به خراسان و ماورای نهر و براندازی افشاریان

بعد ار آن به خراسان لشکر کشید و شاهرخ ، پسر نادر را که کور و پیر بود به همراه همه درباریانش به قتل رسانید تا انتقام کشتن فتحعلیخان را بگیرد. خان قاجار برای افشای محل جواهراتی که نادر از هند آورده بود شاهرخ را به حدی شکنجه کرد که وی در زیر این شکنجهها جان سپرد. آقامحمدخان پس از کشف محل جواهرات نادر، آنان را روی سفره گسترد و از شدت عشق به طلا و جواهر، بر آنان غلتید. و سپس لشکرکشی به بخارا را قصد نمود که خبردار شد از جانب روسها دیگر خطری نیست. برای همین حاکمان طرفدار روس آن دیار را سرکوب کرد و مرو را آزاد کرد و ازبکان را وادار به عقب نشینی نمود و بخارا را تحت الحمایه دولت ایران قرار داد و چون مردم آن دیار با وی مخالفتی نداشتند به آنان آزاری نرساند و پس از آن به دستور وی گروهی را به منظور تعقیب نادرقلی شاهرخ اقشار به هرات فرستاد و پس از آن تا کابل پیش رفتند ولی نادرقلی در کوههای هیمالیا در افغانستان مکان خود را تغییر میداد سرانجام از تعقیب وی دست برداشتند و بلخ را از حاکم کابل به بهای ۵۰۰ هزار سکه طلا خریداری نمودند؛ این کار آقا محمد خان چندین هدف را دنبال میکرد که مهمترین و دراز مدتترین آنها جلب حمایت حاکم کابل برای حمله به هندوستان بود و افغانستان را نیز تحت حمایت دولت ایران قرار داد و به ساری برگشت و در عمارت زمستانی خود واقع در پشت مسجد شاه غازی (که اکنون اثری از آن باقی نیست)، گنجینههای باقیمانده از دوران افشاریه - که نادر با خود از هند آورده بود و باعث ثروتمندی بسیاری از فرماندهان و نوادگان او شد - را پنهان کرد.

بازگشت به قراباغ و بدرود زندگی

در همین زمان قفقاز به اشغال روسیه در آمد. خان قاجار برای سرکوب آنان عازم قفقاز شد اما هنوز به آنجا نرسیده بود که تزار روس کشته شدو جانشین وی به سپاهیان خود دستور مراجعت داد. آقامحمدخان که از این مسئله سخت شادمان گردیده بود تصمیم گرفت که در قفقاز به تصرف شهر شوشی بپردازد که در حمله اول به دست وی نیفتاده بود. شهر شوشی پس از مدتی مقاومت در اثر اختلافات داخلی تسلیم شد ولی در حالی که از فتح بدون خون ریزی شوشی در قراباغ آذربایجان ۳ روز بیشتر نمیگذشت در بامداد ۲۱ ذیالحجه، ۱۲۱۱ هجری قمری بدست صادق نهاوندی و دو تن از همدستانش به قتل رسید و از آنجا که در آن زمان پیکر بزرگان را در عتبات عالیات بخاک میسپردند، وی را نیز به نجف اشرف بردند و در جوار آرامگاه امام اول شیعیان به خاک سپاردند در مورد علت مرگ وی گفته شده که خان قاجار به تعدادی از نوکران خود بدلیل یک نافرمانی جزئی قول داد که فردا اعدامشان خواهد کرد. اما در آن شب آزادشان گذاشت که آنان نیز بر وی حمله کرده و وی را کشتند .

HAMED
16/06/2010, 21:29
درباره آقا محمدخان

مردی میانه اندام در مدت عمر خویش به عرق النساء؛ رماتیس؛ فشار خون مبتلا بود و یک بار در سال ۱۲۰۵ هجری قمری در سراب سکته کرد ولی با تجویز دکترها زنده ماند؛ گویند در جوانی نیز یک مورد وبا خفیف در او ظاهر گشت؛ رسم جنگ آوری را از پدر و رسم اقتصادی را از مادر فرا گرفت و در تمام عمر حتی یک لحظه سر از کتاب بر نداشت به طوری که دشمنان وی پخش کردند که از بس که بیکار بود همیشه در حال مطالعه بود در حالی که این چنین نیست و حتی در ستیزها کتاب خانه خویش را با خود میبرد و در شب آخر نیز تا پاسی از شب مشغول شنیدن مندرجات کتاب از زبان کتاب خوانش بود.
آغا محمد خان پس از آشنایی با تاریخ ایران چنگیز و تیمور را بسیار پسندید و تصمیم گرفت که راه آنها را ادامه دهد. وی عکس چنگیز خان مغول را در بالای تخت خود و عکس امیر تیمور گورکانی را در مقابل خود نصب کرده بود. او گفته بود که استبداد شومی را پایه ریزی خواهد کرد که نظیر نداشته باشد و هر طغیانی را به شدت سرکوب خواهد کرد و کوچکترین تجاوز به مقام سلطنت را بیرحمانه کیفر خواهد داد.
آقا محمد خان مردی رشید و مقتدر، شجاع و سیاس بود. اما در عین حال بسیار بی رحم و بی انصاف، خونریز و ستمکار بود. در طول عمر خود حرفی نزد که به آن عمل نکند تا کار به تدبیر بر میآمد دست به شمشیر نمیبرد. پشتکار و جدیتی تمام داشت. بسیار خسیس و مال اندوز میبود و در فرمانروایی بیهمتا بود.
برخی بر این باورند که وی به چند زبان زنده دنیا آشنایی داشت و به ترکی فارسی عربی تسلط کامل داشت و فرانسوی و روسی را توسط بازرگانان فرانسه و روسیه آموخت؛ وی فردی متعصب و خشک مذهب بود و با روحانیون دینی به نیکی رفتار میکرد. شبها علیرغم خستگی و کار زیاد نماز شبش فراموش نمیشد علی رغم اخته بودن در حرمسرای وی زنهایی زیادی بودند و نام برجستهترین آنها مریم خانم و گلبانو خانم بود. همچنین علاقه فراوانی به گنج و ثروت داشت ؛ وی در ۱۷ سالگی پدر خویش را از دست داد و پس از آن در شیراز با محدودیت فراوانی روبرو بود.



حکایاتی از بیعدالتیهای آقامحمدخان


عاقبت سرباز وفادار

زمانی که آقا محمد خان قاجار شهر کرمان را در محاصره داشت سربازی که یکبار جان وی را نجات داده بود به او خیلی نگاه می کرد و گویا با نگاه خود می خواست که آن ماجرا را به یاد خان بیاورد. آقا محمد خان نیز دستور داد تا چشمهای او را در بیاورند.

کشف یک کودتا

روزی اندکی بعد از تاجگذاری، آقا محمد خان قاجار آماده میشد که با فتحعلی خان از سربازان مازندرانی سان ببیند... ناگهان یکی از افسران حاضر، در برابر شاه تعظیم بلندی کرد ... و مدتی در گوشی با وی صحبت داشت...
پس از چند لحظه آقا محمد خان اظهار درد کرد و رنگ پریدگی مرده وار سیمایش مویّد اظهارش بود. یکی از وزیران را به مرخص کردن سربازان برگماشت زیرا که حال سان دیدن نداشت.
همین که مجلس خالی شد، تغییر حالت داد ولیعهد و نزدیکان حاضر را روانه اتاق های دیگر کرد و فرمانده قره چوخاها را خواست و دو ساعت تمام با وی گفتگو کرد... در آن میان افسرانی را برای بازجویی به درون تالار میآوردند فتحعلی خان در دیوانخانه مجاور منتظر دستورهای عموی خود بود. سرانجام برادر زاده را نزد خود خواند و گفت: افسری که زیر گوشی با من صحبت می کرد یکی از رفیقان خود را متهم میکرد که قصد دارد شاه را بکشد...من هم در این دو ساعت بازجویی دقیق کردم تا معلوم شد که مدعی با افسر متهم دشمنی شخصی داشته و اتهام را سراپا از خود ساخته است... حالا پسر جان تو که روزی به پادشاهی خواهی رسید بگو ببینم به عقیده تو چه باید کرد؟ جوانک با شور ساده لوحانهای گفت: باید مفتری را تنبیه کرد و کسی را که به او بهتان بسته اند، پاداش داد.
آقامحمدخان گفت: به این ترتیب تو دستوری می دادی که از نظر عدالت انسانی معقول و منطقی بود ولی فرمانی نبود که در شان پادشاه باشد. باز هم برو بیرون و منتظر دستور من باش...

ساعتی بعد فتحعلی خان را به تالاری که شاه در آنجا بود خواندند. وی چیزی در آنجا دید که از نفرت و وحشت خون در رگهایش بند آمد...نعش چند افسر را در آنجا دید و در آن میان، مفتری، متهم و همه کسانی را که به عنوان گواه بازپرسی شده بودند، بازشناخت. شاه گفت من دچار اشتباه شدم که دو طرف را رویاروی کردم. روی اینگونه چیزها نباید بحث شود، زیرا که شایسته نیست در میان اطرافیان شاه ...کسانی آمد و شد داشته باشند که امکان شاه کشی به گوششان خورده است... من برای جبران اشتباهی که کردم چارهای نداشتم جز آنکه بدهم همه کسانی را که به هر عنوان، پایشان به این قضیه کشانیده شده بود، خفه کنند!!!
فتحعلی شاه
(۱۷۷۱ - ۱۸۳۴) دومین شاه از دودمان قاجار بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی فرمانروایی کرد. وی فرزند حسینقلیخان برادر جوانتر آغامحمدخان قاجار بود. پس از کشته شدن عمویش، فتحعلی شاه به پادشاهی رسید. لقب او سلطان صاحبقران بود چرا که بیش از بیست و پنج سال شاهی کرد(در آن روزگار 25 سال را هم قرن میدانستند.)
نام اصلی فتحعلی،خان بابا خان بود ولی به هنگام تاجگذاری نام فتحعلی را که نام نیای خود فتحعلی خان قاجار بود برای خود برگزید.جنگهای ایران و روسیه در دوره قاجار که به جدا شدن سرزمینهای قفقاز از ایران انجامید در زمان این پادشاه رخ داد.میتوان گفت که روند پاره پاره شدن خاک ایران با پادشاهی او آغاز شد.ولیعهد او پسرش عباس میرزا بود که در این جنگها از خود دلاوری نشان داد.ولی عباس میرزا پیش از فتحعلی شاه مرد؛پس پسر او محمد میرزا ولیعهد شد که پس از مرگ فتحعلی شاه با نام محمد شاه برتخت نشست.
گفته میشود که فتحعلی شاه ۱۵۸ همسر و ۲۶۰ فرزند داشته است.
محمد شاه
نوهٔ فتحعلی شاه و فرزند عباس میرزا بود.وی سومین شاه از دودمان قاجار بود.فتحعلی شاه با اینکه فرزندان بسیاری داشت ولی برای مهر فراوانی که به عباس میرزا داشت پس از مرگش پسرش را ولیعهد خواند.محمد شاه در تاریخ قاجار شاه گمنام و کم اهمیتی است. پیش زمینه جدا شدن افغانستان از ایران در روزگار او رخ مینمود.پس از او پسرش ناصرالدین میرزا و ناصرالدین شاه آینده بر تخت نشست.مهد علیا همسر محمد شاه و مادر ناصرالدین شاه در روزگار پادشاهی پسرش به نفوذ بالایی در کارهای کشور دست یافت. مرگ محمد شاه به دلیل بیماری نقرس بود.
ناصرالدینشاه
معروف به سلطان صاحبقران و بعد شاه شهید ، از شاهان دودمان قاجار ایران بود.
وی در سال 1247 هجری قمری در تبریز بدنیا آمد. مادر او مهد علیا نام داشت. خبر درگذشت پدرش محمدشاه را در سال ۱۸۴۹ میلادی هنگامی که در تبریز بود شنید، سپس به یاری امیرکبیر به پادشاهی رسید و بر تخت طاووس نشست. برای بازپسگیری مناطق شرقی ایران از دست انگلیسها، بهویژه منطقه هرات کوشش کرد ولی پس از تهدید و حمله انگلیسیها به بوشهر ناچار به واپسنشینی شد.
نخستین بار در 1873 میلادی به اروپا سفر کرد. او نخستین پادشاه ایران بعد از اسلام بود که به اروپا مسافرت کرد. آوردن دوربین عکاسی به ایران از جمله کارهای اوست.
در آستانه مراسم پنجاهمین سال تاجگذاری در سال 1313 قمری به دست میرزا رضای کرمانی در حرم شاه عبدالعظیم ترور شد.
مظفرالدین شاه
پنجمین پادشاه ایران از دودمان قاجار بود.
او پس از کشته شدن پدرش ناصرالدین شاه،و پس از نزدیک به پنجاه سال ولیعهد بودن،شاه شد و از تبریز به تهران آمد.
او نیز مانند ناصرالدین شاه چند بار با وام گرفتن از کشورهای خارجی به سفرهای اروپایی رفت.در جریان جنبش مشروطه برخلاف کوششهای صدراعظم هایش میرزا علی اصغرخان امین السلطان (اتابک اعظم) و عینالدوله، با مشروطیت موافقت کرد و فرمان مشروطیت را امضا کرد.
او ده روز پس از امضای فرمان مشروطیت درگذشت.وی فردی بیمار بود و به این دلیل اداره امور کشور را به عین الدوله صدراعظم خود داد.
محمدعلی شاه
ششمین پادشاه از دودمان قاجار در ایران بود و در 1285 هجری خورشیدی به حکومت رسید. او فرزند مظفرالدین شاه قاجار بود. مخالفت او با مشروطه بود که پدرش پیش از مرگ آن را پذیرفته بود. این رویداد که بدان خُرده خودکامگی یا استبداد صغیر میگویند به خونریزی بسیاری انجامید و سرانجام محمدعلی شاه هم تاج و تخت خود را بر سر این خودکامگی اش باخت.
او پس از به توپ بستن مجلس با فشارهای داخلی و خارجی مجبور به ترک ایران شد. پس از وی پسرش احمد شاه در سنین کودکی به عنوان شاه انتخاب شد.
احمدشاه
آخرین پادشاه ایران از دودمان قاجار بود.
او پس از فتح تهران و خلع پدرش محمدعلیشاه، در 12 سالگی به سلطنت رسید. تا رسیدن او به سن بلوغ ابتدا عضدالملک و سپس ناصرالملک نایبالسلطنه بودند.
اندکی پس از کودتای اسفند ۱۲۹۹ و قدرت گرفتن سردار سپه به اروپا رفت. پس از آنکه سردار سپه به وفاداری به شاه سوگند خورد باز به ایران برگشت او بیش از هرچیز نگران وضع خود بود و به احوال مملکت چندان وقعی نمینهاد. مهمترین دغدغهاش حفظ مقرریی بود که از انگلستان دریافت میکرد. سرانجام با قدرت گرفتن سردار سپه و تحمیل خود به احمد شاه به عنوان نخست وزیر و وخامت اوضاع احمد با شاه باز به اروپا رفت هنگامی که آنجا بود با رای مجلس موسسانی که سردار سپه ترتیب داده بود دودمان قاجار منقرض شد.
در محله نوئی در پاریس در گذشت.

nazi
11/11/2010, 10:17
وز ۹ آبان ۱۳۰۴ شمسی، مجلس شورای ملی با تصويب ماده واحده ای احمدشاه قاجار را از سلطنت معزول کرد. چند هفته بعد مجلس موسسان به تغيير قانون اساسی ايران رای داد؛ رضا خان، رضا شاه شده بود و به رای مجلس، اعضای خاندان قاجار ديگر هرگز نمی توانستند بر تخت سلطنت بنشينند. صد و سی سال حکمرانی قاجاريان به پايان رسيده بود.
بسياری انقراض قاجاريه و آغاز دوره پهلوی را نقطه عطفی در تاريخ ايران می دانند. به باور آنها، انديشه تجدد طلبی رضا شاه و منش افتدارگرايانه اش در پياده سازی آن انديشه ها، تغييراتی بنيادين در سياست و اجتماع ايران به وجود آورد.

اما در سوی ديگر، گروهی بر اين باورند که تحولات ايران در عصر پهلوی ريشه در تغييرات دوران قاجار داشته و پديده نوظهوری نبوده است. در اين تعبير، همانا بازيگران اصلی دوره قاجاريه بودند که پس از انقراض اين سلسله، پايه های حکومت پهلوی را تشکيل دادند.

در کنار اين دو تحليل، يک نکته را در باب سلسله قاجاريه نمی توان ناديده گرفت: کشور ايران در سال ۱۳۰۴ شمسی (۱۹۲۵ ميلادی) با سرزمينی که آقا محمد خان قاجار در سال ۱۱۷۵ (۱۷۹۶) به پادشاهی آن رسيده بود، تفاوت های چشمگيری داشت.



(گروهی بر اين باورند که تحولات ايران در عصر پهلوی ريشه در تغييرات دوران قاجار داشته و پديده نوظهوری نبوده است)

تغييرات جغرافيايی سرزمين ايران
آنچه امروز به نام کشور ايران شناخته می شود، بيش و کم محصول نهايی تحولاتی است که در دوران قاجار در مرزهای اين سرزمين رخ داد. اين آقا محمد خان قاجار بود که پس از چيرگی بر بيشتر نقاط ايران، ده تهران واقع در کوهپايه جنوبی رشته کوه البرز را به پايتختی برگزيد. (۱۱۷۵ هـ. ش.)

از سوی ديگر فتحعلی شاه، برادر زاده آقا محمدخان و دومين شاه قاجار، که در دهه های اول قرن نوزدهم ميلادی بخش های قابل توجهی از زمين های شمال غربی ايران آن روزی را از دست داد.

دو شکست پياپی از روسيه تزاری شاه قاجار را ناگزير ساخت تا قراردادهای گلستان (۱۸۱۳) و ترکمنچای (۱۸۲۸) را بپذيرد.

در اين دو معاهده، ايران ابتدا حق حاکميت روسيه را در منطقه گرجستان و سپس بر کليه سرزمين های شمال رود ارس (ارمنستان و آذربايجان امروزی) به رسميت شناخت.

در ميانه قرن نوزدهم ميلادی، ناصرالدين شاه، چهارمين پادشاه قاجار، تحت فشار بريتانيا سرزمين هرات در شرق ايران را نيز به کشور افغانستان امروزی واگذار کرد. درست شصت سال پس از تاسيس سلسله قاجار، مساحت ايران از هر زمانی در تاريخ اين سرزمين کمتر شده بود.

nazi
11/11/2010, 10:18
گسترش ارتباط با غرب
به سلطنت رسيدن فتحعلی شاه (۱۷۹۷ ميلادی) همزمان بود با موج انقلاب فرانسه و کشور گشايی های ناپلئون بناپارت. تابستان سال ۱۷۹۸، ارتش ناپلئون با غلبه بر مملوک ها در خاک مصر، قاهره را اشغال کرد.

تصرف سرزمين مسلمانان نقطه عطفی بود در تاريخ روابط دنيای غرب و تمدن اسلامی. از اين زمان نفوذ سياسی و فرهنگی قدرت های غربی در کشورهای مسلمان روز به روز بيشتر می شد؛ کشور ايران نيز از اين قاعده مستثنی نبود.

مواجهه ايران با تمدن غرب در دوران قاجار، ميراث دوگانه ای برای ايرانيان برجای گذاشت. از يک سو، تمايل شاهان قاجار به پياده کردن الگوهای غربی – به ويژه پس از سفر ناصرالدين شاه به اروپا – راه ورود دستاوردهای انقلاب صنعتی را به ايران هموار می کرد.

علاوه بر اين، اشتياق قاجاريان برای اعزام دانش آموز به اروپا، موج جديدی به راه انداخت که در بازگشت انديشه تجددطلبی را به همراه می آورد. اما از سوی ديگر، روی خوش شاهان قجر به مظاهر دنيای غرب وابستگی روزافزون ايران را نيز در پی داشت.

شايد سپردن اختيار گمرکات يا راه آهن ايران به خارجی ها به هدف سامان بخشی به اوضاع نابسامان اقتصاد ايران بود، اما در نگاه عامه ايرانيان، دربار قاجار با اعطای امتيازهای گوناگون به قدرت های خارجی، چوب حراج به سرمايه های کشور زده بود.

ترور ناصرالدين شاه در سال های واپسين قرن نوزدهم ( ارديبهشت ۱۲۷۵ شمسی) و جنبش تنباکو در آغاز پادشاهی مظفرالدين شاه نشانه هايی بود از لبريز شدن کاسه صبر بخشی از جمعيت ايران که ارتباط روزافزون دربار قاجار و اروپا را مايه فساد و خيانت به دين و سرزمين می دانستند.

nazi
11/11/2010, 10:19
قاجار نام دودمانی است که از ۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ بر ایران فرمان راند.قاجارها قبیله‌ای از ترکمان‌های منطقه استرآباد (گرگان) بودند.ایشان تبار خود را به کسی به نام قاجار نویان می‌‌رساندند که از سرداران چنگیز بود.پس از حمله مغول به ایران و میانرودان،قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام کوچیدند.هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و سرانجام آنها را به خانقاه صفوی در آذرآبادگان بخشید. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند.

[Only registered and activated users can see links]


شاهان قاجار

آقا محمدخان قاجار
فتحعلی شاه
محمد شاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه
احمد شاه



شاهزادگان قاجار

شاهزاده فرمان فرما رشيد الملک محمد تقی ميرزاحسام السلطنه
سلطان مراد میرزاحسام السلطنه
حبیب‌الله میرزا
محمد میرزا ملک آراء
عباس میرزا نایب السلطنه
عباس میرزا ملک آرا
ایرج میرزا جلال الممالک
کامران میرزا نایب السلطنه
مسعود میرزا ظل السلطان
محمد میرزا کاشف السلطنه
عبدالحسین میرزا فرمانفرما
عبدالمجید میرزا عین الدوله
ملک منصور میرزا شعاع السلطنه
ابوالفضل میرزا عضدالسلطان
ابوالفتح میرزا سالارالدوله

nazi
11/11/2010, 10:19
این دوران طولانی صدو چند ساله تحولات و رویدادهای بسیاری در ایران رخ داد که آثار آن هنوز هم در جامعه دیده می شود .
رهبران قاجار ابتدا قدرت خود را از نظام قبیله ای آغاز کردند ، سرانجام به عنوان پادشاهان ایرانی در سطح جهان شناخته شدند .
این دوره طولانی و مهم از چند جهت حائز اهمیت است:
1- در این دوره است که سیاستهای استعماری اروپائیان در ایران نفوذ می کند.
2- در این دوره ایران وارد جنگهای طولانی با روسیه می شود و در نتیجه بسیاری از مناطق ****و حکومتی را از دست می دهد.
3- در این دوره مرزهای طبیعی ایران تغییر می کند و مناطق زیادی از ایران جدا می شود .
4- این دوره از لحاظ تحولات فکری و اندیشه‌ای و ساختار حکومتی قابل توجه است .
5- انقلابات و جشنهایی که در این دوره رخ می دهد ، زمینه ساز تحول اجتماعی – سیاسی عظیمی در ایران می شود .
6- وجود شخصیتها و روشنفکران و اصلاحگران ، مسائل مهمی را در این دوره ایجاد کرده اند.








به طور کلی بررسی قاجاریه بدون تقسیم بندی امکان پذیر نیست زیرا در دوره هر کدام از پادشاهان تحولات و رخدادهایی روی می دهد که با تحولات پادشاه قبلی متفاوت بوده است .
دوران فرمانروایی قاجاریان بر ایران را به چند مرحله می توان تقسیم کرد :
مرحله اول قاجاریه در تکاپوی قدرت
مرحله دوم : شکل گیری رسمی حکومت قاجاریه حکومت آقا محمد خان ( 1203-1212 ه . ق )
مرحله سوم : تثبیت و استواری حکومت قاجاریان سلطنت فتحعلی شاه ( 1212-1250 ه . ق)
مرحله چهارم : حکومت محمد شاه
مرحله پنجم : حکومت ناصر الدین شاه
مرحله ششم : مظفر الدین شاه
مرحله هفتم : مشروطه و محمد علی شاه
مرحله هشتم : استقرار مشروطه و احمد شاه

nazi
11/11/2010, 10:20
ایل قاجار پیش از کسب قدرت




الف : نسب و خاستگاه قاجاریه
1- طایفه ای هستند از نژاد مغولان
2- ابتدا در ارمنستان ساکن بودند
3- شکل گیری قدرت صفویان یکی از قبایل مهم بودند .
4- شاه عباس آنها را به مناطق گرگان و استرآباد کوچاند.
ب: قاجاریه در عهد نادر شاه:
1- رئیس ایل قاجار در زمان سقوط سلسله صفویه کسی بود بنام فتحعلی خان قاجار .
2- پس از سقوط این سلسله به تهماسب شاه پیوست .
3- اما به علت حسادت نادر بر دلیریها و جنگجوئیهای وی ، توسط نادر به قتل رسید. پسر وی محمد حسن خان قاجار همواره کینه نادر را به دل داشت اما نتوانست کاری بکند .
4- پس از مرگ نادر در گرگان استرآباد شروع به جمع آوری سپاه شد .
ج : قاجاریه در عهد زندیان
1- محمد حسن خان قاجار در عهد کریم خان بر علیه وی شورش کرد اما سرکوب و کشته شد .
2- پسران وی آقا محمد خان ، حسین قلی خان جهانسوز ، بر علیه زندیان قیام کردند .
3- قیام حسین قلی خان جهانسوز سرکوب شد.
4- اما آقا محمد خان توانست سلسله زندیه را منقرض کرده و خود به مسند قدرت نشیند .

.............
سیر قدرت یابی آقا محمد خان .
1- ایل قاجار از زمان نادر شروع به توسعه دادن نواحی س***ت خود شدند .
1- در زمان کریم خان نواحی شمالی و تهران و قزوین به تصرف قاجاریان درآمد . سرانجام بر اثر قدرت نماییهای آقا محمد خان کلیه متصرفات زندیان به تصرف وی درآمد .
2- آقا محمد خان پسر محمد حسن خان قاجار بود .
3- به هنگام کشته شدن پدرش به همراه برادرانش به دربار کریم خان زند پناهنده شدند و تا مرگ کریم خان در شیراز بود .
4- پس از کریم خان به مازندران و گرگان بازگشتند و بلای ناسازگاری مجدد را با دولت زند شروع کردند .
5- قدرت نماییهای آقا محمد خان از زمان علی مراد خان آغاز شد و در زمان لطفعلی خان به اوج رسید
6- آقا محمد خان طی سه جنگ به سالها 1203- 1205 - 1206 ، نیروهای زندیان را شکست دهد و ****و و متصرفاتی آنان را به دست گیرد و
7- به سال 1208 – 1209 آقا محمد خان در تعقیب لطفعلی خان به کرمان لشکر کشید و پس از تسخیر آن حکم به قتل و ویرانی و تنبیه مردم آنجا داد و دستور داد 20000 جفت چشم کنده و به او تحویل دهد.
8- پس از این سیاست خشن به سال 1209 به قفقاز لشکر کشید .
از اینجا می توان آقا محمد خان قاجار را مؤسس سلسله قاجار دانست و پس از شکست لطفعلی خان زند ، در واقع عمر سلسله زند به پایان رسید و سلسله قاجار به حکومت رسید .

nazi
11/11/2010, 10:20
حکومت آقا محمد خان






پس از اینکه نواحی جنوب ایران را گرفت به طرف شمال و سمت قفقاز لشکر کشید.
ایل قاجار پیش از کسب قدرت
جنگ های آقا محمد خان در قفقاز
• تاجگذاری در تهران :
پس از تصرف قفقازیه و سرکوب کلیه امراء و حکام داخلی و پذیرش اطاعت و فرمان خان قاجار از سوی کلیه نواحی به استثنای مشهد و خراسان که هنوز زیر فرمان شاهرخ میرزا و فرزندش نادر میرزا بود ، آقا محمد خان زمان را برای تاجگذاری خود مناسب دید و به سال 1210 ه . در تهران به نام پادشاه ایران تاجگذاری کرد .
• لشکرکشی به خراسان :
1- پس از تاجگذاری آقا محمد خان هیچ مدعی دیگری به جز شاهرخ میرزا نداشت به همین دلیل برای برانداختن خاندان افشار به خراسان لشکر کشید .
2- حکام محلی خراسان که فقط اطاعت ظاهری از خاندان افشار داشتند ، از ترس مجازاتهای شدید خان قاجارهمگی تسلیم آقا محمد خان شدند .
3- نادر میرزا به افغانستان گریخت و شاهرخ کور همچنان در مشهد ماند و اطاعت خان قاجار را پذیرفت .
4- آنگاه آقا محمد خان در صدد جمع خزاین نادر درآمد .
5- سرانجام شاهرخ کور را به همراه خانواده اش به تهران روانه کرد و او در راه وفات یافت .
6- آقا محمد خان پس از تصرف خراسان به زمانشاه درانی پادشاه کابل و هرات دستور داد اطاعت او را بپذیرند .
7- وقتی که کلیه نواحی شرق به تصرف خان قاجار در آمد خبر رسید دست اندازی روسها در مرزهای شمالی به گوش آقا محمد خان رسید
سیاست و صفات شخصی آقامحمد خان :
او که مدت کرو فرش از 1192-1211 ، جمعا به مدت 18 سال طول کشید پادشاهی بود مدبر، رشید ، جنگ آور ، اما در سخت و بیرحمی و پول دوستی دوستی نظیری نداشت همچنین فوق العاده فردناسپاهی بود، رفتار او با لطفعلی خان و سایر زندیان علی رغم همه مهر و رافت کریم خان نسبت به او و زد و خوردهای مکرر با زندیان و قتل عامهای آنان ، همه بی انصافی او را بیان می کند .
.......
( مرحله سوم : تثبیت و استواری حکومت قاجار )
با مرگ آقا محمد خان در سال 1211 ، برادر زاده او به نام بابا خان ( معروف به فتحعلی شاه ) جانشین وی شد . فتحعلیشاه نه تنها ****و حکومت قاجار را حفظ کرد بلکه با اقدامات وفعالیتهایی که طی 37 سال حکومت خود انجام داد ، موجب تثبیت و استوار حکومت قاجاریه گردید . دوران فرمانروایی فتحعلشاه برایران یکی ازمهمترین دوره های حکومت قاجار است . این دوره یکی از پرحادثه ترین و جنجالی ترین دوره های قاجار است . تمام حکمرانی شاه در این دوره در جنگ و کشمکش با دشمنان خارجی و مدعیان سپری شد .
اما علی رغم وجود کشمکش و جنگهای طولانی در این دوره تحولات و تغییراتی نیز در این دوره ایجاد شد که در ساختار قدرت و نهاد حکومت تاثیر گذارد .
• ویژگیهای مهم این دوره :
1- د ر این دوره در زمینه علمی و فرهنگی فعالیتهایی انجام شد .
2- همچنین در زمینه های به وجود آمده که سبب تحولات فراوانی در نظام کشور گردید . این تحولات عبارتند از :
o در امور نظامی و لشکری ،
o تحول در نهاد سیاست و امر حکومت
o تحول در نوع فکر و اندیشه
o تحولات در سیستم اداری و اجرائی
o تحولات به وجود آمده در نظام اجتماعی و زندگی مردم
طولانی بودن دوره حکومت فتحعلیشاه وجود تحولات و تغییر خاص در این دوره را باید از چند جنبه مورد بررسی قرار داد .
وفات فتحعلیشاه
( نوزدهم جمادی الاخر 1250ه. ق )
پس از مرگ عباس میرزا (1249 ) ، فتحعلیشاه برای وصول بقایای مالیات فارس که پسرش میرزا حسینعلی میرزا والی آن ایالت بود ، از تهران به سوی جنوب حرکت کرد . اما به علت علیل بودن و ضعف مزاجی که از چندی پیش به وی دست داده بود ، در اصفهان در نوزدهم جمادی الاخر سال 1250 در 68 سالگی پس از 37 سال سلطنت بدرود حیات گفت .
فتحعلیشاه در دوره پادشاهی طولانی خویش همواره سرگرم کشمکش با قوای داخلی و خارجی بود و به کمک فرزندان خود بود که توانست بر مشکلات داخلی توفیق یابد

nazi
11/11/2010, 10:21
سیاست های داخلی فتحعلیشاه


1- در داخل برای استحکام دولتی که اساس آن را آقا محمد خان با جنگ و ستیز و اعمال سیاست خشن و ناهنجار خود برقرار کرده بد . شاه و درباریان به تلاش و تکاپو افتادند .
2- فتحعلیشاه ابتدا در صدد سرکوب مدعیان قدرت که بلافاصله پس از فوت آقا محمد خان شورش کرده بودند پرداخت .
3- ابتدا به کمک حاجی ابراهیم اعتمادالدوله عموی خود ، علیقلی خان که دعوی پادشاهی داشت گرفت و کور کرد .
4- به قصد سرکوبکردن صادق خان شقاقی رفت و او را منهدم کرد.
صادق خان شقاقی که بود ؟
1- از سران سپاه آقا محمد خان بود
2- نزد آقا محمد خان مقرب بود
3- در توطئه قتل خان قاجار نقش داشت .
4- پس از قتل آقا محمد خان بسیاری از جواهرات وی را تصرف کرد و جهت تسخیر قدرت راهی تهران شد .
5- اما در قزوین به دست فتحعلیشاه مغلوب گشت .
........
انقلابات داخلی و سرکوب آنها :
چون آقا محمد خان در تمام مدت حکومت خود گرفتار لشکرکشی و جنگ بود ، چندان توجهی به اداره امور کشور و نظم بخشیدن به امور داخلی نداشت ،
همین که او مرد به علت متزلزل شدن بنیان سلطنت هر کسی ازگوشه و کنار سر به عصیان و شورش برداشت .
این مدعیان و شورشیان قدرت دو دسته بودند :
الف: بازماندگان خاندان صفوی و افشار و زند
1. شورش محمدخان زند پسر زکی خان در اصفهان و غلبه فتحعلیشاه بر وی
ب: تنی چند از سرداران آقا محمد خان با نزدیکان او
1. شورش مجدد صادق خان به همراه سران و بزرگان در آذربایجان وسرکوب او توسط فتحعلیشاه
2. شورش حسینقلی خان برادر فتحعلیشاه که حاکم اصفهان شده بود . این شورش به وساطت مادر و برادر خاموش شد.
3. پسر شاهرخ شاه افشار ، نادر میرزا در خراسان ، نادر میرزا که تاب مقاومت نداشت پس از رسیدن فتحعلیشاه از در عذر خواهی درآمد و شاه او را عفو کرد و در شورش مجددی که کرد وی را منهدم کرد .
بنا براین فتحعلیشاه مدت 5 سال از سلطنت خود را ( 1212-1217 ) به سرکوب کشمکشهای داخلی گذراند .
در این مدت توانست با امن بخشیدن به امور داخلی کشور و بقایای دو دولت افشاریه وزندیه رامضمحل کند .

nazi
11/11/2010, 10:23
حکومت محمد شاه




ظل السلطان دهمین پسر فتحعلیشاه بود هنگام فوت پدرش در اصفهان، حکمران تهران بودپس از رسیدن خبر فوت فتحعلیشاه به تبریز، محمد میرزا فرزند عباس میرزا که پس از فوت پدر سمت ولیعهدی یافته بود در تاریخ ششم رجب 1250 در تبریز با دستیاری میرزا ابوالقاسم فراهانی به تخت پادشاهی جلوس کرد و در چهاردهم این ماه به همراه سفرای انگلیس و توپخانه و سپاه مفصلی که فرماندهی آنها با لندزی از سران لشگری انگلیس بود، از آذربایجان به قصد طهران حرکت کرد.
ظهور مدعیان سلطنت
1- براثر انتشار خبر وفات فتحعلیشاه در پایتخت و اغلب ولایات ایران، شاهزادگان به ادعای سلطنت برخواستند.
2- در تهران شاهزاده علیشاه ضل السلطان پسر دهم فتحعلیشاه خود را عادلشاه و علیشاه خواند.
3- در فارس حسینعلی میرزا فرمانفرما به کمک برادرش حسنعلی میرزا شجاع السلطنه هر یک خود را پادشاه مستقل خواندند و سکه و خطبه به نام خود کردند.
4- بقیه شاهزادگان نیز در حوزه های حکمرانی خود در انتخاب روش و طریقه ای که تبعیت آنان را نسبت به پادشاه وقت تعیین نماید سرگردان بودند.
5- زمانیکه محمدشاه همراه با سپاه خود به پایتخت (تهران) رسید به کمک وزیر خود، میرزا ابوالقاسم فراهانی (قائم مقام) به سرکوب مدعیان پادشاهی پرداخت.
6- قائم مقام شاهزاده فیروزمیرزا را با منوچهرخان معتمدالدوله و لیندسی از افسران انگلیسی را 5000 سربازان و توپخانه به شیراز روانه کرد تا حسینعلی میرزا فرمانفرما را سرکوب کنند.
7- سربازان و نیروهای دیگری به بروجرد و ملایر فرستاد.

8- تمام مدعیان سلطنت به جزء ظلل السلطان ، وقتیکه خود را در مقابل سپاه بزرگی دیدند تسلیم شده و به محمد شاه پیوستند.
9- عده ای دیگر از شاهزادگان را قائم مقام دستگیر و زندانی ساخت و محمد شاه را از خطر بزرگی که در آغاز سلطنت او پیش آمده بود نجات داد.
10- قائم مقام به پاداش خدماتی که در سرکوب مدعیان سلطنت نمود به مقام صدراعظمی ارتقا یافت و محمد شاه کلیه امور کشور را به وی سپرد.
سلطنت محمدشاه دارای چند ویژگی بود که پادشاهین او را از شاهان دیگر متمایز می کرد:
1. به قتل رساندن صدراعظم خود، میرزا ابوالقاسم فراهانی
2. حکومت 90 روزه ظل السلطان
3. لشکرکشی به هرات 1253 – 1254 :
o نتایج این لشگرکشی
o سیاست انگلیس در مورد هرات
4. اختلافات ایران و عثمانی در دوره محمد شاه
o معاهده ارزنة الروم
5. ظهور فرقه های مذهبی:
o قیام آقاخان محلاتی
o ظهور فرقه بابیه
o مؤسس فرقه بابیه
6. قیام سالار در خراسان
7. اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران مقارن فوت محمد شاه
........
اگر بخواهیم با یک نگاه کلی به سلسله قاجاریه بنگریم ، چه می توانیم بگوئیم ؟
تقریبا میان همه اتفاق نظر وجود دارد که در این دوران قاجاریه ، بلاهای فراوانی بر سر مردم ایران آمد و بسیاری سرزمین ها از دامان آن جدا شد . قرارداد های نابرابر ، امتیازات فراوان اقتصادی و سیاسی برای بیگانگان ، همه و همه ، چشم انداز ما را نسبت به دوره قاجاریه تشکلیل می دهند .
در حیطه هنر ، ما با مقایسه آثار هنری در این دوره با بناها و زیبایی های بجا مانده از دوره صفویه ، نشان از افولی همه جانبه و چشم گیر را در می یابیم .
اما براستی دوران قاجارها ، اوضاع به چه نحوی بوده است ؟
شواهدی وجود دارد که اوضاع را چندان هم بد نمی داند . درست است که مقایسه یک أثر معماری در دوره قاجارها ،‌ همانند صحن بزرگ حضرت معصومه س در قم با بنایی شبیه به مسجد امام اصفهان در دوره شاه عباس اول ، تفاوت های شگرفی را نمایان می سازد ، اما به یاد داشته باشیم که آنچه بعنوان زیبا ترین خانه های قدیمی در شهرهایی همانند کاشان و اصفهان و حتی تهران و تبریز ، به همه مسافران و جهانگردان خارجی نشان می دهیم ، همه و همه ، خانه ها و بنا ها و عمارت هایی هستند که به دوران قاجار بر می گردند .
قاجارها در یکی از سخت ترین شرایط تاریخی و مناسبات جهانی قرار داشتند . از زمان فتحعلیشاه و آغاز قرن نوزدهم ، اروپا وارد دوران صنعتی شدن و درگیری های بسیار فزاینده استعماری شدند و خصوصا استعمار انگلستان با بسط قدرت خود در شبه قاره هندوستان ، به قدرتی جهانی و با ویژگی های استعماری و فرا منطقه ای بدل شده است .
خصوصا نیمه دوم قرن نوزدهم که تقریبا با سلطنت ناصرالدین شاه مصادف است ، اوج حضور جهانی استعمار انگلستان و نهایت درجه قدرت گرفتن روسیه تزاری است .
طبیعی است که حفظ و بقای حداقل های موجود در عرصه های گوناگون حیات یک کشور کوچک ، و هرچند با سابقه ای درخشان ، کاری بزرگ و عظیم خواهد بود .
اما به هرحال جای بحث و نظر پیرامون جنبه های گوناگون حیات جامعه ایرانی در دوران حدودا دویست ساله قاجارها ، بسیار وجود دارد و نظرات بسیار متفاوتی نیز در این جنبه ها ابراز گشته است .
...........



در دوره قاجار ما مناطق بسیار گوناگونی را در شمال غرب( آذربایجان و ارمنستان و گرجستان ) ، شمال شرق ( ترکمنستان و بخش هایی از ازبکستان و تاجیکستان ) و شرق ( افغانستان و بلوچستان پاکستان ) از دست دادیم .
اما براستی بعد از این همه رنج و اندوه و تأسف ، که در طول این سالیان دراز ابراز نموده ایم ، چه وضعیتی داریم ؟
آیا به آنچه داریم و سرزمین ها و امکاناتی که برایمان باقی مانده است ، به چه نحوی می پردازیم ؟
قرض کنیم که امروزه تمامی آذربایجان شوروی متعلق به ما بود ، چه تفاوتی می کرد ؟
آیا چنین نبودکه همانند بسیار منابع و معادنی که هنوز بی توجه مانده اند ،‌ معادن غنی نفت باکو در آذربایجان نیز چنین می شد ؟
فرض کنید که تمامی دریای خزر در اختیار ما بود ،‌ آیا به آن می خواستیم به همین شکلی توجه کنیم که امروزه به قسمت موجود خودمان در دریای خزر می پردازیم ؟
بیائید تصور کنید که ترکمنستان به ما تعلق داشت ، احتمالا کاوش هایی که دانشمندان روسی در مورد ویرانه های شهر اشکانی نسا انجام داده اند ، صورت نپذیرفته بود و ما هم چنان مشغول محکوم کردن کاوش گرانی بودیم که فلان ویرانه ها را کاویده اند .
در اینجا درصدد نیستیم که تجاوز های به خاک خود را توجیه کنیم یا بگوئیم که ملل پیشرفته حق دارند اموال و سرزمین های ملل ضعیف تر را تصاحب نمایند ، بلکه بحث بر سر این است که بجای تأسف بر گذشته ، به وضع امروز خود بیاندیشیم .
امروز اگر به درستی و سلامت و با دانایی به اصلاح امور خود بپردازیم ، فردا به حال و روز و شکست های امروز خود تأسف نخواهیم خورد .




در دوره منحوس قاجار بدلیل حاتم بخشی پادشاهان بی لیاقت آن مناطق بسیاری از خاک ایران جدا گردیدحکومت محمد شاه




ظل السلطان دهمین پسر فتحعلیشاه بود هنگام فوت پدرش در اصفهان، حکمران تهران بودپس از رسیدن خبر فوت فتحعلیشاه به تبریز، محمد میرزا فرزند عباس میرزا که پس از فوت پدر سمت ولیعهدی یافته بود در تاریخ ششم رجب 1250 در تبریز با دستیاری میرزا ابوالقاسم فراهانی به تخت پادشاهی جلوس کرد و در چهاردهم این ماه به همراه سفرای انگلیس و توپخانه و سپاه مفصلی که فرماندهی آنها با لندزی از سران لشگری انگلیس بود، از آذربایجان به قصد طهران حرکت کرد.
ظهور مدعیان سلطنت
1- براثر انتشار خبر وفات فتحعلیشاه در پایتخت و اغلب ولایات ایران، شاهزادگان به ادعای سلطنت برخواستند.
2- در تهران شاهزاده علیشاه ضل السلطان پسر دهم فتحعلیشاه خود را عادلشاه و علیشاه خواند.
3- در فارس حسینعلی میرزا فرمانفرما به کمک برادرش حسنعلی میرزا شجاع السلطنه هر یک خود را پادشاه مستقل خواندند و سکه و خطبه به نام خود کردند.
4- بقیه شاهزادگان نیز در حوزه های حکمرانی خود در انتخاب روش و طریقه ای که تبعیت آنان را نسبت به پادشاه وقت تعیین نماید سرگردان بودند.
5- زمانیکه محمدشاه همراه با سپاه خود به پایتخت (تهران) رسید به کمک وزیر خود، میرزا ابوالقاسم فراهانی (قائم مقام) به سرکوب مدعیان پادشاهی پرداخت.
6- قائم مقام شاهزاده فیروزمیرزا را با منوچهرخان معتمدالدوله و لیندسی از افسران انگلیسی را 5000 سربازان و توپخانه به شیراز روانه کرد تا حسینعلی میرزا فرمانفرما را سرکوب کنند.
7- سربازان و نیروهای دیگری به بروجرد و ملایر فرستاد.

8- تمام مدعیان سلطنت به جزء ظلل السلطان ، وقتیکه خود را در مقابل سپاه بزرگی دیدند تسلیم شده و به محمد شاه پیوستند.
9- عده ای دیگر از شاهزادگان را قائم مقام دستگیر و زندانی ساخت و محمد شاه را از خطر بزرگی که در آغاز سلطنت او پیش آمده بود نجات داد.
10- قائم مقام به پاداش خدماتی که در سرکوب مدعیان سلطنت نمود به مقام صدراعظمی ارتقا یافت و محمد شاه کلیه امور کشور را به وی سپرد.
سلطنت محمدشاه دارای چند ویژگی بود که پادشاهین او را از شاهان دیگر متمایز می کرد:
1. به قتل رساندن صدراعظم خود، میرزا ابوالقاسم فراهانی
2. حکومت 90 روزه ظل السلطان
3. لشکرکشی به هرات 1253 – 1254 :
o نتایج این لشگرکشی
o سیاست انگلیس در مورد هرات
4. اختلافات ایران و عثمانی در دوره محمد شاه
o معاهده ارزنة الروم
5. ظهور فرقه های مذهبی:
o قیام آقاخان محلاتی
o ظهور فرقه بابیه
o مؤسس فرقه بابیه
6. قیام سالار در خراسان
7. اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران مقارن فوت محمد شاه
........
اگر بخواهیم با یک نگاه کلی به سلسله قاجاریه بنگریم ، چه می توانیم بگوئیم ؟
تقریبا میان همه اتفاق نظر وجود دارد که در این دوران قاجاریه ، بلاهای فراوانی بر سر مردم ایران آمد و بسیاری سرزمین ها از دامان آن جدا شد . قرارداد های نابرابر ، امتیازات فراوان اقتصادی و سیاسی برای بیگانگان ، همه و همه ، چشم انداز ما را نسبت به دوره قاجاریه تشکلیل می دهند .
در حیطه هنر ، ما با مقایسه آثار هنری در این دوره با بناها و زیبایی های بجا مانده از دوره صفویه ، نشان از افولی همه جانبه و چشم گیر را در می یابیم .
اما براستی دوران قاجارها ، اوضاع به چه نحوی بوده است ؟
شواهدی وجود دارد که اوضاع را چندان هم بد نمی داند . درست است که مقایسه یک أثر معماری در دوره قاجارها ،‌ همانند صحن بزرگ حضرت معصومه س در قم با بنایی شبیه به مسجد امام اصفهان در دوره شاه عباس اول ، تفاوت های شگرفی را نمایان می سازد ، اما به یاد داشته باشیم که آنچه بعنوان زیبا ترین خانه های قدیمی در شهرهایی همانند کاشان و اصفهان و حتی تهران و تبریز ، به همه مسافران و جهانگردان خارجی نشان می دهیم ، همه و همه ، خانه ها و بنا ها و عمارت هایی هستند که به دوران قاجار بر می گردند .
قاجارها در یکی از سخت ترین شرایط تاریخی و مناسبات جهانی قرار داشتند . از زمان فتحعلیشاه و آغاز قرن نوزدهم ، اروپا وارد دوران صنعتی شدن و درگیری های بسیار فزاینده استعماری شدند و خصوصا استعمار انگلستان با بسط قدرت خود در شبه قاره هندوستان ، به قدرتی جهانی و با ویژگی های استعماری و فرا منطقه ای بدل شده است .
خصوصا نیمه دوم قرن نوزدهم که تقریبا با سلطنت ناصرالدین شاه مصادف است ، اوج حضور جهانی استعمار انگلستان و نهایت درجه قدرت گرفتن روسیه تزاری است .
طبیعی است که حفظ و بقای حداقل های موجود در عرصه های گوناگون حیات یک کشور کوچک ، و هرچند با سابقه ای درخشان ، کاری بزرگ و عظیم خواهد بود .
اما به هرحال جای بحث و نظر پیرامون جنبه های گوناگون حیات جامعه ایرانی در دوران حدودا دویست ساله قاجارها ، بسیار وجود دارد و نظرات بسیار متفاوتی نیز در این جنبه ها ابراز گشته است .
...........



در دوره قاجار ما مناطق بسیار گوناگونی را در شمال غرب( آذربایجان و ارمنستان و گرجستان ) ، شمال شرق ( ترکمنستان و بخش هایی از ازبکستان و تاجیکستان ) و شرق ( افغانستان و بلوچستان پاکستان ) از دست دادیم .
اما براستی بعد از این همه رنج و اندوه و تأسف ، که در طول این سالیان دراز ابراز نموده ایم ، چه وضعیتی داریم ؟
آیا به آنچه داریم و سرزمین ها و امکاناتی که برایمان باقی مانده است ، به چه نحوی می پردازیم ؟
قرض کنیم که امروزه تمامی آذربایجان شوروی متعلق به ما بود ، چه تفاوتی می کرد ؟
آیا چنین نبودکه همانند بسیار منابع و معادنی که هنوز بی توجه مانده اند ،‌ معادن غنی نفت باکو در آذربایجان نیز چنین می شد ؟
فرض کنید که تمامی دریای خزر در اختیار ما بود ،‌ آیا به آن می خواستیم به همین شکلی توجه کنیم که امروزه به قسمت موجود خودمان در دریای خزر می پردازیم ؟
بیائید تصور کنید که ترکمنستان به ما تعلق داشت ، احتمالا کاوش هایی که دانشمندان روسی در مورد ویرانه های شهر اشکانی نسا انجام داده اند ، صورت نپذیرفته بود و ما هم چنان مشغول محکوم کردن کاوش گرانی بودیم که فلان ویرانه ها را کاویده اند .
در اینجا درصدد نیستیم که تجاوز های به خاک خود را توجیه کنیم یا بگوئیم که ملل پیشرفته حق دارند اموال و سرزمین های ملل ضعیف تر را تصاحب نمایند ، بلکه بحث بر سر این است که بجای تأسف بر گذشته ، به وضع امروز خود بیاندیشیم .
امروز اگر به درستی و سلامت و با دانایی به اصلاح امور خود بپردازیم ، فردا به حال و روز و شکست های امروز خود تأسف نخواهیم خورد .




در دوره منحوس قاجار بدلیل حاتم بخشی پادشاهان بی لیاقت آن مناطق بسیاری از خاک ایران جدا گردید

nazi
11/11/2010, 10:24
قرارداد آخال







قرارداد آخال یکی از قراردادهای سیاسی زیان‌آور برای ایرانیان بوده است که در دوران قاجار از سوی امپراتوری روسیه بر ایران تحمیل شد.
این قرارداد در پی تصاحب گستره ترکستان و بخش خاوری دریای خزر به تاریخ 23 آذر 1260خ/ 22 محرم 1299ق/ 14 دسامبر 1881م میان  میرزا سعیدخان مؤتمن‌الملک انصاری“ وزیر امور خارجه ایران   ایوان زینوویف“، وزیرمختار روسیه در تهران منعقد شد. یادآور می‌شود که چنگ‌اندازی روسیه به مرزهای شرقی ایران به دنبال شکست ایران در مرو از سال 1290ق/ 1873م آغاز شد و در سالهای بعد ادامه یافت تا اینکه ژنرال  اسکوبلف“ در 1298ق/ 1880م به سرزمین  ترکمانان تکه“ حمله برد و آخرین پایگاه آنان یعنی  گوگ‌تپه“ را به تصرف خود درآورد..
مفاد قرارداد
قرارداد آخال که گفته می‌شود  ناصرالدین شاه“ ناگزیر تن به آن داد به آن بخش از گستره ایران از مرزهای شمال خراسان تا  رود تجن“ به مثابه ایالت ماوراء دریای مازندران که به تصرف روسیه تزاری درآمده بود، رسمیت بخشید. به باور روسها تصرف مرو و آخال از سوی آنها، ایران را از تجاوزات ترکمانان تکه، مرو و آخال نجات می‌داد. حال آنکه این تعدیات محلی سالهای بعد نیز ادامه داشت و دولت روسیه هیچ اقدامی به منظور پیشگیری از آن به عمل نیاورد.
قرارداد یادشده دارای چهار فصل بود. در فصل اول نقاط و گذرگاه خط مرزی تعیین گردید و در فصل دوم پیش‌بینی شده بود که نمایندگان ایران و روسیه بر طبق فصل نخست مرز را به گونه‌ای شفاف ترسیم کنند و در مرزها علامتگذاری نمایند. همچنین این قرارداد پیوستهایی داشت که در آن وزارت امور خارجه درباره برخی از دره‌ها و روستاها و رودخانه‌ها تعهداتی را پذیرفت. این ضمائم یک هفته پس از امضای قرارداد طی نامه رسمی میرزاسعیدخان انصاری به شماره 148 مورخ 29 محرم 1299 برای زینوویف فرستاده شد.
چندی بعد در ذیحجه 1301ق  ملینکف“، وزیرمختار جدید روسیه از  میرزامحمودخان ناصرالملک“، وزیر امور خارجه جدید تقاضای اجرای قرارداد و بندهای مندرج در پیوستهای آن را نمود. در این هنگام،  محمدتقی میرزا رکن‌الدوله ، استاندار خراسان بود و زیرنظر او  حاجی امین نظام“ که ریاست هیئت ایرانی امور مرزی را برعهده داشت، مأمور اجرای قرارداد شد؛ لیک کار اجرای درونمایه قرارداد و پیوستهای آن به واسطه اختلاف نظرهای مأموران کمیسیون مشترک و تحمیلات نماینده روسیه اندک اندک انجام شد و سالها به درازا کشید.
اما بی شک اوج زورگویی روسها و ناتوانی و انفعال حکومت قاجاریه را می‌توان در فصل چهارم این عهدنامه ملاحظه کرد. در فصل چهارم آمده است:  چون منبع رود فیروزه و منابع بعضی رود و انهاری که ایالت ماوراء بحر خزر متصله به سرحد ایران را مشروب می‌کند در خاک ایران واقع شده است، دولت علّیه [ایران] متعهد می‌شود که به هیچ وجه نگذارد از منبع الی محل خروج از خاک ایران در امتداد رود و انهار مزبوره قراء جدیدی تأسیس شده و به اراضی که بالفعل زراعت می‌شود توسعه داده شود و نیز برای اراضی که فعلاً در خاک ایران مزروع است بیش از آن مقداری که لازم است نگذارد آب استعمال کنند.“
لرد کرزن راجع به قرارداد آخال می‌نویسد:  روسها در ضمن انعقاد قرارداد مرزی اولاً کوههای بلند مرتفع سرحدی را در مرز خودشان انداختند، سپس سرچشمه رودخانه‌ها را نیز جزء خاک روسیه ثبت کردند که هر وقت اراده نمایند آب را از ده‌های ایران قطع کنند و در نتیجه محصول خراسان را تباه سازند.“

مرحله نخست قرارداد
و اما کمیسیون مشترک پس از آنکه نقشه حدود مرزی خراسان را تا دره ذوالفقار رسم نموده و علامتگذاری کرد یک قطعه زمین کوچک در دره  ذوالفقار“ و روستای  حصار“ را که طی عهدنامه ترکمانچای از ایران جدا شده بود در کرانه جنوبی رود  ارس“ به ایران بازگرداند. مساحت این دو روی هم ده هکتار بیش نبود و در حقیقت برای رفع انحنای خط مرزی صورت گرفت. حال آنکه در عوض ایران، یک قطعه زمین در ناحیه شمالی روستای حصار به مساحت هشت کیلومتر و نیز روستای  فیروزه“ را به روسیه واگذار کرد. این نخستین مرحله از اجرای مفاد قرارداد بود.
[ویرایش]
مرحله دوم قرارداد
اما قرارداد بدین جا ختم نشد. مرحله دوم اجرای قرارداد تخلیه دژ  غلغلاب“ و دژ  گرماب“ از سوی ایران بود. این دو قلعه دویست و چهل خانوار سکنه مستمند داشت. هزینه انتقال این خانوارها بالغ بر یک هزار و دویست تومان از دارالخلافه طهران تأدیه شد. در پی جا به جایی این خانواده‌ها و اسکان آنها در داخل روستاهای مرزی ایران، مکانهای یادشده زیر نظر کمیسیون مشترک به روسها تحویل داده شد.
[ویرایش]
مرحله سوم قرارداد
مرحله سوم قرارداد، تقسیم روستای حصار و دره حصار به سال 1301 با حضور حاجی امین نظام، رئیس هیئت امور مرزی و  محمدعلیخان“، حاکمان دره جز و  قراخان“، حکمران اتک و  میرزا احمدخان سرهنگ“، نایب کارگزاری دره گز انجام شد. در این تقسیم‌بندی امور مرزی و  محمدعلیخان“، حاکمان دره جز و  قراخان“، حکمران اتک و  میرزا احمدخان سرهنگ“، نایب کارگزاری دره گز انجام شد. در این تقسیم‌بندی ناعادلانه یک پنجم اراضی و یک پنجم از روداب حصار از آن ایران شد و مابقی آن در اختیار روسها قرار گرفت. سکنه حصار نیز که خانواده‌های نسبتاً متمکنی بودند در بخش روسیه ماندند و تنها سی و پنج خانوار فقیر و خوش‌نشین در بخش ایران جای داده شدند.

مرحله چهارم
مرحله چهارم اجرای قرارداد مربوط به فصل دوم پیوست قرارداد بود که در آن این گونه آمده بود:   برای زراعت قریه‌های  ینگی قلعه“ و  بهبودخان“ و  سررود قلعه“ مسافت زمین  دره رودخانه“ که در دو  ورس“ و یک ربع ورس است را، و طرف شرقی  ینگی قلعه“ واقع است به بالا تا دربندی که یک  ورس“ و ربع ورس بالاتر از محل  اورتاکند“ واقع شده غیر از گندم و جو، کاشتن پنبه و سبزی نیز تجویز می‌شود.“
ینگی قلعه تا دربند شرقی، یک فرسخ مسافت داشته و در این دره تقریباً در تمام مواقع سال زراعت می‌شده است ولی با استناد به تعهد بالا، نماینده روسیه زراعت در ناحیه مهمی از زمینها را که در دست کشاورزان ایرانی بود منع و محدود کرد، زیرا گسترش کشاورزی در این منطقه را باعث کمبود آب در منطقه متعلق به دولت روسیه می‌دانست.

موضوع ساکنان
موضوع تجاوزات ترکمانان به مرزهای ایرانی نیز که همچنان تداوم داشت، در  کلات“ چهار رود وجود داشت. این نهرها عبارت بودند از:  چهچهه“،  قراتیکان“،  کلات رود“ و  لاین“. یک ششم آب این چهار رود به مصرف کشاورزی  کلات“ می‌رسید و بقیه به دژها و کشتزارهای پیرامون کلات سرازیر می‌شد.
 اتک کلات“ بر روی ترکمانان مروی باز بود، چون آنان در زمانی نه چندان دور شهروند ایران بودند و با سکنه  اتک“ پیوندهایی داشتند، از این‌رو به آسانی بیش از چهارصد خانوار ترکمان مروی که در قلعه‌های اتک س***ت داشتند و با آب چهار رودخانه یادشده کشاورزی می‌کردند، سالی بیست هزار خروار گندم و شلتوک به دست می‌آوردند و یک دهم آن را به عنوان مالیات به حاکم  اتک“ می‌دادند که مأمور دولت ایران بود.
در  اتک دره جز“ هم چند قلعه معتبر وجود داشت که دهقانان دره‌گزی و کشاورزان آخالی در آنجا به کشت و زرع می‌پرداختند و اینان نیز یک دهم محصول خود را به عنوان مالیات به دولت ایران و حاکم دره‌جز (دره‌گز)می‌پرداختند، لیک به تدریج کشاورزان مروی و آخالی و اتک دره‌جز و اتک کلات، وسیله و آلت فعل تجاوزات ترکمانان به داخل مرزهای ایران شدند و کمیسیون مشترک مرزی که تا سال 1314ق به عنوان ناظر بر امور مرزی و اجرای قرارداد وظیفه خود را انجام می‌داد، نتوانست کشاورزان مروی و آخالی مقیم اتک را به فرمانبرداری کامل دولت ایران درآورد.

پس از ناصرالدین‌شاه
به دنبال قتل ناصرالدین شاه، اوضاع ایران رو به وخامت بیشتر نهاد و ضعف حکومت مرکزی بیشتر نمایان شد که این امر خودسری ترکمانان مروی و آخالی مقیم اتک را باعث شد تا آنجا که از فرمانبرداری دولت ایران و پرداخت مالیات سرپیچی کردند.
در سال 1314ق، قزاق‌های روسی در  خان کران“، دو فرسنگی  سرخس ناصری“ اقامت گزیده، مجرای آب سرخس ناصری را به سوی سرخس کهنه که در تصرف خودشان بود برگرداندند و سرخس ناصری رو به ویرانی نهاد و این‌گونه ناحیه حاصلخیزی از ایران از مدار و چرخه اقتصادی خارج شد.

nazi
11/11/2010, 10:25
سلطنت ناصرالدین شاه قاجار (1264 – 1313 ق)





هنگام فوت محمدشاه، ولیعهد و جانشین او ناصرالدین میرزا زیر حمایت و تربیت میرزا تقی خان وزیر نظام در تبریز به سر می برد. چون خبر فوت شاه به تبریز رسید، در حالیکه خراسان به علت قیام سالار دچار هرج و مرج و آشفتگی بود، میرزا تقی خان سپاه آذربایجان را گرد آورد و وسائل جلوس ناصرالدین میرزا را بر تخت سلطنت در آذربایجان فراهم ساخت. سپس به همراهی سفرای روس و انگلیس که به تبریز رفته بودد. شاه جوان را برداشته عازم تهران شد. و برای آنکه در غیاب او، آذربایجان دچار اغتشاش و ناامنی نگردد، حکامی را که به وفاداری آنان اطمینان نداشت از کاربرکنار کرد و حکام مورد اعتماد بر بلاد آذربایجان گماشت، ناصرالدین شاه روز 21 ذی قعده سال 1264 هجری قمری به تهران رسید و روز بعد رسماً تاجگذاری کرد. ناصرالدین شاه به سبب کفایت و لیاقتی که از میرزا تقی خان وزیر نظام دیده بود او را به صدارت برگزید و اندکی بعد به لقب امیرکبیر گردید. ناصرالدین شاه میرزا نصرالله خان نوری معروف به میرزا آقاخان را که حکمران کاشان بود به طهران طلبید و به معاونت امیرکبیر منصوب کرد و به او لقب اعتماد الدوله داد.
ویژگیهای حکومت ناصرالدین شاه قاجار
1- حکومت 50 ساله ناصرالدین شاه سرشار از وقایع و حوادث مهم در تاریخ سلسله قاجار است.
2- در این دوره نتایج شوم عهدنامه های گلستان و ترکمانچای و عوارض جنکهای ممتد دورة فتحعلیشاه بروز می کند.
3- در این دوره دولت انگلیس روابط سیاسی خود را با ایران بسط می دهد و به اخذ امتیازاتی و مزایایی نظیر امتیازات و مزایایی که به موجب عهدنامه ترکمانچای به روسیه داده شده بود موفق میشوند.
4- در نتیجه نفوذ سیاسی و اقتصادی بیگانگان در ایران، در این دوره به حد کمال می رسد و استقلال و حیات اقتصادی ملت ایران بیش از هر زمان دیگر متزلزل می شود.
5- خوشبینی فوق العاده شاه به بیگانگان باعث می شود که بسیاری از منافع کشور را به نفع بیگانگان از دست دهد.
6- در پایان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار کم کم افکار انقلابی و زمزمة آزادی طلبی ظهور می کند و زمینة انقلاب مشروطیت فراهم می گردد.



.................

مراحل فرمانروایی ناصرالدین شاه :
1. دورة صدراعظمی میرزا تقلی خان امیرکبیر
2. دورة صدراعظمی میرزا آقاخان نوری
3. دوره اصلاحات گوناگون سیاسی و اداری و فکری :
o آغاز نهضت فکری و سیاسی
o اصلاحات داخلی
4. صدارت امین السلطان
امتیازات سیاسی و اقتصادی در دورة ناصرالدین شاه
نفوذ سیاسی انگلستان در ایران بعد از عقد عهدنامه پاریس مقدمة بدست آوردن امتیازات اقتصادی بزرگی برای اتباع آن دولت گردید. چنانکه در سال 1309 هجری انحصار فروش دخانیات در ایران به یکی از اتباع دولت انگلیس داده شد و همین امر مقدمه بروز نهضت جدیدی در میان طبقات مردم گردید و در نتیجه آن ناصرالدین شاه امتیاز را لغو کرد ولی انگلیسیها بعدها به گرفتن امتیازات مهمتری نایل گردیدند. که امتیاز بانک شاهنشاهی و امتیاز حق کشتیرانی در کارون مهمترین آنها بود .
1. امتیاز بانک شاهنشاهی
2. امتیاز کشتیرانی در کارون
3. واکنش ها به امتیاز رژی
4. امتیازات روس ها در دوره ناصرالدین شاه
5. واگذاری امتیاز خط آهن و شوسه به روس ها
6. امتیاز نظامی روس ها در دوره ناصرالدین شاه
قتل ناصرالدین شاه در ذی قعده 1313

ناصرالدین شاه مدت پنجاه سال بر ایران سلطنت کرد و در آغاز پنجاه و یکمین سال سلطنت خود بنا به عادت معمول برای زیارت بقعه حضرت شاهزاده عبدالعظیم علیه‌السلام با امین السلطان صدراعظم و چند تن از درباریان روز 17 ذی قعده سال 1313 هجری قمری عازم شهر ری شد. چون از مدتی پیش اجازه داده بود که رعایا برای تقدیمن عریضه و دادخواهی مستقیماً به حضور شاه برسند و حتی هفته ای یک روز را به این امر اختصاص داده بود. هنگامیکه وارد بقعه حضرت عبدالعظیم گردید توسط مردی به نام میرزا رضای کرمانی از پای درآمد.
صدراعظم با سرعت شاه را با طرز خاصی از در دیگر بقعه به کالسکه مخصوص رسانید و ترتیبی داد که هیچ کس متوجه کشته شدن شاه نشود.
میرزا رضا کرمانی بلافاصله دستگیر و زندانی شد و بعداً به قتل رسید.

======
امتیاز بانک شاهنشاهی
به طور کلی بررسی قاجاریه بدون تقسیم بندی امکان پذیر نیست زیرا در دوره هر کدام از پادشاهان تحولات و رخدادهایی روی می دهد که با تحولات پادشاه قبلی متفاوت بوده است1- ناصرالدین شاه در سال 1289 قمری به راهنمایی حاج میرزا حسین خان سپهسالار، صدراعظم خود امتیاز تأسیس خط آهن و استخراج معادن ایران، غیر از آنچه قبلاً به دیگران واگذار شده بود و غیر از معادن فلزات قیمتی و احجار کریمه، و نیز امتیاز تأسیس بانک را به شخصی به نام بارون جولیوس دورویتر که به تابعیت بریتانیا درآمده بود واگذاشت و خود عازم اروپا شد (سفر اول شاه به اروپا)
2- ناصرالدین شاه در پایتخت روسیه احساس کرد تزار روس و امنای دربار او از اعطای چنان امتیاز هنگفتی به یک نفر انگلیسی رنجیده اند.
3- او حتی در انگلستان نیز با خونسردی ملکه انگلیس و رجال بریتانیا در مورد این امتیاز روبرو شد.
4- ناصرالدین شاه پس از مراجعت به ایران، چون افکار عمومی را نیز با اعطای آن امتیاز مخالف دید امتیاز رویتر را لغو کرد.
5- رویتر در برابر لغو امتیازی که بدست آورده بود پاداش و غرامتی دریافت نکرد.
6- او مبلغ 40 هزار لیره را که به عنوان سپرده به شاه ایران داده بود. هنگام دریافت امتیاز تأسیس بانک شاهی، با سود آن از شاه دریافت نمود.
7- ناصرالدین شاه برای جبران اقدام خود در مورد لغو امتیاز رویتر، امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی ایران را به رویتر داد (1308 قمری)
8- بانک جدید با سرمایة یک میلیون لیرة استرلینگ تشکیل شد و به زودی حق انحصاری نشر اسکناس و تأسیس شعب در شهرستانها و خارج از کشور ایران را بدست آورد.
9- کمی بعد ناصرالدین شاه امتیاز استخراج معادن ایران ، غیر از طلا و نقره و احجار کرممه را بانک مزبور اعطا کرد.

nazi
11/11/2010, 10:26
امتیاز کشتیرانی در کارون



1- ناصرالدین شاه در سال 1306 قمری امتیاز کشتیرانی در حوضة سفلای رود کارون را به کمپانی برادران لینچ واگذار کرد.
2- در امتیاز کشتیرانی کارون طبق فرمان و قرارداد مربوط به آن بنای هر گونه ساختمان و انبار ذغال سنگ و کالان و دکان و کاروانسرا و یا کارگاهها و کارخانجات در دو کرانه رود کارون بوسیله کمپانی لینچ ممنوع شده بود.
3- امتیاز کشتیرانی در کارون برای کمپانی لینچ سود فراوانی دربر نداشت.
4- برخی از شیوخ و سران عشایر بنی کعب ایران نیز در راه اقدامات و فعالیت کمپانی مزبور کارشکنی می کردند.
5- ناصرالدین شاه انتظار داشت که هر چه بیشتر بتواند از اعطای آن امتیاز نفع مادی ببرد.
6- صاحب امتیاز نیز ناگزیر بود در برابر حفظ امتیاز خود مبالغ هنگفتی به کیسة شخصی شاه بریزد.
7- صاحبان امتیاز که دارای معلومات گرانبهایی از اوضاع ایران بودند سودی در این امتیاز برای خود ندیدند با تقدیم یک کشتی بخاری تقاضای الغای قرارداد مزبور شدند.
========
واکنش ها به امتیاز رژی
1- مردم ایران که در تاریخ بر اثر آشنایی یافتن با اموال و ممالک خارجه وخواندن جراید فارسی که در استانبول انتشار می یافت پس از اطلاع بر شرایط این انحصارنامه و مقایسة آن با امتیازی که دولت عثمانی در باب انحصار دخانیات خود با شرایط بهتری به شرکتی خارجی داده بود شروع به مخالفت با آن اساس کردند.
و امین السلطان هر قدر خواست که با تهدید و تطمیع علمای شیعه را که به یاری مردم برخاسته و حکم تحریم استعمال دخانیات را داد بودند از راه خلاف برگرداند توفیق نیافت.
2- مخالفت با رژی کم کم قیام مردم را بر ضد دربار و اصول استبداد پیدا کرد.
3- رهبری مردم در طهران حاج میرزا حسن آشتیانی (1243 – 1319) و مجتهد بزرگ ای دوره حاج میرزا حسن شیرازی در نجف برعهده داشت که هر دو جداً در برانداختن اساس امتیاز انحصار پافشاری کردند تا آنکه بالاخره شاه و امین السلطان از ترس شورش مردم و اعلان جهاد علما آن امتیازنامه را در 16 جمادی الاولی 1309 ملغی نمودند و شرکت دخانیات شاهنشاهی بساز خود را از ایران برچید.
4- واقعه رژی و توفیقی که در راه الغای امتیاز آن نصیب ملت و علما شد به ایشان فهماند که می توان با پافشاری و قیام از اقدامات خودسرانة حکومت استبدادی و صدراعظم جلوگیری نمود. و این مقدمه ای شد برای همین گونه قیامها در ایام صدارت امین السلطان و عین الدوله در زمان مظفرالدین شاه.
5- در مقابل ملغی شدن امتیاز رژی بدبختی بزرگی برای ایران پدید آمد و آن اینکه شاه و امین السلطانن برای پرداختن خساراتی که در طی شروع به عمل شرکت انگلیسی دخانیات وارد آمده بود مجبور شدند که از بانک شاهی مبلغ 000/500 لیرة انگلیسی قرض بگیرند و به او بسپارند این اولین قرضی بود که دولت ایران از بیگانگان گرفت.
6- با ملغی شدن امتیاز رژی و لاتاری، ملکم خان از ایران گریخت به لندن رفت و در آنجا به تأسیس روزنامه (قانون) قیام نمود و به نام قانون خواهی و تغییر وضع حکومت ایران به ذکر مظالم استبدادی پرداخت و نوشته های او از آنجائیکه پرع عامیانه بود و از خارجه نیز می رسید در مردم بی تأثیر نماند.

nazi
11/11/2010, 10:28
امتیازات روس ها در دوره ناصرالدین شاه




1- دولت تزاری روس در کسب امتیازات اقتصادی و سیاسی به اندازة انگلستان در ایران کامیاب نشد.
2- اما در برابر هر امتیازی که به دولت یا اتباع انگلیس داده شد دولت روسیه فعالیت و کوششی برای اخذ امتیازی نظیر آن نشان می داد.
3- نخستین امتیاز مهمی که به اتباع روسیه داد شد، امتیاز بهره برداری انحصاری از مراکز صید ماهی در قسمتی از سواحل ایران در دریای خزر بود که در سال 1285 هجری قمری از طرف ناصرالدین شاه به یکی از اتباع روسیه به نام لیاتازوف داد شد و بعد از آن تاریخ نیز چندین بار تمدید گردید.
4- سرانجام بهره برداری از صید ماهی در بندر انزلی و اطراف آن و امتداد کرانه دریای خزر تا نوشهر کنونی به دست شرکت مختلط شیلات که سرمایة آن متعلق به دولت روسیه و دولت است افتاد.
5- سهم روسیه از این امتیاز صدی 51 سهام و ایران صدی 49 سهام بود.
6- کمی بعد از آن تاریخ در سال 1286 هجری قمری اجازه احداث سیم تلگراف بین الکساندر و فسکی وتهران از راه ادسا و تنلیس و تبریز به روسیه داده شد.
7- وزارت مالیه دولت روسیه با کسب اجازه مخصوص از دولت ایران بانک استقراضی روس را در برابر بانک شاهنشاهی ایران که امتیاز آن به اتباع انگلیس داده شده بود، در ایران دایر کرد و در معاملات اقتصادی و تجارتی رقیب سرسخت بانک شاهنشاهی گردید.
8- بانک استقراضی یک مؤسسه ظاهراً تجارتی و در حقیقت وسیله بسط و استقرار نفوذ مالی و سیاسی روسیه تزاری در ایران بود.
9- این بانک بی دریغ به همة بازرگانان و پیشه وران وام می داد و در وصول آنها اعمال می ورزید.
10- سرمایه این بانک محدود نبود و آنچه لازم داشت از وزارت دارایی و خزانه روسیه دریافت می کرد.
11- شعاع عمل بانک استقراضی روس به تدریج توسعه یافت و به دولت و پادشاه و شاهزادگان نیز وام می داد.
12- بدین ترتیب علاوه بر آنکه از اعطای این امتیاز سود کلانی عاید ایران نمی شد، بلکه با دادن وامهای هنگفت غالباً ضرر هم می داد.
13- بانک استقراضی روس تا استقرار رژیم حکومت شوروی در روسیه در ایران باقی بود و طی قراردادهای منعقده بین ایران و رژیم شوروی کلیه دارایی و مطالبات آن بانک به عنوان غرامت جنگ به ایران داده شد.
..........
واگذاری امتیاز خط آهن و شوسه به روس ها

1- در سال 1310 هجری قمری امتیاز احداث خط شوسه بین بندر انزلی و قزوین وبهره برداری از آن به یک شرکت روسی موسوم به شرکت بیمة حمل و نقل ایران واگذار شد.
2- مدت این امتیاز 99 سال بود و بعدها در دورة سلطنت مظفرالدین شاه شرکت مزبور امتیاز خط شوسه بین قزوینن و همدان را نیز به دست آورد.
3- در حدود سال 1291 قمری اندکی بعد از آنکه بارون جولیوس دورویتر، تبعه انگلیس، امتیاز احداث خط آهن از رشت به تهرانن و از تهران به خلیج فارس را به مدت 70 سال از ناصرالدین شاه گرفت یکی از اتباع روسی به نام فن خالکنهاگن امتیاز احداث و بهره برداری خط آهن جلفا به تبریز را در طول 156 کیلومتر از شاه ایران گرفت.
4- چون صاحب امتیاز روسی در پایان مهلت مقرر یعنی پنج سال از تاریخ امتیاز نامه نتوانست به تعهد خود عمل کند امتیاز او لغو گردید.
.......
امتیاز نظامی روس ها در دوره ناصرالدین شاه

1- دولت تزاری روسیه در دروة سلطنت ناصرالدین شاه مهمترین مرکز حیاتی ایران را بدست آورد و با اعزام مستشاران نظامی و تشکیل بریگاد قزاق در سال 1297 هجری قمری نیروی دفاعی ایران را تحت اختیار خود درآورد.
2- بریگارد قزاق و روسای روسی آن، که طبق قرارداد استخدامی فقط تابع وزارت جنگ ایران بودند و مستخدم دولت ایران شمرده می شدند، کم کم به صورت یک نیروی مستقل وابسته به شخص شاه و دربار روسیه درآمدند و نیرویی که برای حفظ و میانت کشور از تجاوز اجانب تشکیل شده بود وسیلة موثر تحکیم بنیان رژیم استبداد سلاطین و سرکوب کردن افکار آزادی طلبان و مجری اوامر ودستورهای فرمانفرمای قفقاز و دربار روسیه تزاری شد.
3- بعضی از روسای بریگاد قزاق منجمله لیاخوف دراجرای سیاست ضد آزادی روسیه تزاری و مبارزه با آزادی خواهان ایران نقش بزرگی را ایفا کردند.

nazi
11/11/2010, 10:28
مظفر الدین شاه




(1313 – 1324 ه  . ق)
دورة سوم سلطنت قاجاریه
در این دوره عکس العمل سلطنت مستبدانه ناصرالدین شاه و سیاست شوم انگلستان و سیاست خشن و ناهنجار روسیه تزاری و اعطاء امتیازات ناروا به بیگانگان و استقراض از خارجی توأم با انتشار آراء و عقاید سیدجمال الدین اسدآبادی و پیروان آزادمنش مکتب او در میان طبقات روشنفکر آزادیخواه ایران مقدمات نهضت سیاسی و فکری را فراهم ساخت. و طی یک انقلاب چهارساله سلطنت استبدادی قاجاریه به سلطنت مشروطه پارلمانی مبدل گردید.
در این دوره چون پادشاه شخص ضعیف النفس و بی اراده بود امتیازات زیادی به دول استعماری واگذار شد همچنین، سیاستهای خائنانه امین السلطان باعث استقراض وامهای زیان آور از دولتهای روس و انگلیس گردید.
سلطنت مظفرالدین شاه :
1- مظفرالدین شاه که به سال 1269 تولید یافت چهارمین پسر ناصرالدین شاه بود. او تا سال قتل پدرش قریب چهل سال در ولیعهدی به سر می برد و در این مدت با وجود سه سفر که ناصرالدین شاه به فرنگستان کرد و در غالب نقاط کشور به سیاحت پرداخت، مظفرالدین میرزا کمتر از آذربایجان خارج شد. چون مردی ضعیف النفس ، ترسو و از اواسط عمر به بعد علیل المزاج نیز بود.
2- زمانیکه ناصرالدین شاه در حرم عبدالعظیم بدست میرزا رضای کرمانی کشته شد، امین السلطان صدراعظم ناصرالدین شاه به وسیله کلنل کاساکوفسکی رئیس سواران قزاق امنیت پایتخت را حفظ کرد.
3- او مراتب را به سفرای روس و انگلیس ودول دیگر اطلاع داد و با حضور آنان در تلگرافخانه با مظفرالدین میرزا ولیعهد، که مقیم تبریز بود به وسیله تلگراف حضوری تماس گرفت و وفات شاه را به ولیعهد خبر داد.
4- امین السلطان تهی بودن خزانه و عقب افتادگی جیره قراولان و نوکران دربار را به اطلاع سفرای روس و انگلیس فرستاد.
5- امین السلطان به سفرای روس و انگلیس گفت ولیعهدی دیناری پول ندارد یا وسایل سفر خود به پایتختن و جلوس بر تخت سلطنت را فراهم کند.
6- سفیر انگلیس تعهد کرد که به لندن تلگراف کند تا برای مبلغ مورد احتیاج دولت اعتبار لازم به بانک شاهنشاهی حواله شود.
7- آنگاه تلگراف تسلیت مرگ شاه و نهنیت سلطنت شاه جدید از طرف درباریان تهیه و به تبریز مخابره شد.
8- شاه جدید زمانیکه به تخت پادشاهی رسید هر کی از رجال و درباریان را در مقام خود باقی گذارد.
9- مظفرالدین شاه امین السلطان را که قدرتی فوق العاده داشت همچنان در مقام صدارت باقی گذارد.
.....
وامهای خارجی دولت مظفرالدین شاه و سفرهای او به خارج از کشور:
خزانه ایران پس از قتل امیرکبیر به امر ناصرالدین شاه به طور کلی در اختیار سلطان وقت قرار گرفت و پرداختهای خزانه از نظارت وزیر مالیه و خزانه دار و سایر مسئولین امور مالی مملکت خارج گردید.
ناصرالدین شاه نهایت کوشش را به کار برد تا از گرفتن وام خارجی خودداری کند. اما در این امر موفق نشد در زمان مظفرالدین شاه مسئله خالی بودن خزانه و گرفتن وام از خارج به منتهی خود رسید. امین السلطان که هیچ دلبستگی به امور اداری کشور و مملکتداری نداشت در این مورد نفش فعالی را ایفاء کرد.
وام اول مظفرالدین شاه از روسیه
1- امین السلطان دو سال پس از انتصاب به مقام صدارت عظمی وسایل سفر اول مظفرالدین شاه را به اروپا فراهم ساخت.
2- او برای تأمین مخارج سفرشاه و همراهانش به دولت روسیه متوسل شد و آن دولت به وسیله (بانک استقراضی) در تهران – که تابع وزارت مالیه روسیه بود – وام مورد تقاضای امین السلطان را پرداخت.
3- مبلغ این وام 000/500/22 منات طلا با درصد نزول 5 درصد و به مدت 75 سال و قسط سالانه آن بابت اصل وام و سود آن 288/156/1 منات بود
4- دولت روسیه قبول کرد که پرداخت اقساط استهلاکی وام مزبور از 19 ذی حجه سال 1327 قمری از طرف دولت ایران آغاز شود .
5- این وام ضمانت شده روی گمرکات ایران به استثنای گمرکات فارس و بنادر خلیج فارس بود.
6- از شرایط وام این بود که درآمد گمرکات مزبور بایستی کلا تسلیم بانک استقراضی روس در تهران شود و بعد از آن بانک قسط استهلاکی سالانه وام را برداشت، مابقی درآمد مزبور را، پس از 6 ماه به دولت ایران بپردازد.
7- در صورتیکه ایران عایدات گمرکی را مرتباً به بانک استقراضی روس نپردازد، دولت روسیه گمرکات را زیر نظارت و در صورت لزوم زیر ادارة مستقیم خود قرار خواهد داد.
8- از شرایط مهم وام این بود که تا زمانی که دولت ایران تمامی مبلغ اصل و ضرع وام خود را به آن دولت نپرداخته، حق ندارد بدون رضای دولت روس از یک کشورخارجی وام بگیرد.

nazi
11/11/2010, 10:29
وام مظفرالدین شاه از انگلستان



رقابت سیاسی و اقتصادی دو دولت روس وانگلیس در ایران، که هدف آنها محاصرة کامل اقتصادی این کشور بود، موجب آن شد که بانک شاهنشاهی، از همکار روسی خود در میدان رقابت عقب نماند به همین جهت در سال 1318 قمری قرضه ای با شرایط زیر مظفرالدین شاه و به نام دولت ایران داد:
1- مبلغ قرضه 314281 لیره انگلیسی و 16 شیلینگ و 4 پنس طلا
2- ربع سالانه 5 درصد و مدت 15 سال
3- قسط استهلاک سالانه از بابت اصل و ضروع 30278 لیره و 12 شیلنگ و 7 پنس
4- اولین تاریخ تأدیه نوروز 1346 قمری
5- در تاریخ ششم شعبان 1331 قمری باقیمانده قرضه معادل است با خود مبلغ قرضه
6- مبلغ قرضه و استهلاک آن روی عواید شیلات دریای خزر وعایدات پستخانه و تلگرافخانه و نیز درآمد گمرکات فارس و بنادر خلیج فارس و اهواز و بندر خرمشهر تضمین شده بود.
7- بدون رضای طرفین هیچ گونه تغییری در ترتیب تأدیه نمی توان داد .
8- این قرضه را بانک شاهنشاهی ایران به عنوان تأمین اعتبار از طرف حکومت انگلیس هند به دولت ایران پرداخت و طلبکاران ایران، حکومت هند و در حقیق دولت بریتانیا بود.
.........
وام دوم مظفرالدین شاه از روسیه
1- برای تهیه مقدمات سفر دوم مظفرالدین شاه به اروپا بار دیگر امین السلطان موضوع وام از روسیه را پیش کشید.
2- او سرانجام در سال 1320 قمری مبلغ ده میلیون مکنات طلا (روبل) به وسیله بانک استقراضی از روسیه قرض گرفت.
3- شرایط این وام مانند وام اول از روسیه و آغاز استهلاک اصل و فروع از 11 محرم 1320 و قسط استهلاکی سالانه آن 514006 مات و 20 کپک بود و با آن که دولت ایران می بایستی هر سال سود وام را بپردازد، در تاریخ 6 شعبان 1331 قمری تمامی ده میلیون منات وام برعهده ایران باقی بوده است.
3- این وام با وام اول روسیه یک کاسه شد و از آن پس دولت ایران می بایستی سالانه بابت هر دو وام 1670294 منات و 20 کپک (معادل با 9541800 قران آنروز) جمعاً مبلغی معادل با 000/196/182 قران به دولت روسیه بدهکار بود.
.......
سفرهای مظفرالدین شاه به اروپا
مظفرالدین شاه بیمار و مبتلا به نقرس بود و چون بیماری او شدت یافت برای مداوا و استفاده از آبهای معدنی به همراهی امین السلطان و ملتزمین رکاب عازم اروپا شد. (318 قمری / 1900 م) و از کشورهای روسیه، فرانسه بازدید نمود. بازدید از کشورهای انگلستان و آلمان و ایتالیا از برنامه اش حذف شد. در این سفر به جان شاه سوء قصد شد و امین السلطان از خود تهور و جسارتی نشان داد و به همین دلیل از طرف شاه لقب اتابک اعظم ملقب گشت.
در سال 1320 مظفرالدین شاه تصمیم گرفت دوباره به کشورهای اروپائی مسافرت کند. او که در سفر اول خود نتوانسته بود از انگلستان دیدن کند، بار دوم در سال 1320 با همراهان خود عازم اروپا شد و روز 17 ماه اوت 1907 به لندن رسید و در کاخ مالبرو که برای پذیرایی از او آماده شده بود اقامت گزید دولت انگلیس یک مهمانی رسمی به افتخار شاه ایران در 18 ماه اوت در کاخ بوگینگهام ترتیب داد شاه و همراهانش در آن ضیافت حضور داشتند.
شاه پس از چند روز توقف در لندن عازم پاریش شد و در روز چهاردهم سپتامبر 1902 از پاریس به سمت ورشو مرکز حکومت لهستان که آن زمان تابع روسیه تزاری بود – حرکت کرد و از راه روسیه به ایران بازگشت. هزینه مهمانخانه شاه و همراهانش در آن شهر روزانه بالغ بر 6000 (برابر 240 لیره انگلیسی) بوده است
.........
امتیازات کشورهای بیگانه در دوره مظفرالدین شاه

امتیازاتی که ناصرالدین شاه به اتباع دول خارجی، خصوصاً روس و انگلیس داد، از لحاظ کسب آثار و مظاهر تمدن جدید اروپائی برای کشوری که تازه می خواست، با این تمدن آشنا شود ضروری و مفید به نظر می آمد. ناصرالدین شاه شیفته تمدن غرب و طالب اصلاحات در شئون اداری و اقتصادی در کشور خود بود، در عین حال می خواست اقتدارات سلطنت خود را حفظ کند و به نوعی بین امتیازاتی که به دول خارجی می داد موازنه برقرار کند.
گرچه هیچ گونه موازنه ای از لحاظ قوای سیاسی و نظامی بین گیرندگان امتیاز و کشور ایران وجود نداشت و غالب مذاکرات دربارة امتیازات در موقعی صورت می گرفت که خزانه کشور دچار فقر و دولت و تنگنای بی پولی و شاه با حرص و طمع عجیب در فکر تدارک سفرهای تفریحی به اروپا بود. اما سیاست استبدادی همراه با متفکرانه ناصرالدین شاه مانع از واگذاری امتیازات هنگفت بدون دریافت سود می شد. البته مخالفتها و اعترافات مردم در این مورد نیز قابل تأمل بود.
اما در دورة سلطنت مظفرالدین شاه که پادشاهی ضعیف و بی اراده بود و زمام امور را در دست صدراعظمی خائن و بی کفایت سپرده بود، امتیازات سنگین دراز مدت به دولتهای روس و انگلیس داده شد. واگذاری ذخائر عظیم معادن از جمله نفت، کاوشهای باستانی، راهها و گمرکات از عمده ترین امتیازاتی بود که مظفرالدین شاه به دولتهای روس و انگلیس و فرانسه واگذار کرد.
..........


ج: امتیازات انگلیسیها در این دوره :
1. مسئله نفت و کشف و استخراج آن :
o امتیاز نفت به رویتر در ایران
o جستجوی اولیه نفت در ایران
o جلب توجه انگلیسی ها به نفت ایران
o امتیاز دارسی در نفت ایران
i. ویلیام ناکس دارسی
o آغاز استخراج نفت در ایران

2. واگذاری امتیاز تلگراف

nazi
11/11/2010, 10:30
محمد علی شاه قاجار






مشروطه و محمد علی شاه

(1324 – 1327)1- دوران کوتاه مدت سلطنت محمدعلیشاه وقایع شومی را برای آزادیخواهان به بار آورد. محمدعلیشاه که در دوران پدرش مساعد و همکاری خود را با مشروطه خواهان نشان داده بود، پس از به قدرت رسیدن مخالفت علنی خود را با آنان آشکار نمود.
2- او به کلی زیر نفوذ مستقیم روسها قرار داشت و دولت روسیه را پشتیبان شگرف حکومت خود می دانست روسها نیز که مخالف مشروطه ایران بودند. شاه جدید را در دشمنی با مجلس و مشروطه روزبروز بیشتر تقویت می کردند تا آنجا که محمد علیشاه صدراعظم متمایل به مشروطه خواهی را از صدارت انداخت، امین السلطان بیگانه پرست را به این امقام منصوب کرد.
3- شاه و صدراعظم جدید امین السلطان به گفتة نمایندگان موقعی نمی نهادند و اقدامات و تلاشهای زیادی برای برانداختن رژیم مشروطه شاه و صدراعظم جدید نمودند مبارزهن قطعی و واقعی بین نیروهای ملی و عوامل و عناصر رژیم استبداد تا آنجا پیش رفت که شاه به عده ای از سران و اربابان روسی خود دستور داد مجلس را به توپ بستند و انقلاب خونینی را به راه انداختند.
4- پس از سرکوب مجلس اول بسیاری از نمایندگان آزادیخواه دستگیر و عده ای تبعید شدند.
5- اما مقاومت دلیرانه مردم در برابر استبداد محمدعلیشاه و قیام های دلاورانه آزادیخواهان بار دیگر حکومت استبدادی را سرنگون و حکومت مشروطه ملی را برقرار کرد.
6- پیروزی آزادیخواهان در مشروطه دوم و سرکوبی رژیم استبدادی به عزل محمدعلیشاه از سلطنت و تبعید او به روسیه انجامید.

...........
تاجگذاری محمدعلیشاه

(روز چهاردهم ذی الحجه 1324 هجری قمری)
1- محمدعلی میرزا در سال 1289 در تبریز متولد شد.
2- مادرش دختر میرزا تقی خان امیر کبیر بود.
3- او در سال 1313 به ولیعهدی منصوب و به آذربایجان مأمور گردید.
4- پس از فوت مظفرالدین شاه در 24 ذی قعده 1324 به تهران احضار شد و به نام محمدعلیشاه به تخت سلطنت جلوس کرد.
5- محمدعلیشاه قانون اساسی مشروطیت را که پدرش امضاء کرده بود صحه گذاشت و قول داد که از همه جهت با اساس مشروطه همراه باشد.
6- محمدعلیشاه پیشتر با حیله و نیرنگ، با مشروطه خواهان همدستی نشان داده بود.
7- او طی نامه ای به سیدعبدالله بهبانی سوگند وفاداری نسبت به رژیم مشروطه یاد کرد و متن قانون اساسی را امضاء کرد.
8- لیکن چون طبعاً مستبد و خودخواه و ستم پیشه بود و از طرفی تحت نفوذ چند تن از دشمنان مشروطه مثل امیربهادر جنگ وزیر دربار و لیاخف روسی فرمانده قراقخانه قرار گرفت. کمی پس از جلوس به دشمنی با مشروطه خواهان برخاست.
9- جریان تاجگذاری محمدعلیشاه – روز چهاردهم ذی الحجه 1324 صورت گرفت – نشانه ای از اولین بی اعتنایی شاه به نمایندگان مجلس شورای ملی بود.
10- این عمل بر سوءظن و بدبینی آزادیخواهان نسبت به محمدعلیشاه افزود.
11- در مراسم تاجگذاری که به طور رسمی انجام گرفت از کلیه وزراء و سفراء و نمایندگان سیاسی خارجی و روحانیون و اعیان و اشراف دعوت به عمل آمد. ولی از نمایندگان ملت دعوت نشد.
12- منیع الدوله و سعدالدوله از نمایندگان مجلس نیز به عنوان طبقه اعیان درآن مراسم شرکت کرده بودند.
............
رابطه مجلس اول مشروطه و دولت

1- محمدعلیشاه علی رغم خودپسندی و غرور ذاتی، در برابر فشار مجلس و مطبوعات به خدمت نوز بلژیکی خاتمه داد.
2- ولی وزیر دارائی ، ناصرالملک از آوردن فهرست هزینة دربار به مجلس به منظور تجدیدنظر در حقوق مستمری شاه خودداری ورزید و این امر همچنان معوق ماند.
3- مسئله تأسیس بانک ملی که نموداری از روح وطن دوستی، نمایندگان دورة اول مجلس و جلوه ای از عشق و علاقه آنان به حفظ ملیت ایرانی بود با کارشکنی و دسیسه های بانک شاهنشاهی انگلیس و بانک استقراضی روس مواجه شد.
4- در مورد جلوگیری از وامخواهی از بیگانگان مجلس دورة اول پیروز گردید اما حکومت مشروطه بعدها خود ناگزیر شد برای حفظ رژیم و جلوگیری از افلاس و ورشکستگی کشور از روسیه و انگلستان به وسیله بانکهیا استقراضی و شاهنشاهی وام بگیرد.
5- قدرت مجلس اول تا آنجا پیش رفت که شاهزادگان را از رسیدن به مقام وزیری ممنوع ساخت.
6- همچنین خرید و فروشها پستهای (مقامات) عالیه را که مسئله بسیار بغرنجی بود، از میان برد.
7- وجود دو گروه طرفدار شاه و دولت و عدة دیگر طرفدار مردم و ملت باعث ایجاد شکاف ودسته در صف متحد و متشکل نمایندگان مجلس شدند. که تقریباً دو طرز تفکر و دو عقیده در مجلس پدید آمد.
8- یک دسته اقلیت میانه رو معتدل که بنا به مصلحتن وقت یا به سبب بستگی با دستگاه قوه مجریه طرفدار روش ملایم و معتقد به مدارا با شاه و دولت بودند.
9- دسته دیگر اکثریت پرشور که می خواستند هر چه زودتر زمام اختیار کلیه امور کشور را بدست گیرند و با هرگونه مدارا و سازش با دستگاه قوة مجریه مخالف بودند.
10- این دو دسته مقدمه تشکیل احزاب سیاسی بر مبنای دو روش و دو عقیدة مختلف در تهران گردید.
..........
اقدامات مجلس اول مشروطه

1- گردانندگان مجلس شورای ملی با پشتیبانی ملیون و آزادیخواهان و مطبوعات درصدد برآمدند که دست عوامل و عناصر دست نشاندة سیاستهای بیگانه را از سازمانهای دولتی و ملی کوتاه سازند. و از هرگونه وامخواهی بیگانگان جلوگیری کنند.
نمایندگان مجلس اول با دلیری در برابر محمدعلیشاه و هیئت دولت او ایستادند، در حالیکه هنوز شاهزادگان قاجار و حکام و ولاه دوران استبداد بر ایالات ولایات حکومت می کردد. مجلس اول کار تصفیه و اصلاح دستگاههای دولت را به نفع رژیم آزادیخواه و دموکرات مشروطیت آغاز کرد.
به همین جهت ابتدا از مزمة اخراج مستثاران خارجی از ایران در مجلس مطرح شد، سپس موضوع تأسیس بانک ملی ایران و تجدیدنظر در میزان حقوق و مستمری شاه و شاهزادگان مطرح شد.
بدین ترتیب مسائل زیر در برنامة کار و اقدامات مجلس قرار گرفت:
1- اخراج مستثاران بلژیکی و سایر مستخدمین بیگانه از ایران
2- تجدیدنظر در حقوق و مستمری شاه و تعیین مبلغ آن و جلوگیری از تجاوز از آن
3- تأسیس بانک ملی
4- ممنوعیت هرگونه وامخواهی از روسیه و انگلیس
5- جلوگیری از استفاده های نامشروع عمال دولت خاصه در مورد وصول مالیات.

...........
حمله عثمانی به ایران در مشروطه
1- پس از کشته شدن اتابک، سعدالدوله کابینة دولت را تشکیل داد ولی دولت او دوام نیافت .
2- کمی بعد ناصرالملک به ریاست وزرائین انتخاب شد و کسانی چون میرزاحسن خان مشیرالدوله – وزیرامور خارجه – منبع الدوله مستوفی المپالک در این کابینه عضویت داشتند. این دولت نیز بیش از شش یا هفت هفته بر سر کار نیامد.
3- در دورة ریاست وزرائی ناصرالملکم سپاه عثمانی وارد خاک آذربایجان شد.
4- نیروهای عثمانی قسمتی از نواحی شمال غربی و غرب آذربایجان را یعنی از سلماس تا مراغه اشغال نمودند.
5- محتشم السطنه از جانب دولت مأمور مذاکره با فرماندة نیروهای عثمانی شد تا او را به تخلیه خاک ایران وادارد.
6- در این زمان بین سلطان عبدالحمید سلطان عثمانی و محمد علیشاه محرمانه پیامهایی رد و بدل شده بود و هیچگونه اقدام جدی از طرف دولت و شاه در مقابله با تجاوزات عثمانی صورت نگرفت.
7- سیاستمداران انگلیس و روس دریافتند که تجاوز نیروی عثمانی به ایران به تحریک دولت آلمان بوده است در تهران و استانبول به فعالیت سیاسی پرداختند.
8- سرانجام با وارد کردن فشار بر دولت و سلطان عثمانی از تصادم بین نیروهای ایران و عثمانی جلوگیری کردند.
9- مشیرالدوله وزیر امور خارجه به مجلس شورای ملی گزارش داد که در نتیجة کوشش وزارت خارجه و میانجیگری روس و انگلیس قرار شد نیروهای عثمانی خاک ایران را تخلیه کنند.
10- اختلاف مرزی بین دو دولت به وسیله تا سال 1329 هجری قمری ادامه داشت و نیروهای عثمانی نیز در نوار مرزی ایران از سلماس تا ساوجبلاغ (شاهین دژ) باقی ماندند.

nazi
11/11/2010, 10:32
تأسیس بانک ملی ایران


1- یکی از مهمترین و نخستین لایحه هایی که نمایندگان مجلس شورای ملی مطرح کردند، تأسیس بانک ملی ایران بود.
2- پس از تصویب اساسنامه بانک، سرمایة بانک 30 کرور تومان تعیین گردید.
3- هرکس می توانست از 5 تومان تا پنجاه هزارتومان سهام بانک را خریدار کند.
4- احساسات مردم در خرید سهام شگفت آور بود عموم طبقات در این امر ملی شرکت جستند.
5- زنها زینت آلات خود را می فروختند و سهام بانک می خریدند.
6- مسئله تأسیس بانک ملی نموداری از روح وطن پرستی نمایندگان دورة اول مجلس و جلوه ای از عشق و علاقه آن به حفظ ملیت ایرانی بود.
7- پارسیان زرتشتی هند با شور و هیجان به جمع آوری سرمایة لازم برای تأسیس بانک ملی مشغول بودند.
8- مطبوعات و جراید در فواید و مزایای بانک ملی تبلیغ می کردند.
9- متأسفانه با همه تلاشهایی که صورت گرفت موضوع تأسیس بانک ملی پیش نرفت.
.....
عوامل عدم تأسیس بانک ملی در مشروطه

1- کارشکنیها و دسیسه های بانک شاهنشاهی (انگلیس) و بانک استقراضی (روس)
2- هنگامیکه پارسیان زرتشتی با شدت تمام مشغول جمع آوری سرمایه و سهام بودند. در مجلس شورای دربارة این امر مهم شور و گفتگو می شد . در این هنگام ارباب پرویز زرتشتی در یزد به تحریک صنیع حضرت که مورد حمایت محمدعلی شاه بود کشته شد.
3- این جنایت بزرگ که محرک آن پس از عزل محمدعلیشاه اعدام گردید، موجب یأس و دلسردی پارسیان گردید و تأسیس بانک ملی معرق ماند.
4- مجلس نیز خود در اوایل کار قدرت سازماندهی این مسأله را نداشت لذا پیشرفت طرح متوقف ماند.
------------

قرارداد 1907 میلادی پیرامون ایران

1- براساس وساطت فرانسه در تاریخ 31 اوت سال 1907 میلادی / 21 رجب 1325 هجری قمری در زمان نخست وزیری امین السلطان اتابک، در پطرزبورگ، پایتخت روسیه، قراردادی بین دولت روسیه و انگلیس منعقد شد.
2- براساس این قرارداد ثبت زیر نفوذ سیاسی بریتانیا رفت.
3- ایران به سه منطقه نفوذ روسیه، نفوذ انگلیس و یک منطقه ظاهراً بی طرف تقسیم گردید.
4- قرارداد مذکور شامل یک مقدمه و پنج ماده بود:
الف: دولت انگلیس متعهد می شود که در آن طرف خطی که از قصر شیرین از راه اصفهان و یزد به نقطه ای از سرحد ایران منتهی و سرحد روس و افغانستان را تقاطع می نماید برای خود یا کمک به رعایای خود یا معاونت به اتباع دولت دیگر درصدد تحلیل هیچ گونه امتیاز پلیتکی یا تجاری برنیاید.
دولت روس نیز متعهد است که در آن طر ف خط که از سرحد افغانستان از راه فاز یک و بیرجند و کرمان رمفته و به بندر عباس منتهی می شود. برای خود یا کمک به اتباع خود یا معاونت به رعایای دول دیگر در صدد تحصیل هیچ گونه امتیازات پلیتکی یا تجارتی برنیاید.
ج: دولت روس متعهد می شود که بدون اینکه قبلاً با دولت انگلیس مشاوره و تفهیمی شده باشدع به هیچ گونه امتیازی که به رعایای انگلیس در نواحی ایران واقعه فیمابین خطوط مذکوره داده شود ضدیتی نکند.
د: دولت انگلیس نیز به همین نحوم در باب امتیازاتی که به رعایای روسی در همان نواحی ایران داده می شود متعهد است.
این بود سند جنایت روس و انگلیس نسبت به ایران. اما انعقاد این قرارداد با واکنش داخلی و بین المللی روبرو گردید.
.......
عوامل داخلی منجر به این قرارداد

1- صحنه های شوم رقابت سیاسی و اقتصادی روس و انگلیس در ایران از دورة پادشاهی فتحعلیشاه.
2- دولت روسیه علی رغم اینکه خود در داخل کشور با قیامها و انقلابات پی درپی آزادیخواهان، خاصه مردم قفقاز مواجه بود، رژیم استبدادی دستگاه سلطنت قاجار را تقویت می کرد.
3- انگلستان میخواست با کمک به نهضت مشروطه خواهی و جلب محبت رهبران انقلاب ایران هم راه را برای نفوذ هرچه بیشتر در رژیم جدید برای خود باز کند. و هم برای همدردی ظاهری و توأم با ریا پرده بر روی جنایات سیاسی خود که تا آن روز در ایران مرتکب شده بود بکشد.
4- سیاستهای مستبدانه پادشاهان قاجار در داخل کشور و بی توجهی و عدم آگاهی آنان از وقایع و حوادث بین المللی.
5- پیروزی انقلاب مشروطیت موجب اشتعال نایره آتش انقلاب در هندوستان شد. این موضوع باعث وحشت انگلیس شد و در صدد برآمد که در دیپلماسی خود نسبت به ایران تجدیدنظر کنند .
.......
عوامل خارجی منجر به این قرارداد

1- پیشامدها و حوادث بین المللی انگلستان را به راهی سوق داد که پایان آن ارتکاب بزرگترین جنایت تاریخی دربارة ایران و آن جنایت عقد اقرار داد تقسیم ایران با روسیه تزاری بود.
2- پس از شکست فرانسه از آلمان در سال 1807 میلادی، آلمان چون از انتقامجویی فرانسه بیم داشت درصدد برآمد که به انگلستان نزدیک شود و اتحاد نظامی با آن دولت ببندد، چون دولت انگلستان موافق این امر نشد، آلمان متوجه اتریش شد.
3- امپراطوری مقتدر اتریش از لحاظ نژاد و زبان و بعضی خصوصیات اخلاقی به آلمان نزدیک بود و هم با آلمان مرز مشترک داشت.
4- اندیشه نزدیک شدن آلمان به اتریش، پس از جنگ سال 1905 میلادی بین روس و ژاپن و شکست روسیه از ژاپن و گرفتن وام از فرانسه که نتیجة نهایی آن نزدیک شدن روسیه و فرانسه به یکدیگر بود، در مغز سیاستمداران آلمان و اتریش تقویت شد.
5- انگلستان ظاهراً سیاست مستقلی داشت و می خواست مانند قرن نوزدهم سنگ وزنة سیاسی اروپا باشد.
6- ایتالیا در حال تردی و دودلی بود. به همین جهت صفهای متحدین (آلمان و اتریش) و متفقین (فرانسه و روسیه) مدتی به همان حال باقی ماند.
7- فرانسه از ضربه سهمیگن آلمان حیثیت سیاسی خود را در خطر دیده بود و دقیقه ای از فکر انتقام نمی آسود. با تمام نیروی سیاسی در راه جلب دوستی و همکاری بریتانیا می کوشید.
8- بدین منظور بین فرانسه و انگلیس اتحاد دوستی منعقد شد.
9- فرانسه علاوه بر اتحاد با انگلیس، می خواست کشور اخیر را با خود و روسیه متفق سازد.
10- بنابراین با رقابت و کشمکش سیاسی و مستعمراتی روسیه و انگلیس در خاورمیانه و آسیای میانه مواجه و ایران یکی از هدفهای بزرگ این رقابت بود.
11- پس از انتزاع افغانستان از ایران و تسلط سیاسی بریتانیا بر آن ناحیه و بعد از تسلط روسیه بر آسیای میانه و جداشدن قسمتی از مرزهای شمال شرقی ایران و تسلط روسیه بر آن مناطق، روسیه و انگلیس از لحاظ نفوذ سیاسی و اقتصادی در ایران در اصطکاک بودند.
12- در مرزهای شمالی هند و ناحیه قسمت نیز با یکدیگر روبرو شدند.
13- حل این مشکل در بادی امر امکان ناپذیر می نمود. اما به همت فرانسه و میانجیگری آن دولت مسله نسبت و ایران به آسانی حل شد.
........
سیاست انگلیس در قرارداد 1907
در تقسیم ایران دولت انگلیس فقط به ناحیة ظاهراً کوچکی از سرزمینهای جنوب شرقی و شرقیایران اکتفاء کرد :
1- زیرا دست بریتانیا در خوزستان به وسیله شرکت نفت انگلیس و ایران برای هرگونه جنایات و خرابکاری و اعمال غرض باز بود.
2- دامنة نفوذ شرکت مزبور تا اصفهان و ناحیه بختیاری و قسمتی از فارس گسترده بود.
3- دولت انگلیس لازم نمی دید که مناطق مذکور را در قرارداد جزو منطقه نفوذ خویش در بیاورد و به نامی بیشتری برای خود کسب کند.
4- دولت انگلیس در برابر این ذشت بیش از یک سوم از زرخیرترین ایالات ایران را به روسیه تزاری بخشید ودوستی آن دولت را به قیمت محو استقلال ایران بدست آورده بود.
5- دولت انگلیس بعدها و در جریان جنگ جهانی او و عقد دومین قرارداد تقسیم ایران با روسیه (1915 میلادی) منطقبه نفوذ خود را تا خوزستان بسط داد.
...........
واکنش مجلس

1- انتشار خبر قرارداد موجب اعتراض سران مشروطه و عده ای از رجال دولت گردید.
2- دولت ایران به وسیله وزارت خارجه و مشیرالدوله (حسن پیرنیا) که در آن زمان سفیر ایران را دربار روسیه بود به این معاهده اعتراض کرد.
3- مجلس شورای ملی عدم رسمیت این معاهده را که برخلاف حق و عدالت و استقلال ایران بود اعلام نمود ولی کسی به این اعتراضات جوابی نداد.
4- کمیته شدن مشروطه در جلسه 22 محرم 1326 هجری قمری در برابر این جنایت سیاسی قیام کردند. به این اعتراض از رهبران عموم مجامع و انجمنهای مشروطه طلب دعوت شده بود.
5- ملک المتکلمین در این اجتماع اعتراض آمیز نطق پرشوری درباره قرارداد و مظالم روسیه تزاری و گله و شکایت از انگلیس ایراد نمود. این نطق چنان هیجانی در شنوندگان پدید آورد که (علاالدوله که معروف بود مرد سخت دلی است در آن مجلس سرخود را به دیوار می زد و بی اختیار گریه می کرد.
6- خشم و غضب و هیجانی که در میان ملت ایران از انعقاد قرارداد 1907 تولید شده بود، و در تمام جهان انعکاس پیدا کرده بود. زمامداران لندن و روسیه را بر آن داشت که منفقاً اعلام بدارند که معاهده کمترین لطمه ای به استقلال و حق حاکمیت ایران وارد نمی آورد و فقط دولت روس و انگلیس برای حسن تفاهم در سیاست این معاهده را منعقدن نموده اند. ولی پیشامدهای بعد بر همه ثابت کرد که این اعلامیه به کلی خالی از حقیقت بود
.........
واکنش مقامات انگلیسی

1- با اینکه در انگلستان این پیمان پیروزی درخشانی از ناحیة مردان سیاسی و حتی از طرف رهبران حزب مخالف تأیید گردید. ولی از ناحیه پاروهای سیاسون مانند لرد کرزن و مسترلینچ که به خوبی از اوضاع ایران آگاه بودند با خشونت انتقاد شد.
2- این انتقاد از ان رو ست که چرا مستقیماً برضد سرنوشت ایران که بدون اعتنا به احساسات یا بدون مشورت با آن صورت گرفته و برخلاف شئون او میان دو همسایه قوی تقسیم شد، سایه شوم خود را به رویش گسترده نبود.
2- این قرارداد بر اصول صنافی اخلاقی حسنه انتقاد نمی گیرد، بلکه روی زمینه ای که در این معامله انگلستان موقعیت بدتعری به خود گرفته بوده است.
4- پیمان روس و انگلیس که مربوط به ایران و این کشور بدبخت را تحت تأثیر قرار داد. نه تنها ایران با دیرکرد قابل ملاحظه ای از مواد آن مستحضر گردید، بلکه پس از انتشار و چاپ این قرارداد در انگلیس نمایان وبه منصة ظهور رسید. شیر بریتانی و خروس روسیه به میدان آمده گربة نالان ایران را در میان گرفته و به یکدیگر می گفتند: (تو می توانی با سرش بازی کرده و من با دمش، ما هر دو می توانیم بهره ادکی از پشتش بگیریم. در این حال گربه نالان می گوید، من به یاد ندارم که چنین قراری بین ما بوده است).

nazi
11/11/2010, 10:36
بازگشت امین السلطان





ميرزا علي اصغر خان اتابك ملقب به امين السلطان




1- پس از اينكه در زمان مظفرالدين شاه امين السلطان اتابك از صدارت عزل شد، به خارج از كشور تبعيد گرديد.
2-در دورة محمدعليشاه پس از كناره گيري مشيرالدوله از نخست وزيري، وزير افخم مأمور تشكيل كابينه گرديد.
3- در همان روزها زمزمه بازگشت امين السلطان به ايران درمحافل و مطبوعات سياسي پيچيد.
4- اتابك با كشتي روسي از باكو عازم بندر انزلي شده بود براي ورود به خاك ايران با مخالفت مجاهدين گيلان روبرو گرديد.
5- مخالفت با ورود اتابك به ايران كم كم به صورت يك شورش عمومي درآمد.6- اما اين شورش بر اثر فعاليت طرفداران اتابك و درباريان و خود شاه به نتيجه اي نرسيد.
7- بدين ترتيب اتابك وارد ايران شد تا بار ديگر در صحنة سياست اين كشور آخرين نقش خود را بازي كند.
8- روز 18 ربيع الاول سال 1325 قمري حاجي فجرالسلطنه به نمايندگي از طرف دولت، مطالبي بيان داشت و زمينه را براي معرض دولت جديد كه به رياست اتابك تشكيل يافته بود آماده كرد.
.......





سیاست اتابک و قتل او



1- میرزا علی اصغرخان اتابک رکن مهم رژیم استبدادی ایران در این دوره بود.
2- او را همه، نیات و افکار دورة پیشین صدارت خود به ایران آمد و بار دیگر بر مسند صدارت نشست.
3- اتابک تصور می کرد به آسانی بر آزادیخواهان دست خواهد یافت ولی همین که با جریانهای روزمره انجمنها و مجلس شورای ملی و جراید و مطبوعات و شور و هیجان افکار عمومی مواجه شد. طریق خدعه و نیرنگ را برگزید.
4- او خود را مشروطه خواه جلوه داد ودرصدد جلب محبت ملیون خاصه ملک المتکلمین و مدیران روزنامه های آزادیخواه برآمد.
5- اتابک چون دید تلاشش به جایی نمی رسد علناً راه مخالفت و دشمنی با رژیم جدید را پیش گرفت.
6- اتابک که به قصد فریب نمایندگان ساده دل و زودباور و تقویت روحی هواداران خود در مجلس در یک جلسه خصوصی شرکت جسته بود.
7- هنگامیکه جلسه مجلس تمام شد اتابک پیروزمندانه به همراهی بهبانی از بهارستان بیرون آمد.
8- در این هنگام شخصی به نام عباس آقا صراف آذربایجانی به ضرب سه گلوله ششلول او را از پای درآورد و اتابک یک ربع پس از اصابت گلولهن در کالسکه خود جان سپرد (21 رجب 1325)
9- عباس آقا چون نتوانست از محاصره سربازان که در تعاقب او بودند، رهایی یابد. یک گلوله نیز در مغز خود خالی کرد و به زندگی خویش پایان داد.
10- کشتن اتابک یک شاهکار بی شماری در میان مشروطه خواهان بود. این شاهکار دلهای درباریان را پر از بیم و ترس گردانید.
11- این حرکت جایگاه آزادیخواهان را در دیدة بیگانگان والاتر ساخت.
12- بعد از کشته شدن اتابک سعدالدوله کابینه دولت را تشکیل داد.
........
نقش مطبوعات در انقلاب مشروطیت

1- مطبوعات در رهبری افکار عمومی، در تمام جوامع بشری نقش مهمی را برعهده داشته اند به همین جهت مطبوعات را رکن چهارم مشروطه می دانند.
2- زمزمه مشروطه طلبی و انتقاد از رژیم استبداد را مطبوعات دورة مظفرالدین شاه قاجار آغاز کردند.
3- این زمزمه پس از صدور فرمان مشروطه و تشکیل نخستین دورة مجلس شورای ملی اوج گرفت.
4- از آنجائیکه دستگاه استبداد برای مبارزه با ملیون و آزادیخواهان به تجهیز قوا پرداخت، برخی از جراید پایتخت در صف مقدم مبارزین راه آزادی قرار گرفتند.
5- نویسندگان جرایدی که در صف مقدم مبارزین راه آزادی قرار گرفتند، جان خود را در راه عقیده و ایمان به آزادی از دست دادند.
6- سلطان العلماء خراسانی نویسندة روزنامه روح القدس از جمله افرادی بود که هنگام نبرد با استبداد مردانه از دفتر روزنامه و شرف و آزادی خود دفاع کرد و به دست دژخیمان محمدعلیشاه در باغشاه جان سپرد.
7- مجله هفتگی صوراسرافیل که به مدیریت میرزا جهانگیرخان شیرازی و با همکاری میرزا قاسم خان تبریزی
و میرزا علی اکبرخان قزوینی مشهور به دهخدان منتشر می شد، یکی از برجسته ترین نشریه های دوران مشروطه بود و در دو جبهه با محمدعلیشاه و روحانیون مبارزه می کرد.
8- مدیر مبارزه و فداکار مجله صوراسرافیل هم خون خود را در راه آزادی ایران نثار کرد.
9- روزنامه های مساوات، مجاهد، اتحاد، ملاعمو و غیره از دیگر روزنامه های محلی بودند که در مبارزه با استبداد و ترویج آزادی بیان نقش مهمی ایفاء می کردند.
10- در تبریز روزنامه های ترک زبان زیادی چون آنادیلی، آی عمو، روزنامه مصور فکاهی حشرات الارض منتشر می شد.
.......
تشکیل کمیته انقلاب ملی در مشروطه

1- محمدعلیشاه با کمک درباریان را یادی خود در میان طبقه روحانی، در برانداختن اساس مشروطه می کوشید و دولت تزاری روس از آن دستگاه پشتیبانی می کرد.
2- از طرفی مجلس شورای ملی به تنهایی نمی توانست از تحریکات و مفسده جویی طرفداران رژیم سابق جلوگیری کند.
3- بدین جهت آزادیخواهان بر آن شدند که یک مرکز سری از افراد ورزیده و برجسته مورد اعتماد به وجود آورند و تصمیمات آن مرکز را اجرا کنند.
4- در میان سران مشروطه خواهان افراد مورد اعتماد با شخصیتی چون ملک المتکلمین و سیدجمال الدین واعظ و میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و حیمدرضا مساوات و حکیم الملک و امثال آنان با اصول مشروطه و رژیم پارلمانی و قوانین مربوط به آن و اوضاع بین المللی آشا بودند، هستة اصلی و اولیه مرکز کمیتة اصلی انقلاب را تشکیل دادند.
5- کشمکش بین مشروطه خواهان و مستبدین، بدبینی طرفین را نسبت به یکدیگر شدیدتر کرده بود.
6- پس از پرتاب بمب دستس از طرف مشروطه خواهان به طرف اتومبیل محمدعلیشاه و جان به در بردن شاه از آن سوء قصد بدبینین طرفین نسبت به هم شدیدتر گردید. و هر نوع تفاهم و مسالمت بین شاه و آزادیخواهان غیرممکن شد.
7- اعضای کمیته که تا انهدام مشروطه و انحلال مجلس اول به کار و فعالیت خود ادامه دادند. نه نفر بودند آن نه نفر عبارت بودند از: ملک المتکلمین، سیدجمال الدین واعظ، میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، سیدمحمدرضا مساوات، حکیم الملک، تقی زاده، سید عبدالرحیم خلخالی و سید جلیل اردبیلی.
8- اعضای کمیتة ملی طی برگزاری جلساتی در میان سران خود، دستورات و تصمیمات اجرائی کمیته را ابلاغ می کردند و از این طریق بر شدت مخالفت ها و مبارزات مردم بر علیه استبداد می افزودند.
9- از عوامل مهم در پیشرفت انقلابات ملی مشروطه ، قلم و بیان است در کمیتة انقلاب ملی، مشهورترین خطبا و شجاع ترین نویسندگان عضویت داشتند.

nazi
11/11/2010, 10:37
ماهیت انقلاب مشروطه ایران

ملت ایران با یک جنبش مردانه وعلی رغم فشارهای سیاسی و نظامی روسیه و کارشکنی و دورویی دیپلماسی بریتانیا، طی انقلاب باشکوهی زمام مقدرات خود را که قرنها در سرپنجة قدرت پادشاهان مستبد و خودخواه بود در دست گرفت.
رهبران انقلاب مشروطه ایران از میان طبقات متوسط برخاستند و مجاهدین و مردم دلیر و فداکار این طبقه بودند که آزادی و حریت را در سایه رشادت و جانبازی خود بدست آوردند.
اما انقلاب مشروطه ایران اثر عمیقی در وضع اجتماعی و طبقاتی ملت ایران به وجود نیاورد و بر اثر آن انقلاب شرایط اقتصادی و حتی اجتماعی زندگی مردم تغییری حاصل نکرد. در وضع طبقات کشور و روابط اجتماعی طبقاتنم کارگر و زحمتکش با طبقات ممتاز کارفرما تفاوت محسوسی، نسبت به آنچه در دوران استبداد بود پدید نیامد.
رهبران انقلاب پس از کسب موفقیت و تحکیم اساس مجلس و شورای ملی سرنوشت مشروطه را به مرور زمان و قانون تکامل سپردند و تصور کردند که عامل زمان خود تحولاتن اساسی و تغییرات محسوسی را در پی هر انقلاب ریشه دار و عمیقی طبعاً پیش می آید، به وجود خواهد آورد.
نتیجه این گونه تفکر بروز پاره ای اختلاف میان سران انقلاب بر سر مسائل سیاسی شد. سپس روش و رویه ای که احزاب مختلف در سیاست خود پیش گرفتند این شد که سرنوشت حکومتن مشروطه به دست کسانی افتاد که منافع و مصالح خود را در رژیم فرسودة استبدادی گذشته دنبال می کردند. یعنی همان طبقه حاکمة سابق با تغییر قیافه در دوران بعد از مشروطه نیز زمام قدرت را در دست گرفتند. و از هر گونه تغییر و تحول اساسی در شرایط زندگی اجتماعی و اقتصادی طبقات محروم و زحمتکش ایران جلوگیری کردند.
.........
حرکت محمدعلیشاه علیه مشروطه

1- محمدعلیشاه در برابر نیروی مقاومت ملی و فعالیتهای مداوم ملیون وآزادیخواهان بیکار ننشسته و پیوسته در صدد توطئه علیه مجلس و در اندیشه برانداختن رژیم جدید بود.
2- او در همان حال که در مجلس شورای ملی حاضر شده و برای چهارمین بار سوگند وفاداری نسبت به مشروطه یاد کرده بود، با مشاورین روسی و درباریان و عناصر مرتجع روحانی و غیرروحانی مقدمات یک کودتا را فراهم می ساخت.
3- محمدعلیشاه در اجرای نقشه خود به بریگاد قزاق متکی بود.
4- بریگاد قزاق از لحاظ سیاسی و نظامی و مالی به دولت روسیه وابسته بود.
5- ارتباط مستقیمینم بین افسران روس بریگاد قزاق و ستاد فرماندهی های نیروهای روسیه برقرار بود.
6- این دو فرد برای انجام کودتا موافقتنامه ای با هم امضاء کردند و مقرراتی را برای سهولت کودتا وضع کردند، که در اینجا به ذکر آنها می پردازیم:
.........
موافقت نامه محمدعلیشاه بالیاخوف روسی در کودتا برعلیه مجلس


1- افسران روسی بریگاد از خزانه ایران و از کیسه فتوت ملت رنجدیده و ستم کشیده ایران از قزاق می کردند ولی تابع مستقیم اوامر و دستورهای محمدعلیشاه بودند.
2- محمدعلیشاه خود چنانن شیفتة رژیم استبداد و آرزومند بازگرداندن آن رژیم بود که برای رسیدن به آن دست به هر اقدامی می زد.
3- در تاریخ 21 مارس 1908 / 28 صفر 1329 بین محمدعلیشاه و کلنل لیاخوف موافقت نامه ای در باب سرکوب مشروطه خواهان و بازگرداندن استبداد صورت گرفت که بدین شرح بود:
الف: سفارت روس و شاه خواهد کوشید اعضای معتبر مجلس را با پول و وعده خریده و آنها را موظف خواهد ساخت در آخرین جلسات مجلس مطابق دستور عمل کنند.
ب: تا آمادگی کامل برای کودتا، صورت دوستی با مجلس حفظ خواهد شد و طوری وانمود خواهد شد که گویا طرفین با گذشت خود برای اصلاح امرمی کوشند.
ج: با رشوه یا طریق دیگر برای جلب افراد مسلح مسجد و یا مجلس و یا انجمنن کوشیده می شود.
د: روسای انجمن شهرهای بزرگ بایستی با رشوه جلب شوند تا در روز معینی از خروج اعضاء از محل انجمن جلوگیری به عمل آورند.
ر: یک روز قبل از موعد معین و یا قبل از آن لازمست عده ای قزاق با لباس مبدل به مجلس و مسجد سپهسالار فرستاد. اینها با تیراندازی هوایی بهانه برای بمباران به دست داده و مدافعینم آنجا را بایستی از پای درآورند.
ز: تدابیر لازمی برای جلوگیری از ورود ناراضیان به سفارتهای بیگانه مخصوصاً بست نشینین در سفارت انگلیس اتخاذ خواهد شد.
د: پس از آمادگی تمام، در روز معین بناهای مجلس او انجمن راه بریگاد قزاق محاصره و بمباران نموده و مدافعین را تارومار خواهند کرد.
ص: پس از بمباران منازل مشروطه خواهان و نمایدگان پارلمان از طرف سربازان به غارت خواهد رفت.
ض: سردسته های مشروطه طلبان و نمایندگان و طرفداران مجلس محبوس شده و نسبتن به اهمیت و موقعیت اجتماعی آنان بعضی اعدام و عده ای تبعید خواهند شد.
بدین ترتیب نقشه توطئه علیه مشروطه طرح شد.





..........
فجایع باغشاه

1- محمدعلیشاه در تابستان 1326 پس از مشورت با مشاورین روسی خود شاپشال و لیاخوف روسی به همراهی آنان وگارد سلطنتی خود از کاخ شهری خارج شد و به طرف باغشاه روانه گردید.
2- چند روز پیش از آنکه محمدعلیشاه به باغشاهن برود در تبریز بین مستبدین و مشروطه خواهان کشمکش آغاز شده بود.
3- در باغشاه توپخانه دولتی رو به بهارستان مستقر گردید و گارد سلطنتی نیز زیر فرمان لیاخوف در انتظار دستور شاه به حال آماده باش درآمده بودند.
4- در 21 جمادی الاولی 1326 وزراء به مجلس رفتند و از طرف محمد علیشاه به بهانه رفع اختلاف و کشمکش دولت و ملت سه مطلب را عنوان کردند:
الف: اختیارات شاه مانند امپراطور آلمان باشد به این معنی که دولت و وزراء فقط در مقابل شاه مسئول باشند، مجلس حق بازرسی و نظارت و عزل و نصب آنها را نداشته باشد.
ب: شاه حق داشته باشد همیشه ده هزار قشون مسلح در اختیار خود در تهران داشته باشد.
ج: شاه اختیار تام در کار قشون داشته باشد. وزیر جنگ را شخصاً انتخاب کند.
ب- نمایندگان آزادیخواه مجلس با شدت خشم تمام تقاضاهای فوق را رد کردند.
6- از این زمان رابطه شاه و مجلس و ملت به طور کل قطع شد.
7- روز سه شنبه دوم تیرماه 1287 شمسی / 22 جمادی الاولی 1326 قمری. محمدعلیشاه پس از مشورت بالیاخوف یک دسته 120 نفری قزاق را مأمور کرد اطراف مجلس و مدرسه سپهسالار را اشغال کنند. و از اجتماع مردم جلوگیری کنند.
8- اندکی بعد لیاخوف دستور داد تا دهانه هر چهار توپ را از خیابان بهارستان به سمت مجلس باز گردانید و شلیک کنند و انقلابن مشروطیت را با خون شهدای آن آغشته گردانند.




فجایع پارک اتابک

1- باغشاه (محل اقامت شاه در جریان تیراندازی مجلس) بر بهارستان (محل مجلس شورای ملی) پیروز شد، محمدعلیشاه نقشی را که امپراطوری بر عمدة او گذارده بود با دست افسران روسی و سربازان بی رحم خود انجام داد.
2- مجلس شواری ملی به هم خورد، آزادیخواهان و ملیون پراکنده شدند، عدة زیادی متواری، جمعی دستگیر و تعدادی نیز کشته شدند.
3- 30 تن از بازداشت شدگان را به نزد محمدعلیشاه بردند و دو نفر از آنان بدون محاکمه اعدام شدند (ملک المتکلمین و میرزا جهانگیر جهان صوراسرافیل)
4- در این میان محمدعلیشاه دستور اکید برای پیداکردن سران آزادیخواه داد. سید عبدالله بهبانی را که در منزل سید محمد نامی از هواخواهان مشروطه، در اطراف پارک اتابکی بود، دستگیر شد. و سه روز بعد حکم تبعید او صادر شد. (به همراه داماد و خانواده اش به غرب کشور تبعید گردید).
5- بیشتر آزادیخواهان در پارک اتابک پنهان شده بودند. محمدعلیشاه دستور داد به پارک اتابک حمله کرده و آزادیخواهان را دستگیر نمایند.
6- سیدجمال واعظ که در پارک اتابک بود دستگیر و به غرب تبعید شد.
7- به دنبال دستگیری مشروطه خواهان کلیه اثاثیه و ملزومات مجلس غارت شد.
8- شماره کشته هایی که در مجسد سپهسالار و پارک اتابک خوابانده بودند حدود 60-70 نفر بودند.
9- با به توپ بستن مجلس و سرکوب مشروطه خواهان دورة اول مشروطه پایان یافت، مجلس تعطیل شد و دورة جدیدی از مبارزات مردم آغاز گردید.

nazi
11/11/2010, 10:37
دوره کوتاه کامروایی محمدعلیشاه




1- محمدعلیشاه پس از پیروزی ناپایدار خود، لیاخوف را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد.
2- برای جلوگیری از پناهنده شدن آزادیخواهان و ملیون به سفارتخانه های خارجی و نیز برای آنکه بر مشروطه خواهان دست یابد فرمان عفو عمومی صادر کرد.
3- صدور عفو عمومی و برقرار شدن حکومت نظامی در تهران موجب آن گردید که عده ای از آزادیخواهان ساده دل از مخفی گاه خود بیرون آیند و به دست مأمورین استبداد گرفتار شوند.
4- بدین ترتیب عده ای دیگر از مردان آزاده ایران به دست دژخیمان استبداد افتادند و جان خود را فدا کردند.
5- در این زمان وضع سیاسی ایران شکل خاصی به خود گرفته بود. دولتهای روسیه و انگلیس ایران را یک کشور دموکرات شناخته بودند.
6- در حالیکه نه مجلسی وجود داشت و نه مرجع قانونی دیگری، کابینة مشیرالدوله، در غیاب پارلمان به طور مضحکی ناظر بر اعمال و رفتار شاه و دولت بود.
7- امیر بهادر وزیر جنگ کابینة مشیرالدوله پیوسته به حضور شاه می رفت و شرایط شادکامی و کامروایی را به شاه گزارش می داد.
8- اما در این زمان تنها یک نگرانی عمیق برای شاه وجود داشت و آن قیام آزاد مردان دلیر و مبارز آذربایجان خاصه مجاهدین از جان گذشته تیریز بود.








تأثیر مقاومت تبریز در پیروزی مشروطه


1- مقارن قیام تهران در بعضی از شهرستانها نیز جنب و جوشی و فعالیتهایی پدید آمد که مهمتر از همه نهضت مردم دلیر و آزادیخواه تبریز بود.
2- تبریز سالها ولیعهدن را در دامان خود پرورانده بود، مهمترین هدف محمد علیشاه برای سرکوب کردن آزادیخواهان این شهر به شمار می آمد.
3- رهبری گروه مبارز آزادیخواه تبریز را در مبارز برجسته ستارخان و باقرخان عهده داشت.
4- نیروهای محمدعلیشاه به رهبری سردار رحیم خان مقاومت در برابر آزادیخواهان را شروع کردند.
5- اما ایستادگی مردانه ستارخان و یارانش که با نقشه و تدبیر و هوشیاری کامل توام بود، دولت بعد از پیروزی نومید ساخت.
6- در همین اوقات عین الدوله با سمت فرمانفرمایی کل آذربایجان و نصرالسلطنه سپهدار با سمت فرماندهی کل نظام آذربایجان با نیروی عظیمی به سمت تبریز پیش رفتند.
7- عین الدوله پیش از رسیدن به تبریز نمایندگانی برای گفتگوم و مذاکره با ستارخان و سران آزادی به تبریز فرستاده بود که بدون نتیجه بود.
8- پاسخ آزادمردان تبریز به پیامهای عین الدوله نشان داد که مجاهدین تا پیروزی نهایی دست از ایستادگی و جهاد بر نخواهند داشت.
9- شهر قهرمان تبریز پرچم مبارز علیه رژیم استبداد را آن قدر به دوش کشید تا دستگاه محمد علیشاه در برابر اراده ملت درهم فرو ریخت.

nazi
11/11/2010, 10:38
روز ۹ آبان ۱۳۰۴ شمسی، مجلس شورای ملی با تصويب ماده واحده ای احمدشاه قاجار را از سلطنت معزول کرد. چند هفته بعد مجلس موسسان به تغيير قانون اساسی ايران رای داد؛ رضا خان، رضا شاه شده بود و به رای مجلس، اعضای خاندان قاجار ديگر هرگز نمی توانستند بر تخت سلطنت بنشينند. صد و سی سال حکمرانی قاجاريان به پايان رسيده بود.
بسياری انقراض قاجاريه و آغاز دوره پهلوی را نقطه عطفی در تاريخ ايران می دانند. به باور آنها، انديشه تجدد طلبی رضا شاه و منش افتدارگرايانه اش در پياده سازی آن انديشه ها، تغييراتی بنيادين در سياست و اجتماع ايران به وجود آورد.

اما در سوی ديگر، گروهی بر اين باورند که تحولات ايران در عصر پهلوی ريشه در تغييرات دوران قاجار داشته و پديده نوظهوری نبوده است. در اين تعبير، همانا بازيگران اصلی دوره قاجاريه بودند که پس از انقراض اين سلسله، پايه های حکومت پهلوی را تشکيل دادند.

در کنار اين دو تحليل، يک نکته را در باب سلسله قاجاريه نمی توان ناديده گرفت: کشور ايران در سال ۱۳۰۴ شمسی (۱۹۲۵ ميلادی) با سرزمينی که آقا محمد خان قاجار در سال ۱۱۷۵ (۱۷۹۶) به پادشاهی آن رسيده بود، تفاوت های چشمگيری داشت.



(گروهی بر اين باورند که تحولات ايران در عصر پهلوی ريشه در تغييرات دوران قاجار داشته و پديده نوظهوری نبوده است)

تغييرات جغرافيايی سرزمين ايران
آنچه امروز به نام کشور ايران شناخته می شود، بيش و کم محصول نهايی تحولاتی است که در دوران قاجار در مرزهای اين سرزمين رخ داد. اين آقا محمد خان قاجار بود که پس از چيرگی بر بيشتر نقاط ايران، ده تهران واقع در کوهپايه جنوبی رشته کوه البرز را به پايتختی برگزيد. (۱۱۷۵ هـ. ش.)

از سوی ديگر فتحعلی شاه، برادر زاده آقا محمدخان و دومين شاه قاجار، که در دهه های اول قرن نوزدهم ميلادی بخش های قابل توجهی از زمين های شمال غربی ايران آن روزی را از دست داد.

دو شکست پياپی از روسيه تزاری شاه قاجار را ناگزير ساخت تا قراردادهای گلستان (۱۸۱۳) و ترکمنچای (۱۸۲۸) را بپذيرد.

در اين دو معاهده، ايران ابتدا حق حاکميت روسيه را در منطقه گرجستان و سپس بر کليه سرزمين های شمال رود ارس (ارمنستان و آذربايجان امروزی) به رسميت شناخت.

در ميانه قرن نوزدهم ميلادی، ناصرالدين شاه، چهارمين پادشاه قاجار، تحت فشار بريتانيا سرزمين هرات در شرق ايران را نيز به کشور افغانستان امروزی واگذار کرد. درست شصت سال پس از تاسيس سلسله قاجار، مساحت ايران از هر زمانی در تاريخ اين سرزمين کمتر شده بود.

nazi
11/11/2010, 10:39
حرکت مشروطه خواهان برای فتح تهران







1- علاوه بر نهضت و قیام مردانه مجاهدات تبریز، در اصفهان و بختیاری و گیلان و بسیاری از شهرستانهای ایران جنب و جوش و فعالیت برای بسیج نیروهای مبارز آغاز گردید.
2- کوششهای مبارزان در شهرهای مختلف مقدمه به هم پیوستن نیروهای انقلاب بزرگ، برای ریشه کن کردن دستگاه استبداد محمدعلیشاه بود.
3- نخستین دسته از مجاهدینمن که به قصد تسخیر پایتخت از قرارگاه خود خارج شدند هزار سوار بختیاری بودند که به سرداری حاجی علیقلی خان سردار اسعد در آغاز ماه 29 خرداد 1288 شمسی از راه جوشقان رقم عازم تهران بودند.
4- وصول خبر حرکت سردار اسعد به تهران، چنان رعب و هراسی در دل درباریان و رجال دستگاه استبداد انداخت که کلیه وزراء غیر از سعدالدوله از شغل خود کناره گیری کردند.
5- نیروی زیرفرماندهی سردار اسعد در قم با رسیدن نیروهای جدید از بختیاری و مجاهدین داوطلب اصفهان و فارس تقویت شدند.
6- مقارن این اوقات قزوین به تصرف نیروهای مجاهدین گیلان درآمده که فرماندهی آن با محمد ولیخان تنکابنی سپهدار بود.
7- حرکت این نیروها از تزویج به سوی تهران تا کرج بدون جنگ و خونریزی صورت گرفت.
8- اولین برخوردن مجاهدین گیلان و قزوین با نیروهای دولتی در کنار پل کرج روی داد.
9- سیفرم خان از سرداران برجسته مجاهدین گیلان با کمک دوست و همکار خود ابراهام خان با یک حمله نیروی قزاق را درهم شکستند.
10- در این اوقات نمایندگان سیاسی انگلستان از جانب سفارت انگلیس در تهران با دو سردار ملیون سردار اسعد و محمد ولیخان سپهدار تماس گرفتند و خواستند آنها را از حرکت به سوی تهران بازدارند. اما موفق نشدند.
11- همزمان با پیش رفتن نیروهای مجاهدین تبریز، گیلان، اصفهان به سمت تهران، نیروهای دولتی که درصدد گرفتن جلوی آنان بودند، سه روز درگیری پیش آمد. اما نیروهای دولتی شکسته شد و مجاهدین به پایتخت پیش رفتند.









تصرف تهران و خلع محمدعلیشاه


1- روز 24 تیرماه 1288 شمسی نیروهای مجاهدین وارد تهران شدند.



2- درگیری بین نیروهای دولتی و نیروهای مجاهدین سه روز طول کشید.

3- پس از سه روز زد و خورد روز 27 تیرماه 1288 شمسی، محمدعلیشاه از تاج و تاخت و مقام سلطنت دست کشید و به کعبه آمال خود سفارت روسیه پناهنده شد.
4- بدین ترتیب عمر حکومت سیزده ماهه پادشاهی که فریب وسوسه های شیطانی اطرافیان را خورده بود و زمام امور کشور را بدست بیگانگان سپرده بود به پایان رسید.
5- پس از پناه بردن محمدعلیشاه به سفارت روس و استعفای از سلطنت روسای آزادیخواه که سپهدار تنکابنی را به وزارت جنگ و سردار اسعد بختیاری را به وزارت داخله اختیار کردند.
6- مجاهدین روز 28 ماه جمادی الاخر 1327 پسر دوازده ساله شاه یعنی احمد میرزا را به جانشینی پدرش برگزیدند.
7- قرار شد تا موقع رشد شاه جدید نیابت سلطنت را عضدالملک از روسای سالخورده خاندان قاجار عهده دار گردد.
8- در مورد اخراج شاه مخلوع پس از مذکرات مفصلی بین آزادیخواهان فاتح و نمایندگان دو سفارت روس و انگلیس که حمایت محمد علی میرزا و حفظ منابع شخصی او را برعهده گرفته بودند عاقبت 16 رجب 1327 قمری قراری شامل 6 ماده به امضاء رسید که به موجب آن الف:ن محمد علی میرزا عموم جواهرات سلطنتی را که همراه خود دارد با اسناد مربوط به آنها به دولت واگذارد ب: در ظرف 15 روز از ایران خارج شود. ج: دولت ایران سالی 75000 تومان به عنوان حقوق به او برساند.
9- شاه مخلوع کمی پس از امضاء این قرارداد از ایران به روسیه رفت و دولت حاضر شد مستمری او را به 100000 تومان برساند ولی چون چندی بعد به خیال تصرف مجدد سلطنت به ایران آمد و در استرآباد در میان ترکمانان اقداماتی بر ضد مشروطیت انجام داد و مغلوب و فراری شد، دولت مستمری سالیانه او را برید.

nazi
16/11/2010, 10:51
قاجار نام دودمانی است که از ۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ بر ایران فرمان راند.قاجارها قبیله‌ای از ترکمان‌های منطقه استرآباد (گرگان) بودند.ایشان تبار خود را به کسی به نام قاجار نویان می‌رساندند که از سرداران چنگیز بود. نام این قبیله ریشه در عبارت آقاجر به معنای جنگجوی جنگل دارد. پس از حمله مغول به ایران و میانرودان،قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام کوچیدند.هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و سرانجام آنها را به خانقاه صفوی در آذرآبادگان بخشید. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند.
در زمان آقا محمد خان قاجار این طایفه به دو قبیله اشاقه باش و یوخاری باش (به معنای ساکن ناحیه بالا - رودخانه- و ساکن ناحیه پایین - رودخانه) تقسیم شده بود و آقا محمد خان موفق گردید این دو قبیله را با هم متحد کرده و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد. برای آگاهی بیشتر به زندگی نامه آغا محمدخان قاجار نگاه کنید.
بنا بر بعضی منابع تاریخی مادربزرگ آقا محمد خان بیوه شاه سلطان حسین صفوی بود که در هنگام حمله محمود افغان به اصفهان از وی باردار بود و بدلیل علاقه زیاد شاه سلطان حسین به وی، برای جلوگیری از اسارت او بدست افغانها، توسط سران قزلباش فراری داده شد و بعد از قتل شاه سلطان حسین به زوجیت پدر بزرگ آقا محمد خان درآمد. بنا به این روایت پدر آقا محمد خان، محمد حسن خان قاجار، در اصل فرزند شاه سلطان حسین صفوی بوده‌است و به همین دلیل ارتباط نزدیک و پایداری بین بازماندگان سلسله صفوی و شاهان دوره قاجاریه وجود داشته‌است.
ایران در زمان این سلسله با دنیای غرب آَشنا گردید. اولین کارخانه‌های تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راهسازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعدا به سالن تعذیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن(از جمله دارلفنون که به همت امیر کبیر تأسیس گردید)، و اعزام اولین گروه‌ها از دانشجویان ایرانی به اروپا جهت تحصیل در شاخه‌های طب و مهندسی در زمان این سلسله صورت پذیرفت.
بازسازی ارتش ایران با روش مشق و تجهیز آنها به سلاحهای مدرن اروپایی نیز از زمان فتحعلی شاه قاجار - در قرار داد نظامی اش با ناپلیون امپراتور فرانسه - آغاز شد.
در زمان این سلسه و بعد کشمکش بسیار بین شاهان قاجار و آزادی خواهان، سرانجام ایران دارای مجلس (پارلمان) شد و بخشی از قدرت شاه به مجلس واگذار گردید.
در زمان این سلسله حکومتهای معتدد استانی بر مناطق مختلف سرزمین ایران با جنگ یا مصالحه از میان رفتند و جای خود را به سیستمی فدرالی با تبعیت از دولت مرکزی دادند و «کشور» ایران دوباره زیر یک پرچم شکل گرفت. رنگها و ترتیب آنها در پرچم کنونی ایران از زمان این سلسله بیادگار مانده‌است.
این سلسله سرانجام با کودتای نظامی رضاخان (رضا شاه) در سال ۱۹۲۱ قدرت را از دست داد بدون خونریزی قدرت را به حاکم جدید سپرد. رضا شاه پس از به سلطنت رسیدن بسیاری از وزرا و سفرای دولت قاجاریه را که غالبا از وابستگان خاندان قاجار بودند به استخدام درآورد که این ارتباط حرفه‌ای تا پایان سلطنت محمد رضا شاه (فرزند رضا شاه) نیز ادامه یافت.
شاهان قاجار

آغا محمدخان قاجار
فتحعلی شاه
محمد شاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه
احمد شاه

تبار و اطلاعات شخصی آغا محمد خان

آغامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار و او نیز فرزند فتحعلی خان فرزند شاهقلی خان فرزند جهانسوزخان بود. مازندران و بارفروش (بابل امروزی) مرکز حکمرانی محمدحسن خان بود و فتحعلی خان حاکم گرگان و در استرآباد حکومت می‌کرد. اینان شیعه مذهب بودند. ندرقلی خان پس از کشتن فتح علی خان رقیب سرسخت خویش در خواجه ربیع طوس و با سعی و تلاش خویش به مقام شاهنشاهی رسید.

ریشه‌های قدرت‌یابی دودمان قاجار

نوشتار اصلی: دودمان قاجار
قدرت یافتن دودمان قاجار به عهد صفوی و شاه عباس کبیر برمی‌گردد؛ ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان بدلیل کمک‌های بزرگی که به دربار صفوی می‌نمودند، قدرت بیشتری یافتند و سپس دسته‌ای از آنان در غرب استرآباد و در دشت گرگان سکنی گزیدند. نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمد حسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاری‌باش‌ا که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منسوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و اختلاف میان طوایف قاجار نگران ناآرامی‌های داخلی نگردد و اشاقه‌باش‌ها زیر نظر حکومت ایشان گردند.

آقامحمد در آغاز نوجوانی

در همان ۶ سالگی برای اولین بار وارد میدان جنگ گردید؛ آن موقع برابر زمانی بود که نادر و فرزندانش به قتل رسیده بودند و شاهرخ علی رغم میل باطنی اش برای به دست گرفتن قدرت تلاش می‌کرد. در آن جنگ مقابل قبیله یوخاری باش‌ها بسیار مردانه جنگید و همین باعث گردید تا فرماندهی بخشی از قشون با وی باشد. پس از آن شاهرخ طرح دوستی با محمدحسن خان بست. با همکاری حاکم طبس ابراهیم خان را برکنار شدو شاهرخ به سلطنت رسید هرچند اندکی پس از ان شاهرخ شاه به دست دشمنانش نابینا گشت .آغا محمد خان در سن یازده سالگی بدلیل اینکه چهره جذابی داشت توسط خواجگان حرمسرای عادلشاه حاکم مشهد در حال معاشقه با دختر و یکی از همسران وی دیده شد و بدستور عادلشاه که از بستگان نادر شاه بود (بروایتی برادرزاده نادر شاه بود) اخته گردید.

کریم‌خان و دودمان قاجار

چندی بعد محمد حسن خان سپاهی مجهز و بانظم ترتیب داد و به جنگ با کریم خان زند پرداخت. در جنگهای اولیه پیروزی با قجری‌ها گشت. اما در اثر اختلافات داخلی میان آنان محمدحسن خان شکست خورد و در حال عقب نشینی توسط برخی سرداران خود کشته شد. پس از آن خواهرانش را به شیراز فرستادند و یکی از آنان به عقد کریم خان درآمد.

پسران محمد حسنخان اسیر می‌شوند

آقا محمد خان با همیاری حسینقلی خان پس از درگذشت پدرشان دست به جنگ‌های پارتیزانی زدند ولی این‌ها برای کریمخان چندان ویژه نبود تا آن که خراج آن سال استرآباد بدستور آقامحمدخان مورد سرقت واقع گشت. همین امر سبب جنگ میان فرستادگان کریمخانزند و او شد که در نهایت دستگیر گشت و به تهران بردند و کریم خان همینکه فهمید او دیگر خواجه است و بر اساس فرهنگ آن زمان هیچ کس برای یک خواجه ارزشی قایل تمی باشد امر کرد تا به تحصیل ذخیره آخرت بپردازد و از جاه طلبی دست بردارد.
پس از آن به شیراز منتقل شد و در اسارت به سر می‌برد. هرچند که به گفته بسیاری از مورخین (از جمله عضدالدوله برادرزاده آقامحمدخان)کریمخان با وی با احترام و محبت رفتار میکرد و او را پیران ویسه خطاب مینمود و در کارها با وی مشورت میکرد.
در همین زمان برادرآقامحمد خان حسینقلی خان جهانسوز در شمال ایران دست به یاغی گری زد. آقامحمدخان که میدانست از سوی کریمخان مواخذه خواهد شد از بیم جان خویش در حرم حضرت شاهچراغ بست نشست ولی کریم خان بوساطت اطرافیان خود او را مورد عفو قرار داد.

بنیان نهادن حکومت قاجاریه

آقا محمد خان در ۱۳ صفر سال ۱۱۹۳ هجری قمری (روز درگذشت کریم خان)، هنگامی که در باغ‌های اطراف شیراز به شکار مشغول بود، همینکه عمه‌اش او را از مرگ شاه زند آگاه ساخت، فرار کرد و به شتاب خود را به تهران رسانید و در ورامین مدعی سلطنت بر ایران گشت. سپس به ساری و استرآباد رفت و با کمک سران اشاقه‌باش، براندازی زندیه و رسیدن به قدرت را طراحی نمود و ولایات گرگان و مازندران و گیلان را تحت حکمرانی خویش قرار داد. وی در این زمان برای مطیع کردن برادران خود به جنگ با آنان پرداخت و حتی یکبار تا پای مرگ رفت ولی سرانجام در بندپی نجات یافت و به ساری آمد و تاج سلطنتی را که توسط زرگران ساری ساخته گشت را بر سر نهاد و پایتخت خود را ساری نهاد و جشن نوروز را به دستور وی با تشریفات برگذار نمودند. پس از تسخیر شمال ایران بر آذربایجان و کرمانشاهان نیز دست یافت. سپاه قاجار در کرمانشاه از تجاوز به ناموس مردم نیز خودداری نکردند. در آذربایجان نیز به قول نویسنده کتاب مآثر سلطانیه (عبدالرزاق دنبلی) شهر سراب را به یک حمله در آتش سوزانید. این در حالی بود که ابوالفتح خان پسر کریم خان مایل به حکومت نبود و سرانجام عمویش بر مدعیان چیره گشت ولی عمر حکمرانی زکی خان زند نیز کوناه بود و حکومت زندیه در جنگ و ستیز مبان شاهزادگان زند قرار گرفت ولی سرانجام لطف علی خان زند با همیاری حاج ایراهیم خان کلانتر شیرازی بر تخت سلطنت نشست. آقا محمد خان که هیچگاه خاطرات تلخی را که از کریم خان بهمراه داشت، از یاد نمی‌برد، از آن زمان به مدت ۱۵ سال با لطفعلی خان زند - که جوان بود و شجاع اما بی‌تجربه - به جنگ و تعقیب و گریز پرداخت. مهم‌ترین این نبردها، جنگ باباخان برادرزاده آقا محمدخان در سمیرم و محاصره شیراز و پس از آن محاصره طولانی کرمان در سال ۱۲۰۸ هجری قمری است در این جنگها لطفعلی خان مقاومت زیادی از خود نشان داد اما وزیر وی حاج ابراهیم خان کلانتر بوی خیانت نمود و باعث پیروزی آقامحمدخان شد..

فاجعه تاریخی کرمان

در اواخر تابستان همان سال قشون آقا محمد خان به کرمان نزدیک گشت. همه مردم کرمان بر آن عقیده بودند که قشون شاه قاجار در سرمای زمستان کرمان دوام نخواهد آورد و سرانجام مجبور به ترک آن دیار خواهند شد و برای همین هر شب بر بالای ابروج کرمان مردم شعر می‌خواندند و فحش‌های رکیکی نسبت به شاه قجر خطاب می‌دادند و او را مورد تمسخر قرار می‌دادند این فحش‌ها خان قاجار را خشمگین تر کرد. وی روزها از ببرون دروازه شهر مردم را تهدید می‌کرد که در صورتی که به این کار ادامه دهند، حمله سختی به آن شهر خواهد کرد و دیگر مثل بار قبل نخواهد بود. آقا محمد خان چنان به خشم آمد که پس از نفوذ به شهر که بر اثر خیانت تعدادی از نگهبانان روی داد، دستور داد که کوهی بلند از چشمان مردم کرمان پیش روی وی بسازند. بدستور وی تمام مردان شهر کور شدند و بیست هزار جفت چشم بوسیله سپاه قاجار تقدیم خان شد.(سر پرسی سایکس این تعداد را هفتادهزار جفت میخواند)همچنین آغامحمدخان سربازان خود را در تجاوز به زنان شهر آزاد گذاشت و جنایتی عظیم را رقم زد. اموال مردم به تاراج برده شد و حتی کودکان نیز به اسارت گرفته شدند.
اما لطفعلی خان زند به بم فرار کرد و قصد عزیمت به سیستان و بلوچستان را داشت ولی با خیانت حاکم بم دستگیر شد و در راین به فرستادگان آقامحمدخان تحویل داده شد و شاه قاجار او را به بدترین شکنجه‌ها عذاب داد. تا بدانجا که پاهای لطفعلی خان را به یک سر طناب و سر دیگر را به اسبی بست و تا بخشی از مسیر کرمان به شیراز آن را بروی مسیر بیابانی و ماسه‌های داغ کشاند و پس از آن در تهران به زندگی لطفعلی خان خاتمه داد و وعده خود به لطفعلی خان را عملی ساخت و سرانجام وی را در امامزاده زید تهران دفن کردند.

انتقال مرکز حکومت به تهران

او پس از قتح کامل جنوب ایران در واقع مقر حکم رانی خویش را در تهران نهاد در حالیکه پایتخت وی هنوز ساری بود؛ او برای آبادانی تهران بسیار کوشید و مهاجرین بسیاری را در آن شهر اسکان نهاد و به امر وی کلیمیان مقیم تهران اجازه ساخت کنشه و ارامنه نیز توانستند با آسودگی خاطر نسبت به تجدید بنای کلیساهای خود اقدام نمایند همچنین موبدکده و آتشکده برای زرتشتیان . پایگاه نظامی قوی در سواحل رود کن احداث نمود و دروازه‌های تهران خصوصا دروازه دولاب را مرمت کرد
سپس با سپاهی گسترده عازم قفقاز گشت تا حاکمان آنجا را مطیع خویش سازد در آنجا با مقاومت سرسختانه ابراهیم خلیل خان جوانشیر حاکم شوشی مواجه شد و سرانجام دست از محاصره این شهر برداشت و به تفلیس رفت. هراکلیوس حاکم تفلیس شهر را رها کرده و گریخت آغامحمدخان دستور ویران کردن قسمتی از شهر و قتل عام مردم داد و باردیگر سربازان وی در این شهر بدستور او به تجاوز به ناموس مردم دست زدند. تمام کلیساهای شهر ویران شد و روحانیون مسیحی دست بسته به رود ارس انداخته شدند. در نهایت آغا محمد خان با پانزده هزار تن از دختران و حتی پسران شهر که آنان را به اسارت گرفته بود به تهران بازگشت. اینان برای سواستفاده جنسی و نیز برای بردگی به ثروتمندان فروخته شدند .

رویکرد به خراسان و ماورای نهر و براندازی افشاریان

بعد ار آن به خراسان لشکر کشید و شاهرخ ، پسر نادر را که کور و پیر بود به همراه همه درباریانش به قتل رسانید تا انتقام کشتن فتحعلی‌خان را بگیرد. خان قاجار برای افشای محل جواهراتی که نادر از هند آورده بود شاهرخ را به حدی شکنجه کرد که وی در زیر این شکنجه‌ها جان سپرد. آقامحمدخان پس از کشف محل جواهرات نادر، آنان را روی سفره گسترد و از شدت عشق به طلا و جواهر، بر آنان غلتید. و سپس لشکرکشی به بخارا را قصد نمود که خبردار شد از جانب روس‌ها دیگر خطری نیست. برای همین حاکمان طرفدار روس آن دیار را سرکوب کرد و مرو را آزاد کرد و ازبکان را وادار به عقب نشینی نمود و بخارا را تحت الحمایه دولت ایران قرار داد و چون مردم آن دیار با وی مخالفتی نداشتند به آنان آزاری نرساند و پس از آن به دستور وی گروهی را به منظور تعقیب نادرقلی شاهرخ اقشار به هرات فرستاد و پس از آن تا کابل پیش رفتند ولی نادرقلی در کوه‌های هیمالیا در افغانستان مکان خود را تغییر می‌داد سرانجام از تعقیب وی دست برداشتند و بلخ را از حاکم کابل به بهای ۵۰۰ هزار سکه طلا خریداری نمودند؛ این کار آقا محمد خان چندین هدف را دنبال می‌کرد که مهم‌ترین و دراز مدت‌ترین آنها جلب حمایت حاکم کابل برای حمله به هندوستان بود و افغانستان را نیز تحت حمایت دولت ایران قرار داد و به ساری برگشت و در عمارت زمستانی خود واقع در پشت مسجد شاه غازی (که اکنون اثری از آن باقی نیست)، گنجینه‌های باقی‌مانده از دوران افشاریه - که نادر با خود از هند آورده بود و باعث ثروتمندی بسیاری از فرماندهان و نوادگان او شد - را پنهان کرد.

بازگشت به قراباغ و بدرود زندگی

در همین زمان قفقاز به اشغال روسیه در آمد. خان قاجار برای سرکوب آنان عازم قفقاز شد اما هنوز به آنجا نرسیده بود که تزار روس کشته شدو جانشین وی به سپاهیان خود دستور مراجعت داد. آقامحمدخان که از این مسئله سخت شادمان گردیده بود تصمیم گرفت که در قفقاز به تصرف شهر شوشی بپردازد که در حمله اول به دست وی نیفتاده بود. شهر شوشی پس از مدتی مقاومت در اثر اختلافات داخلی تسلیم شد ولی در حالی که از فتح بدون خون ریزی شوشی در قراباغ آذربایجان ۳ روز بیشتر نمی‌گذشت در بامداد ۲۱ ذی‌الحجه، ۱۲۱۱ هجری قمری بدست صادق نهاوندی و دو تن از همدستانش به قتل رسید و از آنجا که در آن زمان پیکر بزرگان را در عتبات عالیات بخاک میسپردند، وی را نیز به نجف اشرف بردند و در جوار آرامگاه امام اول شیعیان به خاک سپاردند در مورد علت مرگ وی گفته شده که خان قاجار به تعدادی از نوکران خود بدلیل یک نافرمانی جزئی قول داد که فردا اعدامشان خواهد کرد. اما در آن شب آزادشان گذاشت که آنان نیز بر وی حمله کرده و وی را کشتند .

درباره آقا محمدخان

مردی میانه اندام در مدت عمر خویش به عرق النساء؛ رماتیس؛ فشار خون مبتلا بود و یک بار در سال ۱۲۰۵ هجری قمری در سراب سکته کرد ولی با تجویز دکترها زنده ماند؛ گویند در جوانی نیز یک مورد وبا خفیف در او ظاهر گشت؛ رسم جنگ آوری را از پدر و رسم اقتصادی را از مادر فرا گرفت و در تمام عمر حتی یک لحظه سر از کتاب بر نداشت به طوری که دشمنان وی پخش کردند که از بس که بیکار بود همیشه در حال مطالعه بود در حالی که این چنین نیست و حتی در ستیزها کتاب خانه خویش را با خود می‌برد و در شب آخر نیز تا پاسی از شب مشغول شنیدن مندرجات کتاب از زبان کتاب خوانش بود.
آغا محمد خان پس از آشنایی با تاریخ ایران چنگیز و تیمور را بسیار پسندید و تصمیم گرفت که راه آنها را ادامه دهد. وی عکس چنگیز خان مغول را در بالای تخت خود و عکس امیر تیمور گورکانی را در مقابل خود نصب کرده بود. او گفته بود که استبداد شومی را پایه ریزی خواهد کرد که نظیر نداشته باشد و هر طغیانی را به شدت سرکوب خواهد کرد و کوچکترین تجاوز به مقام سلطنت را بیرحمانه کیفر خواهد داد.
آقا محمد خان مردی رشید و مقتدر، شجاع و سیاس بود. اما در عین حال بسیار بی رحم و بی انصاف، خونریز و ستمکار بود. در طول عمر خود حرفی نزد که به آن عمل نکند تا کار به تدبیر بر می‌آمد دست به شمشیر نمی‌برد. پشتکار و جدیتی تمام داشت. بسیار خسیس و مال اندوز می‌بود و در فرمانروایی بی‌همتا بود.
برخی بر این باورند که وی به چند زبان زنده دنیا آشنایی داشت و به ترکی فارسی عربی تسلط کامل داشت و فرانسوی و روسی را توسط بازرگانان فرانسه و روسیه آموخت؛ وی فردی متعصب و خشک مذهب بود و با روحانیون دینی به نیکی رفتار میکرد. شبها علیرغم خستگی و کار زیاد نماز شبش فراموش نمی‌شد علی رغم اخته بودن در حرمسرای وی زنهایی زیادی بودند و نام برجسته‌ترین آن‌ها مریم خانم و گلبانو خانم بود. همچنین علاقه فراوانی به گنج و ثروت داشت ؛ وی در ۱۷ سالگی پدر خویش را از دست داد و پس از آن در شیراز با محدودیت فراوانی روبرو بود.



حکایاتی از بی‌عدالتی‌های آقامحمدخان


عاقبت سرباز وفادار

زمانی که آقا محمد خان قاجار شهر کرمان را در محاصره داشت سربازی که یکبار جان وی را نجات داده بود به او خیلی نگاه می کرد و گویا با نگاه خود می خواست که آن ماجرا را به یاد خان بیاورد. آقا محمد خان نیز دستور داد تا چشم‌های او را در بیاورند.

کشف یک کودتا

روزی اندکی بعد از تاجگذاری، آقا محمد خان قاجار آماده می‌شد که با فتحعلی خان از سربازان مازندرانی سان ببیند... ناگهان یکی از افسران حاضر، در برابر شاه تعظیم بلندی کرد ... و مدتی در گوشی با وی صحبت داشت...
پس از چند لحظه آقا محمد خان اظهار درد کرد و رنگ پریدگی مرده وار سیمایش مویّد اظهارش بود. یکی از وزیران را به مرخص کردن سربازان برگماشت زیرا که حال سان دیدن نداشت.
همین که مجلس خالی شد، تغییر حالت داد ولیعهد و نزدیکان حاضر را روانه اتاق های دیگر کرد و فرمانده قره چوخاها را خواست و دو ساعت تمام با وی گفتگو کرد... در آن میان افسرانی را برای بازجویی به درون تالار می‌آوردند فتحعلی خان در دیوانخانه مجاور منتظر دستورهای عموی خود بود. سرانجام برادر زاده را نزد خود خواند و گفت: افسری که زیر گوشی با من صحبت می کرد یکی از رفیقان خود را متهم می‌کرد که قصد دارد شاه را بکشد...من هم در این دو ساعت بازجویی دقیق کردم تا معلوم شد که مدعی با افسر متهم دشمنی شخصی داشته و اتهام را سراپا از خود ساخته است... حالا پسر جان تو که روزی به پادشاهی خواهی رسید بگو ببینم به عقیده تو چه باید کرد؟ جوانک با شور ساده لوحانه‌ای گفت: باید مفتری را تنبیه کرد و کسی را که به او بهتان بسته اند، پاداش داد.
آقامحمدخان گفت: به این ترتیب تو دستوری می دادی که از نظر عدالت انسانی معقول و منطقی بود ولی فرمانی نبود که در شان پادشاه باشد. باز هم برو بیرون و منتظر دستور من باش...

ساعتی بعد فتحعلی خان را به تالاری که شاه در آنجا بود خواندند. وی چیزی در آنجا دید که از نفرت و وحشت خون در رگهایش بند آمد...نعش چند افسر را در آنجا دید و در آن میان، مفتری، متهم و همه کسانی را که به عنوان گواه بازپرسی شده بودند، بازشناخت. شاه گفت من دچار اشتباه شدم که دو طرف را رویاروی کردم. روی اینگونه چیزها نباید بحث شود، زیرا که شایسته نیست در میان اطرافیان شاه ...کسانی آمد و شد داشته باشند که امکان شاه کشی به گوششان خورده است... من برای جبران اشتباهی که کردم چاره‌ای نداشتم جز آنکه بدهم همه کسانی را که به هر عنوان، پایشان به این قضیه کشانیده شده بود، خفه کنند!!!
فتحعلی شاه
(۱۷۷۱ - ۱۸۳۴) دومین شاه از دودمان قاجار بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی فرمانروایی کرد. وی فرزند حسین‌قلی‌خان برادر جوانتر آغامحمدخان قاجار بود. پس از کشته شدن عمویش، فتحعلی شاه به پادشاهی رسید. لقب او سلطان صاحبقران بود چرا که بیش از بیست و پنج سال شاهی کرد(در آن روزگار 25 سال را هم قرن می‌‌دانستند.)
نام اصلی فتحعلی،خان بابا خان بود ولی به هنگام تاجگذاری نام فتحعلی را که نام نیای خود فتحعلی خان قاجار بود برای خود برگزید.جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار که به جدا شدن سرزمینهای قفقاز از ایران انجامید در زمان این پادشاه رخ داد.می‌توان گفت که روند پاره پاره شدن خاک ایران با پادشاهی او آغاز شد.ولیعهد او پسرش عباس میرزا بود که در این جنگها از خود دلاوری نشان داد.ولی عباس میرزا پیش از فتحعلی شاه مرد؛پس پسر او محمد میرزا ولیعهد شد که پس از مرگ فتحعلی شاه با نام محمد شاه برتخت نشست.
گفته می‌شود که فتحعلی شاه ۱۵۸ همسر و ۲۶۰ فرزند داشته است.
محمد شاه
نوهٔ فتحعلی شاه و فرزند عباس میرزا بود.وی سومین شاه از دودمان قاجار بود.فتحعلی شاه با اینکه فرزندان بسیاری داشت ولی برای مهر فراوانی که به عباس میرزا داشت پس از مرگش پسرش را ولیعهد خواند.محمد شاه در تاریخ قاجار شاه گمنام و کم اهمیتی است. پیش زمینه جدا شدن افغانستان از ایران در روزگار او رخ می‌‌نمود.پس از او پسرش ناصرالدین میرزا و ناصرالدین شاه آینده بر تخت نشست.مهد علیا همسر محمد شاه و مادر ناصرالدین شاه در روزگار پادشاهی پسرش به نفوذ بالایی در کارهای کشور دست یافت. مرگ محمد شاه به دلیل بیماری نقرس بود.
ناصرالدین‌شاه
معروف به سلطان صاحبقران و بعد شاه شهید ، از شاهان دودمان قاجار ایران بود.
وی در سال 1247 هجری قمری در تبریز بدنیا آمد. مادر او مهد علیا نام داشت. خبر درگذشت پدرش محمدشاه را در سال ۱۸۴۹ میلادی هنگامی که در تبریز بود شنید، سپس به یاری امیرکبیر به پادشاهی رسید و بر تخت طاووس نشست. برای بازپس‌گیری مناطق شرقی ایران از دست انگلیس‌ها، به‌ویژه منطقه هرات کوشش کرد ولی پس از تهدید و حمله انگلیسی‌ها به بوشهر ناچار به واپس‌نشینی شد.
نخستین بار در 1873 میلادی به اروپا سفر کرد. او نخستین پادشاه ایران بعد از اسلام بود که به اروپا مسافرت کرد. آوردن دوربین عکاسی به ایران از جمله کارهای اوست.
در آستانه مراسم پنجاهمین سال تاجگذاری در سال 1313 قمری به دست میرزا رضای کرمانی در حرم شاه عبدالعظیم ترور شد.
مظفرالدین ‌شاه
پنجمین پادشاه ایران از دودمان قاجار بود.
او پس از کشته شدن پدرش ناصرالدین ‌شاه،و پس از نزدیک به پنجاه سال ولیعهد بودن،شاه شد و از تبریز به تهران آمد.
او نیز مانند ناصرالدین‌ شاه چند بار با وام گرفتن از کشورهای خارجی به سفرهای اروپایی رفت.در جریان جنبش مشروطه برخلاف کوشش‌های صدراعظم هایش میرزا علی اصغرخان امین السلطان (اتابک اعظم) و عین‌الدوله، با مشروطیت موافقت کرد و فرمان مشروطیت را امضا کرد.
او ده روز پس از امضای فرمان مشروطیت درگذشت.وی فردی بیمار بود و به این دلیل اداره امور کشور را به عین الدوله صدراعظم خود داد.
محمدعلی شاه
ششمین پادشاه از دودمان قاجار در ایران بود و در 1285 هجری خورشیدی به حکومت رسید. او فرزند مظفرالدین شاه قاجار بود. مخالفت او با مشروطه بود که پدرش پیش از مرگ آن را پذیرفته بود. این رویداد که بدان خُرده خودکامگی یا استبداد صغیر می‌‌گویند به خونریزی بسیاری انجامید و سرانجام محمدعلی شاه هم تاج و تخت خود را بر سر این خودکامگی اش باخت.
او پس از به توپ بستن مجلس با فشارهای داخلی و خارجی مجبور به ترک ایران شد. پس از وی پسرش احمد شاه در سنین کودکی به عنوان شاه انتخاب شد.
احمدشاه
آخرین پادشاه ایران از دودمان قاجار بود.
او پس از فتح تهران و خلع پدرش محمدعلی‌شاه، در 12 سالگی به سلطنت رسید. تا رسیدن او به سن بلوغ ابتدا عضدالملک و سپس ناصرالملک نایب‌السلطنه بودند.
اندکی پس از کودتای اسفند ۱۲۹۹ و قدرت گرفتن سردار سپه به اروپا رفت. پس از آنکه سردار سپه به وفاداری به شاه سوگند خورد باز به ایران برگشت او بیش از هرچیز نگران وضع خود بود و به احوال مملکت چندان وقعی نمی‌نهاد. مهمترین دغدغه‌اش حفظ مقرریی بود که از انگلستان دریافت می‌کرد. سرانجام با قدرت گرفتن سردار سپه و تحمیل خود به احمد شاه به عنوان نخست وزیر و وخامت اوضاع احمد با شاه باز به اروپا رفت هنگامی که آن‌جا بود با رای مجلس موسسانی که سردار سپه ترتیب داده بود دودمان قاجار منقرض شد.
در محله نوئی در پاریس در گذشت.